
![]()
بنای رختشویخانه زنجان در محله قدیمی عباسقلی خان شهر زنجان، در خیابان سعدی روبروی خیابان ۷ تیر، در سال ۱۳۴۷ هجری قمری (۱۳۰۷ هجری شمسی) به دستور رئیس بلدیه، علی اکبر توفیقی (شهردار وقت زنجان)، ساخته شده است.
این بنای تاریخی عام المنفعه در سطح کشور بی نظیر و منحصر به فرد می باشد. این مکان مهم تاریخی در حال حاضر به عنوان موزه مردم شناسی مورد بازدید گردشگران قرار می گیرد.
![]()
مشخصات بنا:
آب این محدوده که دارای فضا های متعددی است از قنات قلعچه حاجی میربها الدین تامین می شد. فضا های این مجموعه را می توان به دو بخش مدیریت رختشویخانه شامل حیات و قسمت مسکونی و فضای اصلی شستشوی رخت که خود دارای چهار قسمت است تقسیم کرد. حیاط محوطه ای است به شکل مربع و مستطیل به میزان ۴۰۰ متر مربع (۳۲×۱۲ متر) شامل درختکاری و فضای سبز، و اعیانی آن در جبهه شمالی محوطه به مقدار ۶۰ متر مربع شامل دو اتاق و یک ورودی است که این ورودی فضاهای محوطه، سرایداری و محل شستشوی رخت را به همدیگر متصل می نماید. پلان و نمای این واحد مسکونی، دارای بار فرهنگی بوده و به سبک معماری سنتی شناخته شده زنجان احداث گردیده است.
![]()
خزینه این رختشویخانه ۱۷ متر طول ۵۵/۱۱ متر عرض و حدود ۸ متر ارتفاع دارد فضایی شبیه تراس مشرف به فضای رختشویخانه وجود دارد که به عبارتی می توان آن را شاه نشین و محل مدیریت نامید. محل ورودی بنا به شبکه ارتباطی کوچه های شهر را پیدا می کرد و خانمی که گفته می شود همسر معمار این بنا بوده است کار کنترل و نظارت بر امور رختشویخانه را بر عهده داشت و در قبال این کار مبلغی ماهیانه دریافت می کرد. از معماری این فضا چنین استنباط می شود که معمار آشنایی کاملی به شیوه سنتی داشته که توانسته است با کمک قوس ها و نورگیر ها فضای دل انگیزی را در قسمت بالای انبار سالن اصلی رختشویخانه و تردد افراد را انجام می داده است.
![]()
طراحی و اجرای فضای داخلی و اصلی بنای رختشویخانه دورنمای بسیار زیبایی دارد و سالن آن با ۱۱ ستون به طور قرینه به دو قسمت تقسیم شده است. این فضا از سالنی به عرض ۷/۱۳ متر طول ۶۲ متر و مساحت زیربنای ۸۵۰ متر مربع برخوردار است. فاصله ۱۱ ستونی که به طور قرینه سالن را به دو قسمت تقسیم کرده اند در جهت قرینه از چهار واحد حوضچه و مجاری آب در حد فاصل حوضچه ها تشکیل یافته و حدود آن را سنگ های حجاری شده از جنس تراورتن از یکدیگر مجزا می کند.
بنای رختشویخانه زنجان به شماره ثبت ۱۷۴۷ در آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران
این مجموعه دربرگیرنده آرامگاه علی بن موسی الرضا (ع)، هشتمین امام شیعیان می باشد. مجموعه حرم امام رضا (ع) از نظر مساحت بزرگترین مسجد و از لحاظ جمعیت دومین در جهان است. از جمله فضاهای مرتبط این مجموعه مسجد گوهرشاد، موزه، دو کتابخانه، چهار مدرسه علوم دینی، گورستان، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، سالن غذاخوری برای زائران، رواقهای وسیع برای نمازگزاران و چندین ساختمان دیگر می باشد. حرم اما رضا (ع) به تنهایی محوطهای به مساحت ۲۶۷۰۷۹ متر مربع را پوشش میدهد و در مجموع که شامل هفت صحن می شود، مساحت آن به ۵۹۸۶۵۷ متر مربع می رسد.![]()
مشهد واژه مختصر مشهد الرضا و به معنی محل و مکان شهادت و نام شهری است که به مرکزیت مدفن امام رضا (ع) در سناباد شکل گرفته است. پیکر مطهر امام رضا (ع) درسال 203 هجری قمری در این شهر به خاک سپرده شده است. در طی سالهای بعد جهت احداث حرم کارهای صورت گرفت اما در سال 499 هجری قمری زمانی که ترکمانان به این شهر تهاجم آوردند باعث تخریب برج و باروی شهر مشهد شدند اما به بنای حرم آسیبی نرسید ولی پس از غائله 510 هجری قمری که عده زیادی در مشهد به قتل رسیدند و خرابی مختصری ایجاد شد، عضدالدین فرامرز علی حاکم وقت مشهد، حصار جدیدی به دور مشهد الرضا کشید و در عهد سلجوقیان نیز با اقدامات عمرانی ابوطاهر قمی بیش از پیش بر جمعیت و رونق مشهد افزوده گردید. درعهد خوارزمشاهیان نیز مشهد مورد توجه امرا و حکام بود و درجریان یورشهای مغولاها به طوس، مشهد به عنوان منطقه امن و بدون خرابی به جای ماند و با جذب مهاجران پناهنده بر جمعیتش افزوده شد. از اواخر عهد تیموریان و در دوره صفویه مشهد بارها مورد تهاجم ازبکها واقع شده است اما بیشترین صدمه به حرم امام رضا(ع) در سال 977 هجری قمری در پی حمله سپاه عبدالمؤمن خان ازبک صورت گرفت و اشیا و اموال خزانه حرم امام رضا و تزئینات آن به غارت رفت. اما به واسطه توجه شاهان و امرای صفویه خرابیها جبران شد و در جهت توسعه بناهای اطراف حرم امام رضا اقدامات جدی صورت گرفت.
در دوره افشاریه نیز مشهد به عنوان مرکز سیاسی و مقر فرمانروایی مورد توجه قرار گرفت و با ایجاد سقاخانه اسماعیل طلایی و طلاکاری ایوان و مناره قدیمی و احداث مناره ایوان عباسی و ساخت ضریح جواهرنشان و اختصاص موقوفات و انتظام امور ابنیه رضوی، مشهد و حرم امام رضا(ع) از رونق بیشتری برخوردار گردید. در این دوران نیز مشهد بارها مورد تهاجم ترکمانان قرار گرفت و با شورش سالار و رخدادهای دیگر از قبیل به توپ بسته شدن حرم در سال 1320 و اشغال شهر در جنگ جهانی اول، صدمات و خسارات زیادی بر حرم امام رضا(ع) و شهر وارد گردید. در دوران پهلوی نیز بناها و خیابانهای جدید در مشهد ایجاد و صحن موزه بنا شد و ساختمانی برای کتابخانه آستانه ساخته و رواقهای دارالشرف، دارالزهد و دارالسرور بنا گردید و میدانی در اطراف حرم امام رضا(ع) مطهر احداث شد و با ایجاد خیابان ها، محلات میادین، مدارس جدید، بیمارستانها و فراهم ساختن امکانات بهداشتی، خدماتی و فرهنگی شهر مشهد گسترش یافت. ایجاد فرودگاه، ایستگاه راه آهن و جادههای مواصلاتی زمینه را برای جذب بیشتر زائران و مسافران فراهم کرد و برای رفاه زائران و مسافران مراکز مختلف رفاهی از قبیل هتلها و مهمانپذیرها در نقاط مختلف مشهد به ویژه اطراف حرم مطهر امام رضا احداث گردید.![]()
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شهر مشهد مقدس به عنوان مهمترین قطب زیارتی کشور بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت و امکانات فرهنگی، رفاهی و خدماتی گسترش چشمگیری یافت. با اجرای طرح جامع در اطراف اماکن متبرکه و احداث صحنهای جدید قدس، جمهوری اسلامی و صحن جامع رضوی و رواقهای جدید دارالولایه، دارالهدایه، دارالرحمه، دارالاجابه و بستها و دیگر بناها، بر وسعت و زیبایی اماکن متبرکه حرم امام رضا (ع) افزوده شد و مشهد مقدس بیشتر مورد توجه زائران و مسافران قرار گرفت.
@ رضا نورمحمدی - عطیه مومنی
مجموعه گنجعلی خان کرمان یکی از نقاط دیدنی شهر کرمان مرکز استان کرمان است که به دلیل معماری خاص بناهای آن گردشگران زیادی را به خود جذب می کند.
گنجعلیخان از سرداران سلحشور دربار صفویه بود که به سال ۱۰۰۵ قمری به فرمان شاه عباس صفوی حاکم کرمان شد.
او مردی لایق و حاکمی دلیر و مدیر بود. دوران حکومت وی در کرمان از روشن ترین دوران تاریخی این دیار است. در این دوره کرمان از ثبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خوبی برخوردار بود و این وضعیت از لیاقت و کفایت حاکم گنجعلی خان سرچشمه میگرفت. اقدامات عمرانی چشمگیری در دوران حکومت وی (۱۰۰۵ – ۱۰۳۴ قمری) صورت گرفت و او سعی داشت شهر ضعفا را لااقل به دهکده اغنیا تبدیل نماید. از جمله بناهای عام المنفعه که به دستور این حاکم در شهر کرمان ساخته شد، مجموعه گنجعلی خان است که در دوران حکومت او احداث و امروزه از جاذبه های تاریخی و دیدنی شهر کرمان محسوب میشوند.
مجموعه گنجعلی خان از جاذبه های مهم گردشگری شهر کرمان است و شامل میدان، مسجد، حمام، بازار، سرا و سایر ابنیه دیگری است.
این مجموعه که در مرکز شهر کرمان و در حاشیه بازار واقع شده، در ساخت، شکل گیری و تکامل بازار کرمان تأثیر گذار بوده است.
مساحت مجموعه قریب به ۱۱۰۰۰ متر مربع است که دارای یک میدان میباشد و سایر آثار و ابنیه در محورهای شرقی – غربی و شمالی – جنوبی آن شکل گرفته اند.
به منظور تکامل مجموعه و با توجه به کاربری های متفاوت بازارها و مساجد کوچکی در چهار جناح میدان بنا کرده اند و یک مسجد اختصاصی در ضلع شرقی میدان وجود دارد که با توجه به تزیینات منحصر به فرد، می توان آن را موزه ای از هنرهای بدیع معماری برشمرد.
حمام گنجعلی خان:
یکی از مهمترین بناهای مجموعه، حمامی است که در ضلع جنوب میدان و در میانه بازار بزرگ کرمان واقع است و در سال ۱۰۲۰ قمری ساخته شده و معمار آن سلطان محمد، معمار یزدی بوده است.
حمام گنجعلی خان اثری بدیع از نقاشی ها، مقرنس کاری ها، کاشیکاری ها و گچبرهای زیبا همراه با استفاده از تزیینات سنگی بسیار ظریف است.
این حمام ۲۶ متر طول ۳۰ متر عرض و حدود ۱۳۰۰ متر مربع زیربنا دارد، که شامل سردر، دالان ورودی، رختکن، هشتی حد فاصل گرمخانه، خزینه، چال حوض، بخش خصوصی و تون میباشد.
این حمام تا حدود ۶۰ سال پیش دایر بوده اما در حال حاضر کاربری گردشگری پیدا کرده و همه روزه به ویژه در ایام تعطیل، پذیرای بازدیدکنندگان بسیاری است.
در این حمام مجسمه های مومی ملبس به لباس های سنتی مردم کرمان، صحنه هایی از استحمام به شیوه سنتی را به نمایش گذاشته اند.
در کنار این مجسمه ها وسایل مختلف حمام نیز نمایش داده می شود. این مجسمه ها در سال ۱۳۵۲ در دانشکده هنرهای زیبای تهران، طراحی و به این محل منتقل شدند.
میدان گنجعلی خان:
از دیگر آثاری که از مجموعه گنجعلی خان بر جای مانده، میدانی در بخش مرکزی شهر کرمان است که در حاشیه بازار بزرگ واقع شده است و همانند میدان های نقش جهان در اصفهان و یا میرچخماق در یزد، در اطراف خود بعضی از عناصر شهری را گرد آورده است.
در ۳ ضلع میدان گنجعلی خان بازار واقع شده و در ضلع دیگرش سرای گنجعلی خان قرار دارد.
وجود حمام، آب انبار، ضرابخانه و همجواری با بازارها و چهار سوق، این مجموعه به هم تنیده را کامل کرده است. طاق نماهای آجری، کاشیکاری، فضای سبز، حوض آب و دیگر آثار دیدنی، بر زیبایی این میدان افزوده اند.
مسجد گنجعلی خان:
مسجد در ضلع شرقی و در جوار سرای گنجعلی خان واقع شده است. ورودی آن از طریق طاق نماهای میدان است که ساده اجرا شده اند. در بدنه داخلی طاق نما تزیینات گچبری با طرح گره دیده میشود که تماشاگر را به خود جلب میکند.
تاریخ احداث مسجد سال ۱۷۰۰ قمری است. نقشه گنبد خانه مربع است که در پاکار تبدیل به ۸ و در مرکز گنبد تبدیل به نورگیر ۱۲ ضلعی شده است. تمامی سطح داخلی گنبد با مقرنسکاری و تزیینات مرسوم دوره صفویه تزیین شده است.
ضرابخانه (موزه سکه):
این بنا در اواسط بازار غربی و در شمال میدان واقع است. نقشه آن چهار طاقی و به شکل ۸ ضلعی می باشد که دارای گنبد مرکزی و ایوان های جانبی است. طاق ها و ایوانهای ضرابخانه با گچبری های زیبایی تزیین گردیده است.
این بنا از آثار اواخر دوره گنجعلی خان است و محل ضرب سکه و مسکوکات طلا و و نقره دولتی بوده است و در حال حاضر انواع سکه های قدیمی در غرفه های آن به نمایش گذاشته شده و یکی از معتبرترین موزههای سکه ایران است.
آب انبار:
این بنا در حد میانی بازار غربی قرار گرفته است و دارای سردری زیبا با تزیینات مربوط به دوره صفویه میباشد. تاریخ احداث آن ۱۰۲۹ قمری است. آب انبار به دستور علیمردان خان پسر گنجعلی خان بنا شده است و معمار آن استاد عبدا… بوده است.
این آب انبار با دهلیزی طولانی و راه پله به پا آب راه دارد و مخزن آن در این قسمت واقع شده است. این محل یکی از معتبرترین آب انبارهای شهر در عصر خود تلقی میشده است.
سرای گنجعلی خان:
در ضلع شرقی میدان و در محور آن سردر بلند و زیبایی وجود دارد که تاریخ احداث آن سال ۱۰۰۷ قمری میباشد. ساختمان این سرا در دو طبقه احداث شده است.
در طبقه زیرین دکاکین و در طبقه بالا حجره های تجار ساخته شده اند. نمای این سرا دارای کاشیکاری معرق بوده است. طرح های مورد استفاده نقوش مرسوم عصر صفویه است که تحت تأثیر هنر نقاشی چین و مغول میباشند.
نقشه سرا چهار ایوانی است که در ایوان های شرقی و شمالی و جنوبی تزییناتی از نوع گچبری و نقاشی وجود دارد و در دورههای بعدی ورودی هایی از طرفین شمال و جنوب به داخل آن گشوده اند که سرا را به بازارهای اختیاری و نمد مالی متصل می نماید.
بازار گنجعلی خان:
این بازار خط مستقیمی است که در دو سوی آن دو دروازه ورودی و خروجی شهر یعنی دروازه ارگ و دروازه مسجد (وکیل) قرار دارد.
طول آن حدود ۳ کلیومتر است و متشکل از کاروانسراها، سراها و تیمچه هایی است که همگی در دو راستای عمود بر هم جای گرفته اند.
بخشی از بازار بزرگ کرمان در مجاورت مجموعه گنجعلی خان قرار دارد که بازار مسگری و بازار گنجعلی خان از آن جمله اند. بازار مسگری در امتداد بازار کلاه مالی در ضلع شمالی و شرقی میدان گنجعلی خان هستند که عناصری مثل ضرابخانه و آب انبار در آن قرار گرفته اند.
همچنین بازار جنوبی گنجعلی خان که حمام در اواسط آن قرار دارد و بخشی از بازار بزرگ (راسته بازار) را تشکیل میدهد و در امتداد بازار سراج ها قرار دارد.
در تلاقی بازار غربی و جنوبی در گوشه جنوب غربی، چهار سوق بزرگ شکل گرفته که معماری این فضا در نوع خود کم نظیر است.
مجموعه گنجعلی خان در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ۱۳۴۷ به شماره ۸۲۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران , تور
شهر رشت در پیش از اسلام و دست كم در دوره ساسانیان وجود داشته است. در زمانی كه حكومت ساسانی رو به فروپاشی میرفت، حكمرانی مستقل این دیار را گیلانشاه مینامیدند.
مدرسه شاپور
این مدرسه، از بناهای اوایل دوره پهلوی است كه در سر راه رشت - انزلی قرار دارد و اولینمدرسه به شیوه امروزی و با معماری نوین در گیلان است كه در فهرست آثار ملی كشور به ثبت رسیده است. مدرسه قدیمی معروف به شهید بهشتی مربوط به دوره قاجار نیز در رشت قراردارد.
آرامگاه میرزاکوچک خان جنگلی
آرامگاه میرزا كوچكخان جنگلی معروف به سردار جنگل در جنوبرشت واقع شده است. این آرامگاه كوچك و با اهمیت مورد عنایت و توجه مسافران و مردم است كه با سادگی و زیبایی بر روی قبر میرزا كوچك خان جنگلی احداث شده است.
![]()
مسجد صفی
این مسجد از بناهای مذهبی زیبای شهر رشت است كه بنای اصلی آن در دوره صفویهساخته شده است. وجه تسمیه این مسجد به محمد میرزا معروف به صفی میرزا، پسر بزرگ شاه عباس معروفاست. این محل كه قتلگاه شاهزادگان جوان و بیگناه بود، به دستور شاهعباس، «شهیدیه« نامگذاری شد. مسجدصفی دارای كاشیكاری و گچبری های زیبایی است و به دلیل قدمت تاریخی اهمیت فرهنگی، هنری و جهانگردی دارد.
روستای كیاشهر
این روستا در طول زمان پیشرفتی شگرف داشته و به شهر تبدیل شده است. كیاشهر در كنار مردابی زیبا آرمیده است و پوشش گیاهی و هوای دلانگیزی دارد. اسكله چوبین مرداب كلبههائی برای اتراق و ماهیگیری دارد. در پارك جنگلی نزدیك دریا نیز مهمانسرا و رستورانی برای آسایش مسافران ساخته شده است. این روستا یكی از زیباترین چشماندازهای طبیعی استان گیلان است.
خانه ابریشمی
خانه ابریشمی از بناهای زیبای عصر قاجار و در محله صیقلان رشت واقع است. این خانه دارای دو تالار به نام های چینی خانه و تالار آیینه است. هر یک از تالارها با تزئینات پر کار آرایش یافته اند. در تالار چینی خانه ظروفی منقوش به نقش گل و مرغ، در دوایری که با گچ بری ها احاطه شده، به جای گرفته اند. از دیگر قسمت های این بنا تالار آیینه با آینه کاری های دقیق و ظریف است. تزئینات بی شمار سقف، گیلویی ها، طاق ها، طاقچه ها و سردرها به همراه گچ بری های ظرفی در اطراف پیش بخاری این بنای مسکونی را در ردیف زیباترین منازل دوره قاجاریه قرار داده است. از آنجا که این بنا در گذشته به حاجی میرزا ابریشمی تعلق داشت. امروزه نیز با نام صاحب اولیه آن خوانده می شود.
![]()
خانه میرزا کوچک جنگلی
بعد از 85 سال که خانه میرزا کوچک جنگلی به صورت مخروبه ای درآمده بود با پیگیری های صورت گرفته از سوی بنیاد پژوهشی فرهنگی میرزا کوچک جنگلی در سال 1382 از طرف شورای شهر رشت برای انجام خدمات تاریخی فرهنگی در اختیار بنیاد ذکر شده قرار گرفت. بنیاد نیز به عنوان یک سازمان غیر دولتی، غیر سیاسی، غیر انتفاعی (سازمان مردم نهاد ) با کمک های مردمی و یاری ادارات مربوطه خانه را با استناد به اسناد و عکس های جمع آوری شده به همان صورت اول بازسازی کند. اکنون نیز که توانسته کتابخانه، مرکز اسناد، تندیس و موزه میرزا کوچک جنگلی را به بهره برداری برساد به موفقیت های روزافزون خود مباهات می ورزد.![]()
دانای علی
بقعه دانای علی در محله چمار سرای رشت و در وسط خیابان بیستون واقع است. به نقل از پیران قوم، این بقعه از آن پیری دانا و مومنی پرهیزگار است که به مقام طی الارض رسیده و نمازهای روزانه خود را در مکه معظمه می خواند. ساختمان بقعه کوچک از آجر و آهن است و با سنگ مرمر کاشی های مکتوب و منقوش تزئین شده است. گنبد کاشی کاری شده بقعه با طرح کلاه درویشی به تقلید از گنبد شیخانه در لاهیجان ساخته شده است.![]()
عمارت کلاه فرنگی
این عمارت که در میان پارک شهر رشت (باغ محتشم) جای گرفته از بناهای زیبای شهر رشت به شمار می آید. رودخانه گوهر رود با انحنای خاصی از جنوب ساختمان و باغ عبور کرده و زیبابی محیط اطراف بنا را دو چندان می سازد. باغ محتشم و عمارت کلاه فرنگی در زمان محمد صادق خان اکبر سردار محتشم ملقب به سردار معتمد ساخته شد. این بنا از بیرون سه طبقه به نظر می آید. در حالی که از داخل دارای چهار طبقه است. در اطراف ساختمان در طبقات اول و دوم 18 ستون چوبی کار گذارده شده که بام و بالکن طبقه دوم را روی خود استوار می دارند طبقات اول و دوم هر یک دارای دو اتاق است. این اتاق ها هر یک به وسیله پنجرهایی نورگیری داخلی و تهویه مناسب هوا را در فصل گرم سال ممکن می سازند. عمارت کلاه فرنگی یک بنای چند ضلعی است. همین مساله ظاهر زیبایی به ساختمان می بخشد و از یکنواختی نمای بیرون آن جلوگیری می کند. بلندترین اتاق این عمارت هشت گوش و از هر سو دارای پنجره هایی است که رو به باغ باز می شود. مصالح به کار رفته در این بنا آجر، چوب و گچ است. از سفال های خمره ای قرمز رنگ نیز برای پوشش بام استفاده شده است. عمارت کلاه فرنگی مدت ها محل سکونت حاکمان و فرمانداران شهر رشت بود و بارها به دست تعمیر و مرمت سپرده شد. در سال 1374 این عمارت به مدیریت میراث فرهنگی گیلان واگذار گردید و امروزه از آن به عنوان مرکز آموزش هنرهای سنتی استفاده می شود.
رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران
میدان امیرچخماق نام میدانی در شهر یزد است. مجموعه بناهای تاریخی امیرچخماق یزد شامل بازار، تکیه، مسجد و آب انبار که قدمتشان به دوره تیموریان (قرن ۹ هجری) برمی گردد.
در آن دوره امیرجلالالدین چخماق از سرداران شاهرخ تیموری و حاکم یزد بود که با همکاری همسر خود فاطمهخاتون برای آبادانی یزد مجموعهای شامل تکیه، میدان، حمام، کاروانسراها، خانقاه، قنادخانه، چاه آب سرد و مسجد امیرچخماق را ساخت.
گردشگران امیر چخماق را نام میدانی در شهر یزد میدانند که در آن بنایی چند طبقه، مسجد و حسینیهای به همین نام وجود دارد. ساختمان بنای امیر چخماق ورودی بازارچه و بخشی از حسینیهای است که در قرن ۱۳ هجری بنا شدهاست.
حسینیه امیر چخماق توسط یکی از فرمانروایان یزد خراب شد هم اکنون این بنا در حال بازسازی و تبدیل دوباره به حسینیه میباشد.
در واقع این مجموعه با ارزش که نقطه خیابانهای اصلی شهر است شامل مسجد، تکیه، بقعه ستی فاطمه، بازارچه حاجی قنبر، آب انبار ستی فاطمه، نخل و آب انبار تکیه امیر چخماق میباشد. این مجموعه از آثار قرن نهم هجری است که امیر جلالالدین چخماق از سرداران و امرای شاهرخ تیموری هنگامی که به حکومیت یزد رسید با همکاری همسر خود ستی فاطمه خاتون برای آبادانی، شهر آن را بنیان نهاد.
بانیان در شمال مسجد، میدانی ایجاد کردند که هم اکنون پابرجاست و مرکز شهر یزد است. این میدان در عصر صفوی هم به همین نام شهرت داشت. در زمان شاه عباس برخی از این آثار احیاء شده است، از جمله چهار سوقی بر روی کاروانسرا ساخته شده است.
اوایل قرن سیزدهم هجری میدان جلوی مسجد و سردر بازار تبدیل به حسینیه شده است . البته آنچه مسلم است در آن زمان، این مکان نقش حسینیه را نداشته، چون ساخت چنین فضاهایی از زمان صفویه به بعد در ایران رواج پیدا کرده است.
در شرق میدان ا میر چخماق، بازاری به نام حاجی قنبر وجود دارد. این بازار از بناهای نظامالدین حاجی قنبر جهانشاهی است. این شخص که به امر جهانشاه قره قریونلو به حکومت یزد رسیده بود آثار دیگری هم در یزد بنا کرد. بعدها بر سر در بازار بنای زیبا و بلندی به اسلوب بناهای موجود در تکیـههای یزد سـاخته شد.
این بنـای عظیـم یکی از معـرفهای شهر یزد است و هنگـامی که میگوینـد « میرچخماق» مرادشان همین بناست در حالی که از آثر امیر چخماق نیست. مسجد امیر چخماق که در تاریخهای یزد به نام مسجد جامع نو نیز خوانده شده است .
در دوره صفویه به همت امیر جلال الدین چخماق شامی حاکم یزد از امراء و سرداران و مقرب درگاه شاهرخ و زن او ستی (بی بی) فاطمه خاتون احداث شده است.
این مسجد در سال ۸۴۱ هـ.ق به پایان رسید و از حیث زیبایی، وسعت، اهمیت و اعتبار بعد از مسجد جامع شهر قرار دارد در توصیف این مسجد باید گفت که در کریاس (ساختمان جلوی درب وروردی) مسجد به میدان میر چخماق باز میشود، سنگی نصب گردیده که بر آن متن وقفنامهای به خط نسخ نقر شده است.
در طرف راهروی شمالی که از درب کریاس به صحن وارد میشود، شبکههایی ظریف از کاشیهای معرق در پنجرهها نصب شدهاند. قسمتی از سردر صفحه ایوان کاشیکاری معرق شده است و جرزهای آن آجری رنگ میباشد. دور خارجی گنبد و بر کمربند آن عبارت «السلطان ظل الله» به کوفی بنایی تکرارشده است.
تکیه امیر چخماق در سال ۱۳۳۰ هجری شمسی و با شماره ۳۸۳ و مسجد امیر چخماق در سال ۱۳۴۱ با شماره مستقل ۲۴۷ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیدند. همچنین این بناها و دیگر الحاقات به عنوان مجموعه امیرچخماق نیز با شماره ۲۴۱۶ به ثبت ملی رسیدهاست.
رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران
حافظیه (آرامگاه حافظ) نام مجموعهٔ آرامگاهی موجود در شمال شهر شیراز و در جنوب دروازهٔ قرآن است. این مجموعه بهدلیل جایدادن آرامگاه حافظ شیرازی در خود به این نام مشهور شدهاست. مساحت حافظیه ۲ هکتار بوده و از ۲ صحن شمالی و جنوبی تشکیل یافته که این صحنها توسط تالاری از یکدیگر جدا شدهاند. این مجموعه ۴ درب ورودی-خروجی دارد که درب اصلی در سمت جنوب آن، دو درب در سمت غرب آن و یک درب در سمت شمالشرق آن قرار گرفتهاست.
تالار حافظیه که از آثار دورهٔ زندیان است، ۵۶ متر طول و ۸ متر عرض داشته و از ۲۰ ستون سنگی، هرکدام به ارتفاع ۵ متر تشکیل شدهاست. این تالار پیشتر شامل ۴ ستون و ۴ اتاق بوده که بعدها اتاقها از محدودهٔ آن حذف گردیدهاست. در سمت شرق و غرب تالار ۲ اتاق -یکی متعلق به سازمان میراث فرهنگی و دیگری مربوط به دفتر آرامگاه- وجود دارد. شیوهٔ معماری این تالار مربوط به دورههای هخامنشیان و زندیان است.
کوشک فلزی در اواخر دوره قاجاریه:
در سال ۸۵۶ ه. ق. ( ۱۴۵۲) حدود ۶۵ سال پس از وفات حافظ شمسالدین محمد یغمایی، وزیر میرزا ابوالقاسم گورکانی؛ حاکم فارس، برای اولین بار عمارتی گنبدی شکل بر فراز مقبره حافظ بنا کرد و در جلو این عمارت، حوض بزرگی ساخت که از آب رکن آباد پر میشد.
دوره صفویان و افشاریان:
این بنا در زمان حکومت شاه عباس صفوی (اوایل قرن یازدهم هجری قمری) مورد مرمت و باز سازی قرار گرفت و همچنین به دستور نادرشاه افشار آرامگاه باردیگر مرمت شد.
دوره زندیه:
کریمخان زند (۱۱۵۲ ه. ش) بر مقبره حافظ، بارگاهی به سبک بناهای خود ساخت و بر تربتش سنگی مرمرین نهاد که سنگ امروز نیز باقی است و دو غزل از حافظ به شیوه نستعلیق توسط حاجی آقاسی بیک افشار آذربایجانی نگاشته شدهاست که مطلع آن دو غزل چنین است:
مژده وصل تو کو، کز سر جان برخیزم طایر قدسم و از دام جهان برخیزم
و
ای دل غلام شاه جهان باش و شاه باش پیوسته در حمایت لطف اله باش
هم چنین تالاری با چهار ستون سنگی یکپارچه بلند ساخت که از طرف شمال و جنوب گشاده بود و در دو سوی آن، دو اتاق بنا کرد به گونهای که مقبره حافظ در پشت این بنا قرار میگرفت و در جلو آن باغ بزرگی را احداث نمود.
دوره قاجار و پهلوی:
پس از کریم خان زند در سال ۱۲۳۵ ه. ش. ابوالفتح میرزا مؤیدالدوله حکمران فارس، آرامگاه حافظ را بار دیگر تعمیر و مرمت کرد و در سال ۱۲۵۷ ه. ش. فرهاد میرزا معتمدالدوله فرمانروای فارس در گرداگرد مقبره حافظ، کوشکی چوبی ساخت. پس از آن در سال ۱۲۷۸ ه. ۳ اردشیر (زردشتی یزدی)، بار دیگر بارگاه حافظ را مرمت کرد و بر فراز آرامگاهش، کوشکی دیگر بنا کرد اما سید علیاکبر فال اسیری به دلیل زردشتی بودن اردشیر، بنای مرمت شده را ویران ساخت.
این بنا تا سال ۱۲۸۰ ه. ش همچنان ویران باقیماند و در این سال شاهزاده ملک منصور ملقب به شعاع السلطنه حاکم فارس، به یاری علیاکبر مزینالدوله (نقاش باشی)، کوشکی آهنین بر فراز آرامگاه حافظ ساخت و کتیبهای بر آن قرار داد.
در سال ۱۳۱۰ ه. ش. دبیر اعظم بهرامی استاندار فارس بر دیوار جنوبی حافظیه سر در بزرگی از سنگ نصب نمود و در جهت آبادی نارنجستان آن تلاش کرد.
ساخت بنای جدید:
در سال ۱۳۱۴ ه. ش سرهنگ علی ریاضی (رئیس فرهنگ فارس) با همیاری علی اصغر حکمت و نظارت علی سامی، با طراحی آندره گدار فرانسوی و با الهام گیری از عناصر معماری عهد کریم خان زند، به بازسازی بنای حافظیه اقدام نمودند.
در سال ۱۳۱۵ به کوشش علی اصغر حکمت، بنای کنونی با بهرهگیری از عناصر معماری زندیه و یادمانهای حافظیه، توسط آندره گدار فرانسوی طراحی و با همکاری علی سامی به اجرا در آمد.
دوره جمهوری اسلامی:
در سال ۱۳۸۶ اولین مرمت جدی و بازسازی، تمیزکردن سطح مسی روی گنبد، مرمت بخشهای خراب ساختمانهای اطراف و همچنین متصل کردن مقبرهها و باغهای اطراف به مجموعه انجام شد.
![]()
نمادشناسی:
کاشیکاری معرق در سطح زیرین گنبد آرامگاه با طراحی گرههای هندسی اسلامی.
آرامگاه حافظ در مقابل یکی از شلوغترین و پررفتوآمدترین خیابانهای شیراز قرار گرفته و نمای آرامگاه از خیابان مذکور غیرقابل مشاهدهاست. این خیابان نماد اسارت در جهان صنعتی و مدرن است؛ چنانچه نمیتوان از طریق آن، آرامگاه حافظ را که نماد افکار و اندیشههای عرفانی اوست، نظارهگر بود.
بخش جنوبی آرامگاه نماد دنیای مادی و ظواهر فریبندهٔ آن است. با نزدیکترشدن به آرامگاه، انسان از بند هواهای نفسانی آزاد شده و بالارفتن از ایوان به منزلهٔ معراج عرفانی و سیر و سلوک در دنیای ملکوت است. به تدریج آرامگاه که نماد خورشید است، نمایان میشود و پایینآمدن از ایوان، نماد تعظیم در برابر این خورشید درخشان است. ایوان از ۲ ردیف پلهکان تشکیل شده که هر ردیف شامل ۹ پلهاست. در ادبیات فارسی، ۹ عدد آسمانها بوده و مقدس شمرده میشود.
بخش شمالی آرامگاه نماد دنیای ملکوت است؛ چراکه در این قسمت به آرامگاه میرسیم که نماد دستیابی به حقایق و رمزورازهای دنیا است. این بخش شامل ۸ درب ورودی و خروجی است؛ همچنین آرامگاه نیز از ۸ ستون سنگی تشکیل یافتهاست. عدد ۸ نماد سدهٔ هشتم (سدهای که حافظ در آن میزیسته) و هشت درب بهشت است.
نمای بیرونی گنبد آرامگاه، نماد آسمان بوده و به شکل کلاه درویشان ترک است. گنبد از دورن با رنگهای مختلف عرفانی آراسته شدهاست؛ آبی فیروزهای (نماد بهشت)، سرخ ارغوانی (نماد شراب ازلی)، سیاه و سفید (نماد شب و روز) و قهوهای سوخته (نماد خاک) است.
معماری حافظیه:
در حال حاضر مجموعه حافظیه به چهار محوطه تقسیم شدهاست.
محوطه شمالی:
در این محوطه آرامگاه حافظ و درختهای نارنج و دو حوض مستطیل بزرگ شرقی و غربی نیز در این قسمت وجود دارد که این حوضها منبع آب حوضهای بزرگ باغ ورودی است. حافظ شناسی (مساحت ۳۳۰ مترمربع)، کتابخانه (مساحت ۴۴۰ مترمربع) و فروشگاه محصولات فرهنگی نیز در این ناحیه قرار گرفتهاست.![]()
سنگ مزار حافظ:
سنگ مزار حافظ به ارتفاع یک متر از سطح زمین قرار گرفته و به وسیله پنج ردیف پلکان مدور احاطه شدهاست. بر فراز بارگاهش گنبدی مسی به شکل کلاه دراویش (ترک ترک) بر روی هشت ستون به ارتفاع ده متر، بنا شدهاست و از درون با کاشیهای هفت رنگ معرق کاشی کاری شدهاست. همچنین در سقف آرامگاه هشت بیت از غزل:
حجاب چهره جان میشود غبار تنم خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم
بر روی سنگهای یکپارچه با خط ثلث نگاشته شدهاست.
دیوارهای اطراف حیاط شمالی:
بر دیوارهای این بخش از حافظیه غزلهایی از دیوان حافظ بر روی کاشی و سنگ مرمر نوشته شدهاست که غزلهایی با خط امیرالکتاب حاج میرزا عبدالحمید ملک الکلامی کردستانی نگاشته شدهاست.
دیوار شمالی غزلی با مطلع:
سحرم هاتف میخانه به دولت خواهی گفت باز آی که دیرینه این درگاهی
دیوار جنوبی غزلی با مطلع:
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نئی جان من خطا اینجاست
دیوار شرقی غزلی با مطلع:
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته خویش آورد و هنگام درو
دیوار غربی غزلی با مطلع:
بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است بیار باده که بنیاد عمر بر باد است
کتابخانه حافظیه:
در ناحیه شمالی مقبره کتابخانهای با مساحت ۴۴۰ مترمربع حاوی ده هزار جلد کتاب وجود دارد که به عنوان مرکز حافظ شناسی مورد استفاده قرار میگیرد.
رواق چهار ستونه (بیست ستون):
رواق چهار ستونه کریم خان زند به صورت تالاری وسیع، دارای بیست ستون سنگی بلند، ۵۶ متر و طول و ۷ متر عرض در آمدهاست به گونهای که چهار ستون عهد کریم خانی در وسط این بنا قرار گرفتهاست. بر روی دیوارهای دو طرف رواق، سنگهای مرمرین نهاده شدهاست و بر فراز این سنگها، کتیبهای قرار گرفته که بر روی آن غزل:
روضه خلدبرین خلوت درویشان است مایه محتشمی خدمت درویشان است
از روی خط میرعماد توسط هنرمندان شیرازی بر روی سنگ مرمر نقر شدهاست. این رواق که از نظر ارتفاع از تمام نقاط حافظیه بالاتر است حافظیه را به حیاط شمالی و حیاط جنوبی تقسیم کردهاست.
آب انبار:
در زیر رواق چهار ستون آب انبار حافظیه قرار گرفتهاست. آب انبار حافظیه به صورت کانال در وسط رواق بیست ستونه قرار دارد و حافظیه را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم کرده، به گونهای که مقبره حافظ در ناحیه شمالی قرار گرفتهاست.
آرامگاه خاندان قوام:
سمت چپ رواق بیست ستون اتاق بزرگی متعلق به آرامگاه قوام السلطنه با دو اتاق به جانب آن و شش اتاق دیگر که سه تا به آرامگاه و سه تای دیگر به نقاشی، مینیاتوری، معرق سازی و میناسازی تعلق دارد، است.
حیاط غربی:
در پشت آرامگاه قوام فضای سبزی با یک حوض در میان وجود دارد که آرامگاه غلامحسین صاحبدیوانی و درب ورودی آرامگاه قوام در آنجا قرار دارد.
حیاط شرقی:
در سمت راست حیاط شمالی، دیوار دارای ۱۴ طاقنماست که آرامگاه خاندان معدل نیز در همین قسمت است که در سال ۱۳۸۶ به کوشش میراث فرهنگی با تخریب خانهها و مقبرههای اطراف این محدوده به صورت محوطه شرقی به آرامگاه افزوده شد.
حیاط جنوبی (ورودی اصلی):
در حیاط جنوبی حافظیه، باغچههای بزرگی وجود دارد که گرداگرد آنها گل کاری شدهاست و مابین آنها دو حوض مربع مستطیل بزرگ است. (سنگهای لبه این حوضها همان سنگهای حوض باغ شمالی موزه پارس است که پس از امتداد خیابان کریم خان زند به سمت بازار وکیل، آن را خراب کرده، به حافظیه منتقل کردند) و در دو طرف حیاط، نارنجستان بزرگی وجود دارد. دیوارهای جنوبی و در ورودی باغ از نردههای آهنی ساده ساخته شدهاست و بر نمای خارجی تالار، رو به سمت باغ ورودی غزل
نگاشته شدهاست.
مساحت بخش جنوبی از در ورودی باغ تا پلکانهای رواق میانی، ۹۹۸۳ متر مربع میباشد.
حافظیه در دیدگاه مردم:
این مکان از دیرباز، قبله اهل دل و زیارتگاه عاشقان دور و نزدیک بوده و در جوارش عرفا و شعرای نامداری به خاک سپرده شدهاند. معتقدان این پیر صاحب کرامت، رفتن به آرامگاه او را با آداب و رسومی آیینی همراه میکنند، از جمله با وضو به آنجا میروند، در کنار آرامگاه حافظ کفش خود را از پای بیرون میآورند که این خود در فرهنگ مذهبی ایران نشانه احترام و قدسی بودن مکان است.
دیوان حافظ از معدود کتابهایی است که در کنار کتب دینی در خانهٔ هر ایرانی وجود دارد و کوچک و بزرگ آن را میخوانند و به اندازهٔ درک خود از آن بهره و لذت میبرند.
نظر حافظ در مورد مزار خودش:
حافظ شیرازی در شعری پیشبینی کردهاست که مرقدش پس از او زیارتگاه خواهد شد:
گل عذاری ز گلستان جهان ما را بس زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
بر سر تربت ما چون گذری، همت خواه که زیارتگه رندان جهان خواهد بود
رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران
سی و سه پل اصفهان این پل که در نوع خود شاهکارى بىنظیر از آثار دوره سلطنت شاه عباس اول است، به هزینه و نظارت سردار معروف او الله وردىخان بنا شده. این پل در حدود ۳۰۰ متر طول و ۱۴ متر عرض دارد و طویل ترین پل زاینده رود است که در سال ۱۰۰۵ هجرى ساخته شده است. در دوره صفویه،مراسم جشن آبریزان یا آبپاشان ارامنه در کنار این پل صورت میگرفت. ارامنه جلفا، مراسم «خاج شویان» را نیزدر محدوده همین پل برگزار میکردهاند. پل مزبور یکی از شاهکارهای معماری و پل سازی ایران و جهان محسوب میشود.
و به روایتی دیگر:
این پل در سال (۱۰۱۱ ه.ق) باهتمام اللهوردیخان سپهسالار شاه عباس و بنا به فرموده شاه مزبور شروع به ساختمان گردید و به طورى که در عالم آراى عباسى نوشته شده داراى چهل چشمه (دهانه) بوده که از هر چشمه آب خارج مىگردیده، پلى بسیار عریض و طویل و مرتفع، شالوده آن با سنگ و آهک ریخته شده و با آجر و گچ بالا رفته و دو طرف پل غرفات و غلام گردشهاى بلند فوقانى ساخته و چشمه هاى زیرینش زیاد با عرض و مرتفع و طول آن ۳۵۰ قدم و عرضش بیست قدم و شش معبر باین شرح داشته است:
۱- راه وسط که مخصوص عبور سواره و گردونهها بوده است. ۲ و ۳ دو طرف پل که از میان گالالریها ى زیبا مىگذشت و به پیادهرو تخصیص داشت. ۴ و ۵ پشت بامهاى گالارى از دو طر ف که دور آن نرده داشته و موقع طغیان رود تفرجگاه باشکوهى بوده است، سرانجام گالاریهاى پل به وسیله پلههاى ظریف بزیر پل متصل مىشد و از زیر پل هم موقع کم آبى عبور مىکردند. ۶ از زیر پل بود.
مساحت این پل را سیاحان انگلیسى چهارصد و نود یارد تعیین کردهاند. هفت دهانه این پل گرفته شده و اکنون ۳۳ دهانه دارد و از این رو به پل ۳۳ چشمه شهرت دارد.
این پل را بنامهاى: پل شاه عباسى – پل اللهوردیخان – پل جلفا – پل چهل چشمه – پل سى و سه چشمه خواندهاند و وجه تسمیه هر یک چنین است: ۱- پل شاه عباسى از آن جهت گویند که شاه عباس اول دستور بناى آن را داده است و چون بمباشرت و اهتمام اللهوردیخان ساخته شده به پل اللهوردیخان معروف گردیده و از لحاظ اینکه معبر مردم به جلفا بوده آن را پل جلف هم گفتهاند و چون در ابتداء چهل چشمه داشته پل چهل چشمه و اینک سى و سه چشمه دارد به پل سى و سه چشمه اشتهار دارد.
این پل براى اتصال خیابان چهار باغ کهنه عباسى به خیابان چهارباغ بالا و باغ هزار جریب و عباس آباد ساخته شده است. این پل در جشن آبریزگان و آب پاشان محل اجتماع شاه و بزرگان و شعراء و رجال و سایر مردم بوده است.
شرحى را که سرپرسى سایکس انگلیسى راجع به این پل نوشته از نظر اینکه بسیار دقیق و وضع پل را در آخر قرن سیزدهم و اوائل قرن چهاردهم هجرى مجسم مىنماید عیناً در اینجا نقل مىگردد:
![]()
خیابان با شکوه چهارباغ از یک طرف به پل اللهوردیخان کشیده مىشود، که با این که حالیه روى بویرانى نهاده معذا از پل هاى درجه اول عالم به شمار مىآید، اینجا از یک شاهراه سنگ فرش شده وارد مدخل عمومى پل مىشوند شکل فوق العاده و شگفت آور این پل که ۳۸۸ یارد طول آنست مقابل یک جاده سنگ فرش شدهاى به عرض ۳۰ پا بدین قرار ایت که در آن سه معبر در سه سطح مختلف تعبیه شده که یکى از آنها راه معمولى روى پل است که در دو طرف آن طاق نماهاى سرپوشیده ساختهاند. طاقنماها از طرفى برودخانه و از طرفى به همین جاده مشرف مىباشند، در بالا و پائین این طاقنماها که با تابلوى نقاشى شده تزیین یافته بود هر کدام یک پیاده روهائى است که با پله کانها باین راه اصلى وصل مىشود و در کنار سطح رودخانه معبر دیگرى است که به طول رودخانه امتداد مىیابد. تنها انتقاد مخالفى که براى ساختمان این پل مىشود کرد و آن از تصویر هم نمایان است آنکه، پل مزبور در مقابل جریان ضعیف و باریک زنده رود در بیشتر فصول سال بیش از، انداغزه جنبه ظرافت دارد.
در تاریخچه ابنیه تاریخى اصفهان درباره این پل تاریخى چنین نوشته است:
در انتهاى جنوبى خیابان چهارباغ پل اللهوردیخان است که به نام بانى و سازنده آن خوانده مىشود و در همان موقعى که شاه عباس دستور کاشتن درختان چهارباغ را مىداده رفیق و سپهسالار شاه نیز در ساختمان این پل به وسیله آجر و سنگ تراش فعالیتى به خرج مىداد، وضعیت این پل با قدیمش تفاوت زیادى نکرده است. ایوانچهها و غرفههاى زیبا و متناسب طرفین پل که جاى نشستن اهالى و عبور و مرور است به همان حالت اولیه باقى مانده است. طول این پل ۲۹۵ متر و عرضش ۱۳/۷۵ متر مىباشد. نوشتهاند که در ابتدا چهل چشمه داشته و به تدریج سى و سه چشمه شده در سنوات اخیر قسمت زیادى از بستر رودخانه را تصرف کرده و اشجارى غرس نموده بودند به طورى که چند چشمه پل از عبور آب محروم گشته ممکن بود بکلى متروک شود وى در سال ۱۳۳۰ که آقاى مصطفى خان مستوفى ریاست شهردارى اصفهان را داشت شهامت و شجاعت به خرج داد و اراضى مزبور را از تصرف غاصبین خارج و مجراى عبور آب چشمهها را باز کرد و اقدام به ساختمان دیوارهاى سنگى در طرف شما رودخانه نموده که نوز آثارش پابرجا و عملیاتش زبانزد مردم این شهر است. در دوره صفویه ارامنه حق داشتند تا میدانى که اول پل احداث شده بود جمع شوند و مالالتجاره و صنایع خویش را با صنعتگران اصفهانى تبدیل نمایند و حق نداشتند از این پل عبور کرده داخل شهر شوند در جل این پل مجسمه رضا شاه کبیر بر روى ستونى بارتفاع ۵ متر دیده مىشود که اسبى سوار و به طرف شما متوجه است اطراف این مجمسه فعلاً میدان ۲۴ اسفند و با میدان مجسمه نامیده مىشود.
در شمال شرقى پل یعنى اول خیابنى که به طرف شرق امتداد دارد ساختمان آجرى است که بیاد مقبره کمال الدین اسماعیل )قبرش در جهانباره است( ساخته شده و خیابان مزبور به نام آن بزرگوار نامیده مىشود که به طرف پل جوئى و خواجو امتداد دارد.
به طورى که ملاحظه شد گفتار تاریخچه ابنیه تارخى اصفهان وضع پل زاینده رود را در گذشته و حال تشریح کرده و اقتضاء داشت که براى استحضار سرگذشت پل ایام گوناگون درج گردد.
تاورنیه سیاح فرانسوى راجع باین پل در سفرنامه خود که نظم الدوله ابوتراب نورى آن را ترجمه کرده چنین نوشته است:
پلى که در وسط خیابان تقاطع مىکند موسوم به پل اللهوردیخان که بانى آن بوده است مىباشند و آن را پل جلفا هم مىگویند. این پل تمام از آجر و سنگ بنا شده و سطح آن بیک میزان است. دو طرف آن از وسطش پستتر نیست، ۳۵۰ قدم طول و بیست قدم عرض دارد و زیر آن چندین چشمه و طاق از سنگ ساخته شده که خلى پست و کم ارتفاع است، در دو کناره پل راهروى به عرض هشت نه پا و به طول تمام امتداد پل که چندین طاق با پایههاى مرتفع به ارتفاع ۲۵ یا ۳۰ پا سقف آن را نگاهداشتهاند دیده مىشود، اشخاصى که مىخواهند هوا خورى کنند وقتى که خیلى گرم نباشد از بالاى سقف راهروها عبور مىنمایند، اما معبر معمولى از زیر آن راهروها است که به منزله نرده و نگهبان است و روزه نهائى به طرف رودخانه دراد که هواى لطیف و خنک از آنه داخل راهرو مىشود. زمین راهرو از سطح پل خیلى بلندتر است و به توسط پله به راحتى بالاى آنها مىروند. فضاى وسط پل مخصوص عبور گارى و دواب است و تقریباً ۳۵ پا عرض دارد. یک معبر دیگر هم دارد که در تابستان و وقع کمى آب به واسطه خنکى خیلى مطبوع است و آن از میان خود رودخانه است در خط مخصوصى که تخته سنگها نزدیک هرم اتفاق افتاده مىتوان از روى آنها رد شد بدون اینکه پاتر بشود. از تمام دهنههاى زیر پل به واسطه درهائى که به هر چشمه گذرادهاند مىتوان عبور نمود از پلکانى که در قطر پایه پل ساخته شده از روى پل به زیر چشمهها و طاقها پائین مىروند و همینطور پله هائى در دو طرف دارد که به بالاى مهتابى روى راهروها صعود مىنمایند و عرض راه پلهها بیش از ۲ تواز (۴ ذرع تقریباً( است، و در دو طرف نرده و محافظى کشیدهاند که از پرت شده جلوگیرى مىنمایند.
بنابراین این شش معبر در روى این پل وجود دارد: یکى در وسط و چهار تا در دو طرف که عبارت است ازى زیر و بالاى هراهرورهاى پلکان تنگى که به زیر پل مىرود حقیقتاً این پل از روى صنعت و استادى بنا شده و مىتوان گفت قشنگترین صنعت و شاهکار ابنیه ایران است، اما بسى دور است از اینکه به استحکام پل نف پاریس ساخته شده باشد.
سرپرسى سایکس انگلیسى در شرحى که راجع به پل زاینده رود نوشته بود گفته بود که این پل با اینکه روى به ویرانى نهاده از پل هاى درجه اول عالم است و اما تاورنیه تعصب ملى نگذارده که در قضاوت خود انحراف نورزد، گرچه تاورنیه در کلیه موراد نظرش ساده نبود و اغلب خواسته است بناها و یدگر آثار ایران را کوچک و پست جلوه دهد و از دیگران هم استفاده کرده که در تجلیل اصفهان غلو کردهاند.
اینکه آراى مختلفى راجع به این پل نگاشته شد براى امکان استخراج نظر صحیح و صائب درباره آن بود و اینکه درستى و نادرستى نظرهائى چون نظر تاورنیه معلوم گردد. در هر حال اکنون این پل در اصفهان ممتاز و در درجه اول قرار دارد و چون از آثار باستانى به شمار مىرود زیر شماره ۱۱۰، به ثبت تاریخى رسیده است.
شاه عباس اول به طورى که مورخان و سیاحان خارجى نوشتهاند در هر حال در جشن آبریزان شرکت مىکرد و اگر در اصفهان بود در کنار زاینده بود برابر پل سى و سه پل و اگر در مازندران بود در کنار دریاى خزر، و گاهى روى پل سى و سه چشمه برگزر مىکرد.
در کتاب زندگانى شاه عباس اول راجع به جشن نوروز که شاه در سال ۱۰۱۸ هجرى در روى پل سى و سه پل برگزار کرده چنین نوشته است.
جشن نوروز غالباً از سه تا هفت شبانه روز دوام مىیافت. گذشته از باغ نقش جهان پل اللهوردى خان را نیز آئین مىبستند و چراغان مىکردند. و گاه به فرمان شاه عباس بر سر پل مراسم گلریزان صورت مىگرفت، و گلهاى فراوان در راه شاه و همراهان او ریخته مىشد. از آن جمله در سال ۱۰۱۸ با آنکه جشن فروردین مصادف با ماه محرم بود، به فرمان شاه هفت شبانه روز جشن نوروزى گرفتند و بر سر پل گلریزان کردند و چون مردم اصفهان در چراغان و آئین بندى هنر نمائى بسیار کرده بودند، شاه مبلغ پانصد تومان از مالیات آن سال را به ایشان بخشید.
در تاریخ این جشن و گلریزان میر حیدر معمائى کاشى چنین سروده است:
گل گشت روى پل چو کند خسرو عجم گل گشت روى پل پى تاریخ کن رقم
موضوعى که باقى ماند تاریخ بناى پل است که بامر شاه عباس کبیر انجام شده است. آنچه مسلم است در سال ۱۰۱۸ که جشن گلریزان در حضور شاه عباس انجام گردید پل مزبور ساخته بوده است ولى مورخان سال اتمام را متفاوت نشوتهاند:
اسکندربیک در عالم آراء در وقایع سال (۱۰۱۱) چنین نوشته:
در انتهاى خیابان باغى بزرگ و وسیع، پست و بلند، نه طبقه جهت خاص پادشاهى طرح انداخته بباغ عباس آباد موسوم گردانیدند و پل عالى مشتمل بر چهل چشمه به طرز خاص، میان گشاده که در هنگام طغیان آب در کل، یک چشمه به نظر در مىآید، قرار دادند که بر زاینده رود بسته شده هر دو خیابان بیکدیگر اتصال یابد.
حاج میرزا حسن خان جابرى انصارى در تاریخ اصفهان و رى در وقایع اسل ۱۰۰۵ ه.ق( چنین نوشته:
شاه عباس اصفهان را پاى تخت دائمى خود نموده طرح عمارات عالیه انداغخ، سر درب درب قیصریه جنگ او است با ازبکان.
و در وقایع سال (۱۰۰۸ ه.ق) چنین نوشته:
شاه از هرات به اصفهان آمده و تکمیل طرح عمارات و باغات که هر یک از امراء باغى به نما خود ساخته در حواشى چهار باغ کهنه در چهار باغ بالا.
و نیز در وقایع سال (۱۰۰۸ ه.ق) مى نویسد:
شاه عباس به اصفهان برگشت، اللهوردیخان را فرمود پل زاینده رود را با عمارات دیوانى بساخت.
در وقایع سال (۱۰۱۲) نوشته است:
بناى سر درب عالى عیصریه و کاشى کارى ممتاز آن …
میرزا علینقى کمرهاى متخلص به نقى که از شعراى زمان بوده ماده تاریخى سروده که ابیات آن چنین است:
فلک قدر الله و یردى که قدر ز عباس شاه اندر ایام یافت
بامداد بیگ ویردى دادگر پلى کدر آغاز و انجام یافت
بسعى ملک سیرت آقا حسین بخیر العمل حسن اتمام یافت
به دست زبر دست صعب امیر چو بند امیر این بنا نام یافت
پى سال تاریخ این پل نیافت کسى خوبتر از »پل اتمام یافت«
ظاهراً گفته عالم آرا اینستکه پل در سال (۱۰۱۱ ه.ق) ساخته شد و گفتههاى جابر انصارى قسمتى حاکى است که در سال مزبور ساخته شده و قسمتى مىرساند که دستور داده شده که بسازند و در قسمت نوشته که ساختن آن با سر در قیصریه مقارن بوده و حال آنکه ساختمان سر در قیصریه را از وقایع سال ۱۰۱۲ نوشته است. و هیچ اشاره بسند این گفتهها هم نشده است.
ماده تاریخ منسوب به نقى کمرهاى هم حاکى است که ساختمان پل امیر در سال (۱۰۰۵ ه.ق) انجام یافته است ولى تاریخ شروع آن معلوم نیست و باید اذعان کرد که اگر منظور همان پل چهل چشمه و یا اللهوردیخان باشد محال است که در ظرف یکسال چینن پلى ساخته شده باشد و حدال باید در سال (۱۰۰۳ ه.ق) شروع شده باشد تا در (۱۰۰۵ ه.ق) به اتمام برسد.
آنچه به نظر مىرسد این است که براى ساختمان عباس آباد مسلم است که باید ابتداء پل واسطه ساخته شود و سپس شروع به ساختمان آن طرف پل شود. تاریخ ساختمان چهارباغ یعنى اتمام آن مطابق ماده تاریخى که سرودهاند و عالم آراء نوشته است. هزار و پنج هجزرى است و ماده تاریخ چنین است:
عجب چارباغى است بهجت فزا گرش ثانى خلد گویند شاید
چو تاریخ آن دل طلب کرد گفتم: نهالش به کام دل شه بر آید
که با حساب حروف جمل با هزار و پنج مطابقت دارد و نیز تاریخ تکگائى که در خیابان چهارباغ طبق دسترو شاه عباس ساخته شده سال هزار و یازده است که در تذکره نصرآبادى به نقل از تاریخ جلال منجم به شاه عباس اول منسوب شده و آن ماده تاریخ چنین است:
کلبهاى را که من شدم بانى مطلبم تکیه سگان على است
زین سبب فیض یافتم ز اله که مرا مهر با على ازلى است
خانه دلگشا شدش تاریخ چونکه از کلب آستان على است
و از طرفى اللهوردیخانه در سال (۱۰۰۴ ه.ق) از طرف شاه عباس اول به ایالت فارس منسوب گردید و در آنجا به اداره امور و تمشیت مىپرداخت تا اینکه حکومت کهکیلویه هم بر حزوه حکومتش افزوده گردید و از مجموع این تواریخ استنباط مىشود که شاه عباس پس از استقرار به سلطنت و پیش از اینکه مقر خود را صافهان قرار دهد در صدد بوده که اصفهان را به پایتختى انتخاب کند و از این رو دستور داده بود که طرحهائى براى آبادى اصفهان مهیا کردن آن براى پایتختى ریخته شود و شاید اعزام اللهوردیخان به فراس هم از این نظر بوده که اقدامات عمرانى اصفهان هم زیر نظر او قرار گیرد و عمدتاً باید عمران اصفان از بعد از تاریخ اعزام اللهوردیخان یعین بعد از سال (۱۰۰۴ هجرى) انجام یافته باشد و تقریباً هم همین طور است چه مطابق ماده تاریخى نقى کمرهاى هم ساختمان پل اللهوردیخانه در سال (۱۰۰۵ ه.ق( اتمام یافته و عمران خیابان چهار باغ در (۱۰۰۵ ه.ق) و تکایا چهارباغ در (۱۰۱۱ ه.ق) و در سال (۱۰۲۵ ه.ق) تمام ساختمانهائى که از زمان شاه عباس شروع شده بوده سرانجام یافته بوده است.
و اما اینکه گفته شده در سال (۱۰۱۱ ه.ق)مأمور ساختمان پل شده با تاریخ اتمام پل که (۱۰۰۵ ه.ق) باشد مغایر است، مى توان گفت اللهوردیخان ابتداء طبقه زیرین پل را براى امکان عبور و مرور ساخته بوده که در (۱۰۰۵ ه.ق) به اتمام رسیده بوده و بعد در (۱۰۱۱ ه.ق) مأمور شده که پل را به اتمام برساند یعنى طبقه بالا را نیز بسازد که در موقع طغیان رودخانه هم عبور و مرور از طبقه دوم مقدور باشد و شاید طغیان رودخانه زاینده رود موجب تکمیل پل بوده است و با این فرض دیگر مغایرتى در بین نخواهد بود.
نظر دیگرى هم امکان دارد و آن این است که بگوئیم پل موضوع ماده تاریخ نقى کمرهاى در فارس بوده نه در اصفهان ولى چون در تاریخ چنین اشارهاى نشد ناچار باید پل موضوع ماده تاریخ نقى را همان پل سى و سه پل دانست.
@ رضا نورمحمدی - عطیه مومنی
![]()
تخت جمشید-پارسَه یا تخت جمشید نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که سالیان سال پایتخت هخامنشیان بوده است. اسکندر مقدونی سردار یونانی به ایران حمله کرد و تخت جمشید را به آتش کشید. اما ویرانههای این مکان هنوز هم در مرودشت در نزدیکی شیراز مرکز استان فارس برپا است. تخت جمشید هماکنون یکی از آثار جهانی ثبت شدهٔ ایران در یونسکو است.
نام تخت جمشید
تخت جمشید نام امروزی «پارسَه» است. «پارسه» از زبان پارسی باستان است و یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه شهر») خواندهاند. این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطورهای ایران مینامند که در شاهنامه فردوسی آمده است. آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمدهاست ساخت تخت جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت، به عبارتی میترا یا مهر و در زمان داریوش کبیر آغاز گردید و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت. بر اساس خشت نوشتههای کشف شده در تخت جمشید ،در ساخت بنای تخت جمشید معماران، هنرمندان، استادکاران، کارگران، زنان و مردان بیشماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمه کارگری نیز استفاده میکردند. ساخت تخت جمشید این مجموعه بزرگ و زیبا بنا به روایتی ۱۲۰ سال به طول انجامید.
چگونگی سازه تخت جمشید
وسعت کامل کاخهای تخت جمشید ۱۲۵ هزار متر مربع است که بر روی سکوئی که ارتفاع آن بین ۸ تا ۱۸ متر بالاتر از سطح جلگهٔ مردوشت است، بنا شدهاند و از بخشهای مهم زیر تشکیل یافته است:
کاخهای رسمی و تشریفاتی تخت جمشید (کاخ دروازه ملل)
سرای نشیمن و کاخهای کوچک اختصاصی
خزانهٔ شاهی
دژ و باروی حفاظتی
پلکانهای ورودی سکو و دروازهٔ خشایارشا
![]()
ورود سکو، دو پلکان است که روبروی یکدیگر و در بخش شمال غربی مجموعه تخت جمشید قرار دارندکه همچون دستانی است که آرنج خویش را خم کرده و بر آن است تا مشتاقان خود را از زمین بلند کرده و در سینه خود جای دهد. این پلکانها از هر طرف ۱۱۱ پلهٔ پهن و کوتاه(به ارتفاع۱۰ سانتیمتر) دارند. بر خلاف عقیده بسیاری از مورخین که مدعی بودند ارتفاع کم پلهها به خاطر این بوده که اسبها نیز بتوانند از پلهها بالا بروند، پلهها را کوتاهتر از معمول ساختهاند تا راحتی و ابهت میهمانان (که تصاویرشان با لباسهای فاخر و بلند بر دیوارهای تخت جمشید نقش بسته) هنگام بالا رفتن حفظ شود. بالای پلکانها، بنای ورودی تخت جمشید، «[دروازه بزرگ]» یا «[دروازه خشایارشا|دروازهٔ خشایارشا]» یا دروازه ملل، قرار گرفتهاست. ارتفاع این بنا ۱۰ متر است. این بنا یک ورودی اصلی و دو خروجی داشتهاست که امروزه بقایای دروازههای آن برجاست. بر دروازهٔ غربی و شرقی طرح مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگی با سر انسانی حجاری شده است. این دروازهها در قسمت فوقانی با شش کتیبهٔ میخی تزیین یافتهاند. این کتیبهها پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار بیان میکند که: «هر چه بدیده زیباست، به خواست اورمزد انجام پذیرفتهاست.»
دو دروازه خروجی تخت جمشید یکی رو به جنوب و دیگری رو به شرق قرار دارند و دروازه جنوبی رو به کاخ آپادانا، یا کاخ بزرگ بار،قرار دارد.
پلکانهای کاخ آپادانا
کاخ آپادانا در تخت جمشید در شمال و شرق دارای دو مجموعه پلکان است. پلکانهای شرقی این کاخ که از دو پلکان – یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب – تشکیل شدهاند، نقوش حجاریشدهای را در دیوار کنارهٔ خود دارند. پلکان رو به شمال نقشهایی از فرماندهان عالیرتبهٔ نظامی مادی و پارسی دارد در حالی که گلهای نیلوفر آبی را در دست دارند، حجاری شدهاست. در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده میشوند. در ردیف فوقانی همین دیواره، نقش افرادی در حالی که هدایایی به همراه دارند و به کاخ نزدیک میشوند، دیده میشود.
بر دیوارهٔ پلکان رو به جنوب تصاویری از نمایندگان کشورهای مختلف به همراه هدایایی که در دست دارند دیده میشود. هر بخش از این حجاری اختصاص به یکی از ملل دارد که در شکل زیر مشخص شدهاند :
۱- مادیها ۲- عیلامیها ۳- پارتها ۴- سغدیها ۵- مصریها ۶- باختریها ۷- اهالی سیستان ۸- اهالی ارمنستان ۹- بابلیها ۱۰- اهالی کلیکیه ۱۱- سکاهای کلاهتیزخود ۱۲- ایونیها ۱۳- اهالی سمرقند ۱۴- فنیقیها ۱۵- اهالی کاپادوکیه ۱۶- اهالی لیدی ۱۷- اراخوزیها ۱۸- هندیها ۱۹- اهالی مقدونیه ۲۰- اعراب ۲۱- آشوریها ۲۲- لیبیها ۲۳- اهالی حبشه
![]()
کاخ آپادانا
کاخ آپادانا از قدیمیترین کاخهای تخت جمشید است. این کاخ که به فرمان داریوش بزرگ در تخت جمشید بنا شدهاست، برای برگزاری جشنهای نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده میشدهاست.
این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه» ارتباط مییابد. کاخ آپادانای تخت جمشید از ۷۲ ستون تشکیل شدهاست که در حال حاضر ۱۴ ستون آن پابرجاست ته ستونهای ایوان کاخ گرد ولی ته ستونهای داخل کاخ مربع شکل میباشد.
کاخ تچر
تچر یا تچرا به معنای خانه زمستانی میباشد.این کاخ نیز به فرمان داریوش کبیر در تخت جمشید بنا شده و کاخ اختصاصی وی بودهاست. روی کتیبهای آمده : «من داریوش این تچر را ساختم.»
این کاخ یک موزه خط به شمار میرود از پارسی باستان گرفته در این کاخ کتیبه وجود دارد تا خطوط پهلوی بالای ستونها از نمای جلوییهای مصری استفاده شدهاست. قسمت اصلی کاخ توسط داریوش بزرگ و ایوان و پلکان سنگی جنوبی توسط خشایار شاه و پلکان سنگی غربی توسط اردشیر دوم بنا شدهاست.
کاخ هدیش
یکی دیگر از کاخ های تخت جمشید کاخ هدیش است.این کاخ که کاخ خصوصی خشایارشاه بودهاست در مرتفعترین قسمت صفهٔ تخت جمشید قرار دارد. این کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد. احتمال میرود آتش سوزی از این مکان شروع شده باشد به خاطر نفرتی که آتنیها از خشایارشا داشتند به خاطر به آتش کشیده شدن آتن به دست وی. رنگ زرد سنگها نشان دهنده تمام شدن آب درون سنگها به خاطر حرارت است. اینجا مکان کوچکی بوده ۶*۶ ستون قرار داشتهاست. به خاطر ویرانی شدیدی که شده اطلاعات زیادی در مورد این کاخ تخت جمشید در دسترس نیست خیلیها از اینجا به عنوان کاخ مرموز نام بردهاند. هدیش به معنای جای بلند میباشد و چون خشایار شاه نام زن دوم او هدیش بودهاست نام کاخ خود را هدیش میگذارد این کاخ در جنوبی ترین قسمت صفه قرار دارد و قسمتهای زیادی از کف از خود کوه میباشد.
کاخ ملکه
یکی دیگر از کاخ های تخت جمشید کاخ ملکه است،این کاخ توسط خشایارشا ساخته شدهاست و به نسبت سایر بناها در ارتفاع پایینتری قرار گرفتهاست. بخشی از این کاخ در سال ۱۹۳۱ توسط شرقشناس مشهور، پرفسور ارنست امیل هرتزفلد، خاکبرداری و از نو تجدیدبنا شد و امروزه به عنوان موزه و ادارهٔ مرکزی تأسیسات تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفتهاست.
ساختمان خزانهٔ شاهنشاهی تخت جمشید
این ساختمان که شامل چندین تالار، اطاق و حیاط تشکیل شدهاست با دیوار عظیمی از بقیهٔ تخت جمشید جدا میشود.
کاخ صدستون
کاخ صد ستون یکی دیگر از کاخ های تخت جمشید است،وسعت این کاخ در حدود ۴۶۰۰۰ مترمربع است و سقف آن بهوسیلهٔ صد ستون که هر کدام ۱۴ متر ارتفاع داشتهاند، بالا نگه داشته میشدهاست.
کاخ شورا
یکی دیگر از کاخ های تخت جمشید کاخ شورا است.به این مکان کاخ شورا یا تالار مرکزی میگویند. احتمالاً شاه در اینجا با بزرگان به بحث و مشورت میپرداختهاست. با توجه به نقوش حجاری شده از یکی از دروازهها شاه وارد میشده و از دو دروازه دیگر خارج میشدهاست. به این دلیل به این جا کاخ شورا میگویند که در اینجا دوسر ستون انسان وجود داشته که جاهای دیگری نیست و سر انسان سمبل تفکر است.
سرانجام تخت جمشید
مجموعه کاخهای تخت جمشید، در سال (۳۳۰ پیش از میلاد) به دست اسکندر مقدونی به آتش کشیده شد و تمام بناهای آن به صورت ویرانه در آمد. از بناهای بر جای مانده و نیمه ویرانه، بنای مدخل اصلی تخت جمشید است که به کاخ آپادانا معروف است و مشتمل بر یک تالار مرکزی با ۳۶ ستون و سه ایوان ۱۲ ستونی درقسمتهای شمالی، جنوبی و شرقی است که ایوانهای شمالی و شرقی آن بهوسیله پلکانهایی به حیاطهای مقابل متصل و مربوط میشوند. بلندی صفه در محل کاخ آپادانا ۱۶ متر و بلندی ستونهای آن ۱۸ متر است. اینمجموعه در فهرست آثار تاریخی ایران و نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.
جایگاه کنونی تخت جمشید
در دورهٔ نو و با بازگشت و پیدایش حس میهن خواهی در میان ایرانیان و ارج گذاری به گذشتگان این سرزمین شهر تخت جمشید اعتبار بسیاری یافت. در زمان حکمرانی خاندان پهلوی در ایران به بنای تخت جمشید توجه فراوانی گردید و محمدرضاشاه پهلوی جشنهای پادشاهی خویش را در این سازهٔ کهن انجام میداد.امروزه میتوان تخت جمشید را نامآورترین و دوستداشتنیترین سازه در ایران و در میان ایرانیان و همچنین نماد شکوه گذشتگان دانست.
هنرهای معماری تخت جمشید
یکی از هنرهای معماری در تخت جمشید این است که نسبت ارتفاع سر درها به عرض آنها و همین طور نسبت ارتفاع ستون ها به فاصلهء بین دو ستون نسبت طلایی است. نسبت طلایی نسبت مهمی در هندسه است که در طبیعت وجود دارد. این نشانگر هنر ابرانیان باستان در معماری است.
تخت جمشید مملو از شگفتی و فرهنگ درخشان مردمانی است که حتی ویرانه های آن امروز پس از گذشت 2500 سال مورد تحسین هر بیننده ایرانی و غیر ایرانی قرار می گیرد. به راستی راز این جاودانگی در چیست؟
1. تا کنون بیش از 30 هزار گل نبشته از کاوش های تخت جمشید به دست آمده که از نظر ابعاد و متن کوچک هستند اما به لحاظ محتوا از با ارزش ترین اسناد دوران هخامنشی به شمار می روند. بر اساس این گل نبشته های یافت شده از تخت جمشید که اکنون بیشترشان در آمریکا نگهداری می شوند مشخص شده که در این دوران، به کارگران دستمزد پرداخت می شد، حقوق زن و مرد برابر بود، زنان می توانستند کار کنند و یا کار نیمه وقت داشته باشند، زنان از حق ارث برابر برخورداربودند، مادران از حقوق زایمان و کودکان از حمایت های اجتماعی بهره مند می شدند.این تامین اجتماعی که به قول خانم پروفسور کخ حتی امروزه در کشوری مانند آلمان هم به صورت کامل انجام نمی شود، برای 500 سال پیش از میلاد به معجزه شبیه است. بی شک گل نبشته های اداریتخت جمشید، سندی قطعی و بی چون و چرا از نظام اداری و اجتماعی دوران هخامنشان هستند.
2.آپادانا یا تالار ستون دار ،کاخی در تخت جمشید است که بیش از ده هزار متر مربع وسعت دارد و در زمان باستان دارای 72 ستون بوده است. این کاخ تخت جمشید به دلیل ارتفاع حدود 20 متری ستون ها و فاصله غیر معمول آنها از یکدیگر، جز شاهکارهای هنر معماری دوران باستان است که دیگر نظیرش ساخته نشد. وزن هریک از ستون ها 90 تن بوده و بر فراز آنها سر ستون های گاو دو سر و یا شیر دو سر که هر کدام بیش از 1.5 تن وزن داشت قرار می گرفت.
3. آپادانا دارای دو جفت پلکان دو طرفه در سمت شمال و شرق است که طول هر یک از دیواره های آن 81 متر است. روی این دیواره های سنگی، صفی از سربازان، بزرگان کشوری و 23 قوم هدیه آور از ایران بزرگ را حک کرده اند. در مرکز این پلکان ها نقشی از پادشاه قرار داشته که در یک دست عصایی به نشانه پادشاهی دارد و در دست دیگر گل نیلوفری را به نشانه صلح و دوستی و دانش تقدیم هدیه آوران می کند.
4. در تخت جمشید بیش از سه هزار نقش برجسته و تندیس وجود دارد که بی شک بسیاری از آنها الهام گرفته از هنر میان رودان و آشور است اما بر خلاف آنها حتی یک مورد یافت نمی شود که به صحنه جنگ، صف اسیران، از بین بردن دشمنان و یا قدرت نمایی پادشاه پرداخته شده باشد بلکه همواره به اتحاد و دوستی اقوام اشاره دارند.
5. یکی از شگفت انگیز ترین بخش های تخت جمشید که معمولا هیچوقت دیده نمی شود، آبراهه های زیر زمینی آن است که بیش از دو کیلومتر طول دارند. هخامنشیان در برخی از قسمت ها صخره را تا نه متر تراش داده و پائین رفته اند و در بخش هایی نیز با افزودن سنگ های غول پیکر توانسته اند به شیب مورد نظر دست یابند. آنان با روش های خاص و مهندسی خود تدابیری اندیشیده بودند که آب بدون گل و لای از کانال خارج شود.
6. از دیگر شگفتی های بنای تخت جمشید این است که تمام تندیس ها و نقوش حجاری شده در تخت جمشید مزین به رنگ های متنوع بوده است. برای نمونه می توان به نقش داریوش در کاخ تچر تخت جمشید اشاره کرد. تاج داریوش از طلا، ریش وی از سنگ لاجورد، دستبند و گوشواره ها از سنگ های قیمتی بودند ولی امروز فقط سوراخ های محل نصب این زیورآلات بر نقش باقی مانده اند اما هنوز در حاشیه لباس وی می توان آثار نقوش بسیار ریزی را یافت که با رنگ های زیبا برجسته می شده اند.
7. از دیگر شگفتی های بنای تخت جمشید می توان به معادن سنگ آن اشاره کرد.مهندسان و معدنکاران می توانستند با ابزارهای ساده خود سنگ هایی حتی به وزن 250 تن را از معدن استخراج و سالم به پائین کوه منتقل و پس از ایجاد طرح اولیه آن را به تخت جمشید انتقال دهند.
8. از دیگر شگفتی های بنای تخت جمشید این است که به نظر می رسد بزرگی و یا کوچکی سنگ برای سنگ تراشان ماهر هخامنشی تفاوتی نداشته است. آنان عطردان و گلدان هایی تراشیده اند که قطر دهانه آنها بسیار کمتر از قطر داخلی بدنه است و گویای آن است که می توانستند سنگ را به صورت دورانی به گردش درآورده و با ابزار های خاص داخل آنرا تراش دهند.
9.از دیگر شگفتی های بنای تخت جمشید این است که برای برهم نهادن پایه ستون، قلمه ستون، گل ستون، سر ستون و یا جرزهای درگاه ها هیچ نوع ملاتی به کار نمی بردند و تنها با روش خاصی دو سطح تحتانی و فوقانی سنگ را پاک تراش می کردند. این روش باعث می شد تا ستون و درگاه ها در مقابل نیروی زلزله پایدار بمانند.
10. بر اساس متون تاریخی و کتیبه های موجود، در پیرامون تخت جمشید شهری به نام پارسه وجود داشته که هزاران نفر در آن زندگی می کردند. امروز نشانه های کمی از شهر پارسه بر سطح دشت باقی مانده است ولی کاوش گران به دنبال آن هستند تا این شهر را از زیر خاک های کشاورزی بیرون آورند.
11. به نظر می رسد که انتخاب کوه مهر یا رحمت برای ساخت بنای تخت جمشید، به دلیل تقدس آن بوده است. از جمله نشانه های تقدس می توان به تدفین های بسیار متنوع از ادوار گوناگون در دامنه این کوه اشاره کرد که به شکل گورهای مخروطی لاشه سنگی، گورهای حفر شده در سنگ های مکعبی و یا حفره های محل نگهداری استخوان خود نمایی می کنند.
12. امروز هیچ اثری از سقف چوبی کاخ های تخت جمشید بر جای نمانده است اما خوشبختانه باستان شناسان و پژوهشگران به درستی دریافتند که نقش حجاری شده بر سینه آرامگاه های پادشاهان هخامنشی، در واقع همان نقش کاخ داریوش است و بدین ترتیب موفق شدند بر اساس آن، سقف بخشی از کاخ ملکه را که امروز به موزه تخت جمشید تبدیل شده بازسازی کنند.
13. بی شک از همان آغاز برپا کردن تخت جمشید، یکی از دغدغه های مهم معماران، حفاظت مجموعه در مقابل عوامل طبیعی و به ویژه بارش باران بوده است. ناودان های آجری و قیر اندود، تنبوشه ای، پرشی، کانال های روباز و چاه سنگی از جمله تدابیری هستند که مجموعه را از گزند سیلاب ها محفوظ می کردند.
14. روش های مرمت و نگهداری از بناهای تخت جمشید در دوران باستان، به نوبه خود بسیار شگفت انگیز است. از آنجا که هیچگاه ساخت و ساز تخت جمشید به پایان نرسید می توان نتیجه گرفت که همواره بناها و نقوش آن می توانستند در اثر کوچک ترین ضربه ای دچار آسیب شوند ولی معماران با پیش بینی های بسیار ماهرانه خود از این احتمالات جلو گیری و در صورت نیاز با ابتکارات خاصی به ترمیم قطعه سنگ آسیب دیده پرداخته اند.
15. از دیگر شگفتی های تخت جمشید می توان به اهمیت پیام رسانی آن برای آیندگان اشاره کرد. داریوش فرمان داد تا چهار لوح زرین را به همراه چهار لوح سیمین و تعدادی سکه در زیر پی چهار گوشه آپادانا قرار دهند تا بدین شکل بتواند پیامش را شاید در 2500 سال بعد به گوش ما و آیندگان برساند. همچنین وی در بخشی از چهار کتیبه حک شده بر دیوار جنوبی تخت جمشید چنین می گوید: این سرزمین را اهورامزدا از دشمن، از سال بد، از دروغ بپایاد. بدین سرزمین دشمن، بدسالی، دروغ میاد. این را من از اهورامزدا با ایزدان خاندان شاهی به نماز خواستارم..
رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران
![]()
پل ورسک در دره ورسک در روستای ورسک، واقع در ۴۵ کیلومتری جنوب شهر زیرآب و ۸۵ کیلومتری شهر قائمشهر در محور فیروزکوه و در مسیر راه آهن شمال قرار دارد. پل ورسک از شاهکارهای مهندسی زمان خویش به حساب می آمده است. این پل در زمان حکومت رضاشاه در ایران توسط آلمانیها به رهبری سرمهندس اتریشی خود یعنی والتر اینگر ساخته شد.
حجم پل ورسک که دارای ۶۶ متر دهانه قوسی اصلی و ۱۱۰ متر ارتفاع از ته دره است، جمعاً ۴۵۰۰ مترمکعب است. طول کلی پل ۸۶ متر است. عظمت این پل که در واقع دو کوه عظیم و سخت را به یکدیگر اتصال می دهد ستودنی است.پل ورسک راه ارتباطی راه آهن سراسری شمال جنوب بوده که با شگفتی تمام و با ابزار آلات بسیار ساده مانند دینامیت و دریل دستی ساخته شده بود و در ساخت آن از هیچ سازه فلزی استفاده نشده است. پل ورسک در دوران جنگ جهانی دوم پل پیروزی نامیده میشد.
![]()
امروزه پل ورسک علاوه بر اهمیت ویژه در صنعت حمل و نقل، از جاذبههای سیاحتی کشور نیز محسوب میشود. پل ورسک در شمار مهمترین آثار فنی مهندسی راه آهن شمال ایران محسوب میشود و با شماره 1543 به ثبت ملی رسیده است. قطارهای مسافری تهران ـ ساری و تهران ـ گرگان پس از گذشت بیش از ۷۰ سال هر روز ۴ بار از روی آن میگذرد. قطارهای باری و سوختی نیز از روی آن میگذرند.
گفته می شود رضاشاه شخصا برای افتتاح این پل به سوادکوه همان زادگاه خویش آمد و به دستور او سرمهندس اتریشی یعنی اینگر نیز موظف شد تا در هنگام عبور اولین قطار از روی پل زیر پل قرار گرفته تا در صورت تخریب این پل اولین شخص کشته شده از این حادثه خود او باشد.
این بنا از ملات سیمان و شن شسته شده و آجر ساخته شده و در ساختمان آن از آرماتور استفاده نشده است. به بیان دیگر این بنا از ملات غیر مسلح ساخته شده است. هزینه ساخت آن در آن زمان، بالغ بر ۲ میلیون و ۶۰۰هزار تومان بوده است. برای ساخت این پل عظیم چند طرح مبتنی براستفاده از مصالح بنایی که بیشتر مقرون به صرفه بوده، به تصویب رسید. پل ورسک در شمار مهمترین آثار فنی مهندسی راه آهن شمال ایران محسوب میشود و شماره ثبت تاریخی ملی آن ۱۵۳۴ می باشد. ورسک از جمله پلهای استراتژیک ایران است که توسط مهندسان آلمانی و اتریشی با تضمین ۷۰ ساله احداث شد.
روستاي ورسک در محدوده کوهستاني استقرار يافته و از سطح دريا 2140 متر ارتفاع دارد.
آب و هواي اين روستا، تحت تأثير اقليم کوهستاني، در زمستان ها سرد و در بهار و تابستان معتدل و مطبوع است. دو رودخانه ورسک و گتو در کنار آبادي جريان دارند.
پل شاه عباسي از آثار تاريخي روستاي ورسک است و قدمت آن به قرن دهم هـ . ق مي رسد. احداث راه آهن شمال ـ تهران در سال 1314 هـ . ش و ساخت پل ورسک نام روستا را مشهور و به رونق آن افزود.
سه خط طلا :
اصطلاح سه خط طلای راهآهن شمال مربوط به دره ای در سه کیلومتری بعد از پل ورسک و بعد از روستای ورسک به سمت گدوک در ارتفاعات شرق جاده تهران – شمال مشاهده میباشد. طراحی این خطوط به جهت کم کردن شیب و افزایش ضریب قدرت لوکوموتیوها در نظر گرفته شده است که برای ایرانیان ارزشی به مراتب بیشتر از طلا دارد. از این رو به این سه خط راه آهن که بالای یکدیگر قرار دارند به اصطلاح سه خط طلا می گویند.
دیدن پل ورسک و سه خط طلا نیازمند نگاه دقیق تری است که هم برای دیدن دقیق آن و هم عکس گرفتن از آن نیاز است تا شما در کنار جاده پارک نمایید و از آنجایی که نیازمند است تا در کنار جاده اصلی پارک نمایید لطفا مراقب پارک دقیق خود و کودکان خود باشید.
رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران , تور
![]()
گنبد علویان در چهار باغ علویان در نزدیکی میدان امامزاده عبدالله شهر همدان قرار دارد. این اثر یکی از شاهکارهای معماری و گچبری بعد از اسلام در همدان است، و طی شماره ۹۴ در تاریخ ۱۵/۱۰/۱۳۱۰ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیدهاست.
تاریخچه:
بر اساس شناسنامه فنی بنا، این گنبد یکی از یادمانهای متعلق به اواخر دوره سلجوقیان در قرن ششم هجری است که توسط خاندان علویان ابتدا به عنوان مسجد احداث شده بودهاست. در دورههای بعد با ایجاد سردابی در زیر زمین به مقبره آن خاندان تبدیل گردیدهاست. خاقانی به کنایه از آن به عنوان گنبد سبز یاد نمودهاست و فرهنگ عامیانه مردم استان همدان نیز بر این امر دلالت دارد که میگوید:
دلا دوشم دلا دوشم دلا دوش به حق گنبد سبز سیه پوش
نام خانوادگی یک دسته از بازماندگان فعلی علویان در همدان هنوز هم «سیهپوش» است. راوندی صاحب مجمع التواریخ و القصص نیز از گنبد علویان به عنوان تریه اسلاف نام بردهاست. علت نامگذاری این بنا به «گنبد» علویان این بودهاست که در گذشتههای دور این بنا دارای گنبد بوده و در اثر گذشته زمان گنبد آن فرو ریختهاست. همچنین علاقه شدید مردم به سادات و دوستداران امام علی و مدفون بودن دو تن از خاندان علویان در این بنا از دلایل دیگر این نامگذاری بودهاست.
متاسفانه از هویت دقیق مدفونین اطلاعات دقیقی در دست نیست.
رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران , تور