ادامه مطلب...

برگزاری رويداد فرهنگی «تبريز‌2018» با هدف معرفی و توسعه گردشگری استان آذربايجان شرقی، فرصتی است تا جاذبه‌های فرهنگی، تاريخی و طبيعی اين شهر به گردشگران خارجی به‌ويژه گردشگران کشورهای اسلامی شناسانده شود و ايجاب می‌کند تا با فراهم آوردن زير‌ساخت‌ها، شهر قديمی و ارزشمند تبريز به قطب بزرگ گردشگری تبديل شود. به عبارتی اين رويداد فرهنگی پس از ثبت در تقويم ملی اين ظرفيت را دارد که رويدادها و برنامه‌های فرهنگی وهنری گوناگونی را توليد کند.


به همين دليل متوليان و سياست‌گذاران حوزه گردشگری و همچنين دست‌اندرکاران و فعالان گردشگری در بخش خصوصی نيز در اين زمينه مسئوليت دارند تا از طريق اين رويدادها پتانسيل‌ها و قابليت‌های حوزه گردشگری کشور به‌ويژه شهر تبريز را در قالب جاذبه‌های تاريخی، تمدنی، فرهنگی، طبيعی و... به گردشگران خارجی که قصد سفر به ايران دارند معرفی کنند. به بيانی ديگر بايد ظرفيت‌هايی که در سطح کشور در بخش گردشگری وجود دارد به محصول گردشگری تبديل شود چراکه هر يک از استان‌های کشور مختصات و ويژگی‌های تاريخی و فرهنگی خاصی دارد که می‌تواند برای گردشگران جذاب باشد. به‌عنوان مثال مردمی که به خراسان رضوی سفر می‌کنند می‌خواهند از محصول گردشگری زيارتی استفاده کنند يا افرادی که به جنوب کشور می‌روند، می‌خواهند از گردشگری دريايی استفاده کنند.

بنابراين اين گونه رويدادها نشان می‌دهد در حوزه گردشگری ما می‌توانيم شرايط و فضايی را فراهم کنيم که محصولات گردشگريمان را در قالب گردشگری داخلی و چه در سطح بين‌المللی برای ورود گردشگر خارجی عرضه کنيم. «تبريز‌2018» به‌عنوان پايتخت گردشگری کشورهای اسلامی يکی از اين رويدادهای مهم است و استان آذربايجان شرقی را در آينده نزديک به يکی از قطب‌های مهم کشور در اين حوزه تبديل خواهد کرد.

از ويژگی‌های اين رويداد می‌توان به مشارکت فعال و چشم‌گير توليدکنندگان، هنرمندان، صنعت‌گران و... اشاره کرد که هر يک از اين حوزه‌ها در توسعه گردشگری تبريز و معرفی توانمندی‌ها و استعدادهای استان تأثير به‌سزايی دارد. به طور مثال، ديروز در افتتاحيه اين رويداد فرهنگی در بخش جشنواره عيدانه‌های گردشگری تبريز 2018 توليدکنندگان فرش تخفيف 30‌درصدی، توليدکنندگان کفش و صنايع‌دستی هر يک با 25‌درصد تخفيف محصولات خود را برای گردشگران و بازديدکنندگان عرضه کردند. کلانشهر تبريز به‌عنوان شهر نمونه جهان اسلام توانسته است خود را به‌عنوان مدرن‌ترين، زيباترين و توسعه يافته ترين شهر ايران در جهان معرفی کند. با توجه به چنين شاخصه‌هايی لازم است برنامه‌ها و اقدامات انجام شده برای قابليت‌ها و داشته‌های شهر تبريز انجام شود. ناگفته نماند تبريز در بحث جاذبه‌های تاريخی، فرهنگی و دينی جزو سلامت‌ترين مقاصد گردشگری کشور در کنار شهرهای شيراز و اصفهان، کرمان و مشهد است و ديگر اينکه ميزبانی خوب و ميهمان‌نوازی مردم تبريز نيز به‌عنوان عامل مهمی برای جذب گردشگران داخلی و خارجی از اين کلانشهر بزرگ تصوير زيبايی را در معرض ديد مخاطبان قرار داده است. البته نبايد فراموش کرد که حضور رياست‌جمهوری در جشن اجلاس «تبريز‌2018» نشان دهنده اهميت و جايگاه اين اجلاس است که ما بايد از اين فرصت به دست آمده به نحو احسن استفاده کنيم.

پيشرفت و توسعه تبريز از طريق اين رويداد فرهنگی موفقيت بزرگی برای ايران اسلامی است چرا که گردشگران کشور‌های خارجی که به قصد ديدن تبريز به ايران می‌آيند اين فرصت برايشان مهيا است تا از ديگر جذابيت‌های فرهنگی و تاريخی شهرهای کشور همچون کرمان، شيراز، اصفهان، تهران، يزد و مشهد هم ديدن کنند که اين مزيت تاثير بسزايی در توسعه اقتصادی کشور خواهد داشت.

*معاون گردشگری سازمان ميراث‌فرهنگی، صنايع‌دستی و گردشگری

 

 

 

 

 

 

ادامه مطلب...

توجه نکردن به فرامین و توصیه‌های اسلام، قرآن، ائمه اطهار، دنیای ماشینی، گسترش شهر‌نشینی، مهاجرت روستاییان به شهرها و روی آوردن به مشاغل کاذب، نبود یک نقشه راه‌برای کاهش استرس در جامعه، نبود زیر‌ساخت‌های نشاط اجتماعی و تفرجگاه‌ها جامعه را تبدیل به یک جامعه افسرده و غمگین می‌کند.


ضمن این‌که دور شدن از فضای واقعی سینما، تئاتر و سایر هنرها، گسترش فضا‌های ماهواره‌ای، شبکه‌های اجتماعی و مجازی، تورم، نبود ثبات اقتصادی، فاصله گرفتن از هویت فرهنگی و معماری غیر ایرانی، وجود نداشتن عوامل امیدبخش، تمزیج فضاهای نشاط‌آور و تفریحی با سایر فضاها، شیوع آیین و آداب و رسوم غیرایرانی، وجود آلودگی‌های صوتی، مطابقت نداشتن مطالعات علمی با پژوهش‌های میدانی، نبود مثبت‌اندیشی، کمبود ارتباطات سالم براساس معیارهای اسلامی و ایرانی، دوست داشتن و دوست داشته‌ شدن، ترویج خرافات و... عوامل بسیار زیادی از این دست جامعه را تبدیل به یک جامعه افسرده  و غمگین می‌کند. رتبه ایران درخصوص میزان نشاط اجتماعی سازمان بهداشت جهانی، رتبه خوبی نیست.

امروزه یکی از معیارهای شناخت جوامع و ملت‌های موفق، به‌ویژه در امور اقتصادی، میزان شادی آن ملت است.

جامعه‌ای که از نشاط و شادابی برخوردار باشد، همبستگی، وفاق و یکدلی آن بیشتر می‌شود و سلامت روانی جامعه گسترش و آسیب‌های اجتماعی کاهش پیدا می‌کند و مسیر پیشرفت هموار می‌شود، ذهن انسان پویا و استعدادهایش شکوفا می‌شود و امید و امیدواری در جامعه حاکم می‌‌شود.

پروردگار متعال شادی را واسطه فضل و رحمتش فرموده وتاکید کرده که شاد باش.

امام جعفر صادق (ع) در بخشی از سخنان خویش می‌فرمایند: «آزاد کسانی هستند که توانستند ظاهر و باطن خودشان را با شادی‌های واقعی تطبیق دهند.»

یکی از راه‌های رسیدن به جامعه بانشاط و شاداب، احیای میراث‌فرهنگی است و میراث‌فرهنگی می‌تواند یکی از بهترین الگوهای افزایش این امر باشد.

میراث‌فرهنگی به‌طور کل از دو بخش تشکیل شده است، میراث‌فرهنگی ملموس یا مادی شامل آثار و بناهای تاریخی و اشیای موزه‌ها و درحقیقت آنچه وجود خارجی دارد و دوم میراث‌فرهنگی ناملموس یا غیرمادی شامل آیین و آداب، رسوم، گویش، زبان که جسم نیستند.

در ایران بیش از یک‌میلیون اثر و بنای تاریخی و محوطه وجود دارد و در این مقوله به نقش میراث‌فرهنگی ناملموس در ایجاد فضایی شاد و مفرح اجتماعی، مدنظر است و راه‌کارهایی برای رسیدن به این مهم پیشنهاد خواهد شد.

میراث‌فرهنگی ناملموس شامل آیین و آداب و رسوم، سنت‌ها، آواز ها، آواها و نواها، جشن‌ها، موسیقی‌های مقامی و محلی، و بعضی مهارت ساخت صنایع‌دستی یا غذاهای سنتی است و احساس تعلق ما را به گذشته و سبک زندگی اجدادی زنده نگه می‌دارد  و درحقیقت یک نوع دارایی فرهنگی است، میراث‌فرهنگی ناملموس همان‌طور که در کشورهای توسعه یافته دارای اهمیت است در کشور‌های درحال توسعه،  همانند ایران که از سنتی به مدرنیته شدن هست، اهمیت بیشتری دارد.

میراث ناملموس به همبستگی اتحاد و انسجام جوامع کمک می‌کند و در حال متحول شدن با حفظ اصالت است همانند پوشش و برای حفظ و نگهداری این میراث معنوی و انتفال آن به نسل‌های بعدی بایستی جوامع به یک ایمان و اعتقاد راسخ و عزم ملی دست پیدا کنند.

اگر اندیشه علمی و خردمندانه به میراث ناملموس پیدا کنیم و به درستی و به دور از رفتارهای سبک و سخیف آن را باز شناسی و اجرا نماییم از فضای پر از استرس جامعه ماشینی روزنه ی نجات بخشی پیدا کرده ایم.

ایجاد نشاط و شادابی با حرکات و برنامه‌های سبک و بدون مطالعه و پشتوانه علمی پژوهشی میسر نمی‌شود و بعضا ممکن است با یک شادی کاذب، نتیجه عکس هم داشته باشد.

گسترش اکوتوریسم و استفاده از مواهب طبیعی و برگزاری تورهای گردشگری، برگزاری منظم مسابقات و جشنواره‌های، بازی‌های بومی و محلی و ورزش‌های سنتی و ترویج این ورزش‌ها، برگزاری جشن‌های نوروزی و نوروزگاه‌ها، به‌کارگیری رنگ‌های سنتی و شاد در پوشاک، فرش منازل، نمای خانه‌ها، خیابان‌ها و معابر عمومی و بافت‌های معماری و برگزاری جشنواره‌های موسیقی مقامی و محلی می‌تواند در ایجاد نشاط و شادابی کمک کند.

ضمن این‌که وارد کردن مواهب طبیعی همچون پرندگان و حیوانات به زندگی روزمره، شویق سرمایه‌گذاران و تهیه‌کنندگان فیلم‌های سینمایی، تئاتر، بازی‌های رایانه‌ای به ساخت به بازی و فیلم بااصالت و برگرفته از تاریخ و تمدن و آیین و آداب رسوم ایرانی اسلامی و استفاده از ظرفیت رسانه‌ها از دیگر راهکارهای ایجاد نشاط و شادابی در جامعه است.

*مدیر موزه بزرگ خراسان

 

 

 

 

ادامه مطلب...

هنر ما این است که بجنگیم تا صلح اتفاق بیفتد، زیرا دفاع در واقع جنگیدن برای اتفاق افتادن صلح است و به همین دلیل مقدس است.


در سال‌های نخست که پایگاه دفاع‌مقدس ایجاد شده بود این پرسش برای خیلی‌ها مطرح بود که میراث‌فرهنگی و دفاع‌مقدس چه ارتباطی با یکدیگر دارند، اما اگر به معنا و مفهوم میراث‌فرهنگی توجه کنیم هیچ چیزی نیست که به آن ربط نداشته باشد.

چیزی در ایران نیست که به میراث‌فرهنگی مرتبط نباشد ، زیرا که ایران دارای سابقه بسیار کهن و فرهنگی غنی است و هیچ چیزی نیست که فارغ از این رگ و ریشه بتواند اتفاق بیفتد.

یک کارهایی از فرهنگ‌هایی خوب بر می‌آید و کارهایی از برخی فرهنگ‌ها خوب برنمی‌آید و علت این که فرهنگ‌ها با یکدیگر فرق دارند نیز در این است زیرا هر یک از فرهنگ‌ها عطر و بویی دارند مثلا فرهنگ چین، هند، اروپا و... با یکدیگر تفاوت‌هایی دارند و این تفاوت‌ها  در نسبت با موضوعات و مضامین مختلف آشکار می‌شوند.»


مقدس‌ترین امور نظیر حضرت مسیح(ع) زمانی‌که در موطن خودش در این قلمرو ،خاورمیانه، شنیده‌ ایم که می‌گوید اگر سیلی به گوشت زدند اجازه بده آن طرف صورتت هم سیلی بزنند یعنی تا این اندازه مظهر صلح هستند.وقتی این مسیحیت به اروپا می‌رود شمشیری به دست حضرت مسیح می‌دهند که جنگ‌های صلیبی راه بیفتد.


در بحث جنگ باید ببینیم چه نسبتی با فرهنگ ما پیدا می‌کند یعنی ببینیم چه چیزی از ما بر می‌آید و چه چیزی بر نمی‌آید درست مانند  زمینی که یک محصول در آن به حد اعلای خودش می‌رسد و محصولی دیگر زیاد مطلوب رشد نمی‌کند.هنر ما در طول تاریخ این بوده که برای صلح بجنگیم و این هنر بزرگی است.


یعنی به محض اینکه صلح ایجاد شد دیگر نمی‌جنگیم در حالی که هنر یک جاهایی این است که برای سلطه جنگ می‌کنند و تا زمانی‌که سلطه نیافته‌اند همچنان می‌جنگند.

در فرهنگ ما ایرانی‌ها صلح یعنی هر چیز سر جای خودش باشد البته در همه فرهنگ‌ها صلح به همین معنی است ولی اینکه سر جای خود صلح کجاست پرسش است.

کوه البرز را ما نگفته‌ایم اینجا باشد جای خودش اینجاست اما یک زمانی می‌خواهیم پل و جاده‌ای  بسازیم می‌گوییم اینجا باشد.

در فرهنگ‌های غرب عدل یعنی هر چیز سر جای خودش باشد آن‌طور که ما می‌گوییم اما در فرهنگ ما عدل یعنی هر چیزی در جای خودش از آن جهتی که در جای خودش است.

هر زمان چیزی از جای خودش خارج شود بحران ایجاد می‌شود و آن وقت است که می‌رویم می‌جنگینم تا دوباره سر جای خودش قرار بگیرد.

بهشتی تصریح کرد: «هنر ما این است که بجنگیم برای اینکه صلح اتفاق بیفتد و اسم این دفاع است زیرا  دفاع در واقع جنگیدن برای اتفاق افتادن  صلح است  به همین دلیل  مقدس می‌شود.»

او خاطرنشان ساخت نه تنها دفاع ما، بلکه هر دفاعی اگر حقیقت داشته باشد مقدس است.

در طول تاریخ همواره با این دیدگاه جنگیده‌ایم .در جنگ چالدران بر اساس معیارهای غرب و به لحاظ نظامی ما شکست خورده‌ایم اما از عجایب روزگار این است که اگر به چهل ستون اصفهان نگاه کنید می‌بیند نقاشی  از جنگ چالدران آنجا وجود دارد چطور می‌شود که ما شکست خورده‌ایم و شکست خودمان را نقاشی کرده‌ایم، این نشان می‌دهد که ما احساس نمی‌کردیم که شکست خورده‌ایم زیرا که در دفاع کردن شکست نخورده‌ایم و همچنان انسان باقی مانده بودیم و اهل جوانمردی بودیم و همچنان شجاعت داشتیم و به نسبت به سرزمین خودمان احساس مسئولیت می‌کردیم و شکست نخوردیم.

شکست آن زمانی است که بترسیم و  شجاعت نداشته باشیم  تصریح کرد: «با این معیارها  در جنگ چالدران ما پیروز این صحنه بوده‌ایم.

جنگ‌های ایران و روس را ننگ می‌شماریم اما در زمان خودش این‌طور نبوده و گواه این مدعا تابلوی نبرد گنجه است که در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود و نشان می‌دهد که ما خود را در این جنگ نیز پیروز می‌دانسته‌ایم زیرا از  معیارهای اعتقادی و انسانی عدول نکرده‌ایم.

اینکه از این معیارها عدول کنیم حتی اگر پیروز نظامی شویم احساس پیروزی نداریم زیرا که می‌خواهیم از این جنگ متعالی‌تر بیرون آییم و با ذلت و خواری یک حیوان پیروز بیرون نیاییم و احساس شکست داشته باشیم هنر ما این بوده است.
در هشت سال دفاع مقدس نیز  همواره این هنر را ابراز داشته‌ایم چه در عملیاتی که به لحاظ نظامی در آنها پیروز شده‌ایم یا نشده‌ایم.

در تمام عملیات‌ها پیروز بودیم زیرا که مسئولانه و صادقانه از روی صدق و صفا دفاع کردیم و از معیارهایمان عدول نکرده‌ایم.

اگر این‌گونه باشد نسبت به اتفاق‌هایی که قرار است در آینده روی دهد، اعتماد به نفس بیشتری پیدا می‌کنیم زیرا که این سرزمین سرزمینی بلاخیز است و در این صورت نسبت به اتفاق‌های بعدی با آگاهی و در روشنایی می‌توانیم ببینیم و اقدام کنیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه مطلب...

سرپرست دفتر بازاریابی و تبلیغات گردشگری از تعیین تکلیف تورهای جام جهانی و برنامه‌های تبلیغی ایران در حاشیه این رویداد مهم تا پایان امسال خبر داد.

لیلا اژدری سرپرست دفتر بازاریابی و تبلیغات گردشگری که پروژه تبلیغ و معرفی ایران در حاشیه جام جهانی و همچنین حضور تورها و طرفداران ایرانی به این بهانه در روسیه را پیگیری می‌کند ، درباره برنامه‌ریزی‌های سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری گفت: «جام جهانی یک فرصت ویژه برای معرفی ایران است، رویکرد سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری نیز استفاده از این ظرفیت است، برای همین ما از آژانس‌های گردشگری می‌خواهیم علاوه‌بر این که هواداران تیم‌های فوتبال را برای تماشای مسابقات جام جهانی به روسیه می‌برند، مُبلغ ایران هم باشند.»

او افزود: «اقلام تبلیغاتی و بسته‌ها از طریق سازمان در اختیار آژانس‌هایی که قرار است تور جام جهانی اجرا کنند، قرار می‌گیرد تا علاوه‌بر کسب و کار خود، برای جذب گردشگر هم تلاش کنند.»

او درباره تبلیغات محیطی ایران در آن فضا نیز گفت: «برنامه‌هایی در این زمینه داریم، اما باید طرح کسب و کار و تحلیل هزینه‌کردها مشخص شود تا درباره آن مشخص‌تر صحبت کرد.»

اژدری اضافه کرد: «سازمان بودجه خوبی برای تبلیغ و معرفی ایران در فرصت جام جهانی در نظر گرفته، اما چون هنوز برنامه‌ها نهایی نشده، نمی‌توان درباره مبلغ این بودجه مشخص‌تر صحبت کرد.»

سرپرست دفتر بازاریابی و تبلیغات گردشگری درباره زمان نهایی برای تعیین تکلیف بودجه و برنامه‌های جام‌جهانی، اظهار کرد: «اولین بازی تیم ملی ایران در جام جهانی، ۲۵ خرداد سال آینده است، بنابراین تا پایان سال همه برنامه‌های مرتبط با جام جهانی مشخص و اعلام می‌شود.»

ایرانگردی , گردشگری , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی ، بلیت , هتل ، سفر , اردبیل , گردشگری اردبیل

 

 

 

ادامه مطلب...

 ۲۹ مهر، بیست‌ویکمین سالروز ملی صادرات را در حالی گرامی می‌داریم که گردشگری و صنایع‌دستی به عنوان دو بخش مهم در حوزه صنایع خلاق، خوش‌آتیه  و روبه رشد، گام‌های تحول را با شتاب طی کرده و جایگاه خود را در صادرات غیرنفتی بیش از پیش تثبیت می‌کنند. 


اهمیت اقتصادی و ارزآوری این دو بخش موجب شده تا آمارهای صادرات گردشگری و صنایع‌دستی در گزارش‌های سالانه  سازمان‌های بین‌المللی مرتبط با تجارت نیز اهمیتی ویژه پیدا کند. همان‌گونه که می‌دانیم صادرات غیرنفتی نقشی کلیدی در توسعه پایدار دارد، صادراتی که نه صرفا متکی به منابع و داشته‌های خام زیرزمینی، بلکه برآیند یک اقتصاد مبتنی بر تولید و اشتغال است.

این در حالی است که با عنایت به فرمایشات مقام معظم رهبری، صادرات غیرنفتی بیش از گذشته باید مورد توجه قرار گیرد تا بتوانیم اهداف اقتصاد مقاومتی را با تكیه بر دانش و تخصص و نیروی کار داخلی و استفاده از تمام ظرفیت‌های اقتصادی و صنعتی كشور جامه عمل بپوشانیم. بدون شک تنوع‌بخشی به حوزه صادرات علاوه بر کاهش وابستگی به فروش نفت، موجب گسترش تولید و اشتغال نیز می‌شود و از این مسیر می‌ توان مشکل بیکاری و تورم را نیز حل کرد. 

مروری آماری بر وضعیت صنایع‌دستی کشورمان نشانگر آن است که توجه به این بخش راهکار موثری برای رونق بخشی به صادرات و ایجاد اشتغال است. روند صادرات صنایع‌دستی در ایران از ابتدای دولت یازدهم مثبت بوده و ۳۶درصد رشد در سال ۹۳ نسبت به ۹۲،  ۱۳درصد رشد در سال ۹۴،  ۱۰درصد رشد در سال ۹۵ داشته‌ایم و در سال ۹۵ میزان صادرات صنایع‌دستی کشور بالغ بر ۲۳۷میلیون دلار بوده است. از جمله مهم‌ترین چالش‌های بخش صنایع‌دستی در کشور بالا بودن هزینه تمام شده  و در نتیجه ضعف رقابت با محصولات خارجی، فقدان مشوق‌های صادراتی، موانع و مشکلات مربوط به بازاریابی و تبلیغات و عدم کاربردی بودن محصولات این بخش است. 

در میان کشورهای موفق در عرصه تولید و صادرات صنایع‌دستی چین از جایگاه ممتازی برخوردار است و در حال حاضر این کشور یکی از سه قطب اصلی تولید صنایع‌دستی در سطح جهان محسوب می‌شود. به طور کلی سیاست‌های حمایتی دولت، تولید در مقیاس بزرگ و قیمت تمام شده ارزان، تمرکز فعالیت‌های مربوط به این حوزه، استفاده حداکثری از نیروی انسانی جوان و کاربردی بودن محصولات متناسب با ذائقه و نیاز مصرف کننده از عوامل موفقیت کشور چین در تولید و صادرات صنایع‌دستی است. 

بازاریابی و بازارسازی دو اصل مهم است که در زمینه صنایع‌دستی از آن غافل مانده‌ایم و بی‌تردید با شناسایی بازارهای جدید و رفع چالش‌هایی که ذکر شد می‌توانیم به رقم بالای ۲میلیارد دلار صادرات صنایع‌دستی دست یابیم و البته در این مسیر همراهی و حمایت دستگاه‌های متولی اقتصاد کشور در حوزه صنعت و بازرگانی در تسهیل روند توسعه صنایع‌دستی کشورمان تعیین کننده است. نکته مهم دیگر اینکه از جمله مزیت‌های بزرگ صنایع‌دستی ایجاد اشتغال با سرمایه اندک است و در بسیاری از مناطق ایران با توجه به ظرفیت‌های بومی می‌توان با رقمی حدود ۲۰ تا ۳۰میلیون تومان در حوزه صنایع‌دستی شغل ایجاد کرد، در حالی که این رقم در بسیاری از صنایع ۲۰۰ تا ۵۰۰میلیون تومان یا حتی بیشتر است.

 براین اساس در بخش صنایع‌دستی ایجاد ۷۰هزار شغل سالانه  و در بخش گردشگری نیز همین تعداد پیش‌بینی شده است و با این ارقام سهم قابل توجهی از اشتغال‌زایی کشور در دو بخش صنایع‌دستی و گردشگری تعریف شده است. تحقق این آمار نه تنها موجب توسعه اشتغال بومی و رونق کسب و کار روستاییان، توزیع جغرافیایی عادلانه ثروت و کاهش مهاجرات خواهد شد، بلکه سهم واقعی صنایع‌دستی و گردشگری در صادرات را تحقق خواهد بخشید.

اما در بخش گردشگری نیز ظرفیت کشورمان برای صادرات این بخش بسیار بالاست و به جرات می‌توان گفت بهترین و بیشترین ظرفیت‌ها را در صادرات گردشگری داریم. براساس گزارش سازمان جهانی سفر و گردشگری، ارزش صادرات گردشگری ایران یعنی درآمدهای حاصله از ورود گردشگران خارجی در سال ۲۰۱۵ تنها 1/7درصد از کل صادرات کشور را تشکیل می‌داد و این رقم  گویای آن است که به رغم ظرفیت بالقوه بالایی که در حوزه گردشگری داریم  نتوانسته‌ایم به سهم واقعی خود در صنعت توریسم جهانی دست پیدا کنیم، در حالی که ما جاذبه‌های بسیاری داریم که با معرفی درست آن و با پذیرایی مناسب از گردشگران خارجی، می‌توانیم سهم  واقعی‌مان از صنعت توریسم جهان و در آمد مطلوب حاصل از صادرات گردشگری را به خود اختصاص دهیم.

به دلایل متعدد گردشگری یکی از چند پیشران اصلی اقتصاد در چشم انداز ایران محسوب می‌شود و نگاه جدید به گردشگری به عنوان یکی از چند پیشران اصلی اقتصاد ایران نیازمند تحول بنیادی در اجزا و زیر سیستم‌های اقتصاد کشور است.  گردشگری به ویژه برخی از رشته‌های آن که در ایران کاملاً جدید و در مراحل آغازین قرار دارد، همچون گردشگری ورزشی، سلامت، پزشکی، اکوتوریسم و... جزو بخش‌های خوش‌آتیه در سطح جهان و به ویژه ایران محسوب می‌شود. 

نکته قابل توجه اینکه نرخ رشد تجارت جهانی این بخش‌ها بالاتر از نرخ رشد عمومی تجارت جهانی است. برای گذار گردشگری از وضعیت موجود و تبدیل آن به یکی از پیشران‌های اصلی اقتصاد و صادرات باید اتفاقاتی همسو با این رویکرد در سایر حوزه‌های اقتصادی بیفتد. در این زمینه نگاه به تمام کالاها و خدمات بخش های صنعت، کشاورزی، معدن و خدمات باید به گونه‌ای باید مرتبط با حوزه گردشگری و حلقه‌هایی از یک زنجیره واحد و مرتبط دیده شود. با این نگرش می‌توان سرفصل اقتصاد گردشگری را در تمام دستگاه‌های مرتبط با حوزه اقتصاد، صنعت و بازرگانی لحاظ کرد. در این زمینه به ویژه باید فصل مستقلی در حوزه  مشوق‌های صادراتی برای گردشگری و صنایع‌دستی در نظر گرفت تا انگیزه بخش علاقه‌مندان به فعالیت در این حوزه‌ها باشد. به‌عنوان مثال اختصاص سر فصل‌های خاص و جداگانه  گردشگری و صنایع‌دستی در برنامه‌های راهبردی و عملیاتی سازمان‌های صنعت، معدن و تجارت در تمام استان‌های کشور و هماهنگ با سیاست‌های سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری موجب شتاب بیشتر در تحقق اهداف اقتصادی دو بخش صنایع‌دستی و گردشگری خواهد شد.

بدون شک با تدوین و اجرای بسته‌‌های حمايتی در زمینه صادرات صنایع‌دستی و گردشگری با همراهی هیئت محترم دولت به ویژه وزارت صنعت، معدن و تجارت و شورای عالی صادرات غیر نفتی، می‌توانیم شاهد تحقق سهم واقعی صنایع‌دستی و گردشگری در تولید، اشتغال و صادرات باشیم.




*معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری

 

ادامه مطلب...

توجه به میراث‌فرهنگی و ارتباط آن با صنعت توریسم و توسعه گردشگری موضوعی نیست که امروزه با کم‌توجهی بتوان از آن عبور کرد.


در جهان امروز که بهره‌وری و جذب درآمدهای ارزی از گردشگری حائز اهمیت فراوان است صنعت توریسم به‌عنوان یک صنعت پاک در ترسیم چشم‌انداز کلان اقتصاد و توسعه کشور نقش محوری را به‌عهده خواهد داشت.

فلذا سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری کشور دیگر یک دستگاه و تشکیلات حاشیه‌ای و ایستا در نظام برنامه‌ریزی نبوده و نقش و جایگاه آن در ساختار دولت در حال توجه و قوام است و می‌تواند با بهره‌گیری از پتانسیل‌های شکل‌گرفته در دولت و تعامل سازنده با کشورهای دنیا در پی سیاست‌های تنش‌زدایی و گشودن درهای مذاکره و گفت‌وگو، وظایف و مأموریت‌های ذاتی خود را به ظهور و بروز رساند.

لکن یکی از تأثیرگذارترین عوامل در شکوفایی و توسعه پایدار گردشگری موضوع انتخاب یک مدیر توانمند و اجرایی در رأس این سازمان عریض و طویل است که از ادغام 3 مجموعه مجزا با مأموریت‌های مختلف و گسترده در طی سنوات گذشته شکل گرفته است و در حال حاضر در قالب یک سازمان علمی‌‌فرهنگی تخصصی که ریاست آن را معاون رئیس‌جمهوری به‌عهده دارد در یک پیچ تاریخی برای دستیابی به یک ساختار تشکیلاتی نظام‌مند و جهش فزاینده جهت دستیابی به اهداف کلان در سه حوزه میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری در نظام برنامه‌ریزی کشور و افق‌های ترسیم شده برای این مجموعه است.

انتخاب و معرفی علی‌اصغر مونسان برای ریاست سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری کشور گویای تصمیمی آگاهانه برای هدایت مطلوب و رسیدن به جایگاه واقعی این سازمان و توسعه همه‌جانیه در هر سه حوزه تخصصی است، فردی که در سوابق تخصصی، اجرایی و اجتماعی‌فرهنگی خود مجموعه‌ای از فعالیت‌ها و عملکردهای مختلف در حوزه‌هایی نظیر توسعه زیرساخت‌ها و سرمایه‌گذاری و توسعه فضاهای فرهنگی، تجارب ارزشمند و مؤثری مشاهده می‌شود و همین موضوع آینده‌ای روشن برای ارتقای جایگاه میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و توسعه گردشگری را نوید می‌دهد.

* کارشناس‌ ارشد برنامه‌ریزی شهری و مدرس دانشگاه

 

 

 

 

ادامه مطلب...

معماری را وسیله‌ای واقعی و نمادی عیان برای سنجش فهم یک ملت، فرهنگ را نرم‌افزاری برای شناخت تمدن‌ها و شهر را تجلی انسان‌شناسی در طول زمان می‌دانند: تعاریفی مبسوط که هر یک سخن از اندیشه‌ای تنیده در ریشه ایام دارد.


تاریخ یگانه روزنه‌ای است که این سه عنصر را همچون جان‌مایه‌ای به‌جامانده از هنر، اندیشه و علم ایران و تفکر ایرانشهری در پس‌کوچه‌های شهر یزد روایت کرده و امروز این روایت را در گوش جهانیان زمزمه می‌کند.

جهانی شدن شهر تاریخی یزد، درحقیقت، ورق زدن کتابی قطور برای انسان‌هاست، کتابی به‌جامانده از قرن‌هایی که همواره بر داشته‌ها و دانسته‌های آن افزوده و امروز به‌بهانه نایاب شدن، غبار زمانه از آن زدوده تا نگینی باشد از کویر ایران بر تارک جهان.

ثبت‌جهانی یزد حاوی چند پیام مهم است که درک آن برای تنومند کردن اندیشه حفظ میراث‌‌فرهنگی لازم است.

ابتدابه‌ساکن، تریبونی که جهانی شدن این شهر در اختیار ایران قرار می‌دهد، تریبونی است که هر بیننده و شنونده‌ای از اقصی‌نقاط جهان برای شنیدن و دیدن آن قصد سفر می‌کند بدون آنکه کوچک‌ترین تأثیر‌پذیری‌ای از خبرسازی‌ها داشته باشد. این توریست به‌صورت تنها و منفرد، تجزیه‌کننده فرهنگ و تمدنی می‌شود که در زمهریر اخبار جهانی درخصوص ایرانی خشونت‌طلب، چهره‌ای واقعی و صلح‌طلب و صلح‌جو را نظاره می‌کند و هم او پیام‌آور و مبلّغی برای تک‌تک خانه‌های جهانیان می‌شود؛ پس این فرصت را باید غنیمتی جهانی دانست که فرصتی برای بازگویی روایت‌های تاریخی از تمدنی صلح‌طلب است.

فرصت دوم نیز آغاز دوره جدید در صنعت گردشگری ایران است، زیرا تابه‌امروز گردشگران برای رؤیت یک اثر، یک منظره یا اقلیم خاص باید در فرصتی محدود شهرهای متعددی را در ایران طی می‌کردند، اما امروز با جهانی شدن یزد، درحقیقت، یک فرصت جدید برای گردشگران مهیا شده که از 650 هکتار موزه دیدنی حکایت می‌کند. این شرایط، به‌غیر از زمانی طلایی برای تبلیغ بهتر ایران و نقاط دیگر آن، می‌تواند شروع یک دوره طلایی را برای اقتصاد صنعت توریسم ایران نوید دهد که با توجه به تغییرات اقتصاد جهانی، یکی از نیازهای اساسی امروز کشور تلقی می‌شود.

اما فرصت سوم که ازقضا نگارنده آن را مهم‌ترین فرصت می‌داند، پیوند داشته‌هایمان به اندیشه‌های نو است که قطع‌به‌یقین افقی روشن برای امنیت و اقتصاد ایران به‌بار می‌آورد. حفظ داشته‌ها و پاسداری و نگاه‌داری از آن‌ها در کنار اندیشه و سیاست جهانی تعامل درعین عزت، امری است که بیش از موارد دیگر به آن نیازمندیم. اگر پیش از ثبت شدن جهانی یزد، دولت تدبیر و امید باب گفت‌وگو با جهان را نگشوده بود، این فرصت نیز همچون مرواریدی خفته در صدف می‌ماند که هیچ‌گاه عرصه‌ای جهانی برای ایران به‌بار نمی‌آورد. عرصه گردشگری عرصه سخن گفتن و هم‌نشینی با اندیشه‌ها و فرهنگ‌هایی است که به هر روی، با یکدیگر تفاوت‌هایی دارند، اما همواره در زیر یک پرچم و با صلح با هم مدارا کرده‌اند و آن مشترکات بشری است. فرهنگ، تمدن و هنری که یزد را در طی سالیان دراز استوار ساخته، درحقیقت، همان فصل مشترک بشری است که هیچ‌گاه درگیر خطوط پررنگی به نام مرزها نمی‌شود، زیرا رُسته از فطرت پاک آدمی است.

پس امروز دیگر یزد تنها یک شهر نیست بلکه اندیشه‌ای است که در جهات مختلف نیازمند بسط و گسترش آن هستیم. در این مسیر نقش زهرا احمدی‌پور، معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری، را که به‌حق با تلاش‌ها و پیگیری‌های خود و معاونان و مشاوران توانسته در عرصه بین‌المللی چنین فرصتی را فراهم کند و راهگشای مسیری جدید در افق صنعت گردشگری باشد باید قدر دانست و از بابت آن سپاس‌گزار بود که کیمیایی جدید از خاک یزد برای تمدن ایران به‌بار آوردند.

آن که ده با هفت و نیم آورد بس سودی نکرد

فرصتت بادا که هفت و نیم با ده می‌کنی

حافظ

*سیدمحمد حسینی:مدیرکل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان مرکزی

 

 

 

 

ادامه مطلب...

امسال قرار بود نوروز متفاوتی داشته باشیم. در یکی از آبادی‌های بشاگرد، در استان هرمزگان، به‌جای یکی از سین‌های هفت‌سین یک تکه سیم قطع‌شده برق گذاشته بودند، زیرا چیز دیگری در بساطشان نبود که با سین شروع شود یا در دسترس باشد.


نوروز با طعم فقر

فقر در منطقه بشاگرد و آبادی‌های اطراف آن سلطه کامل و بلامنازعی دارد. خانواده‌ها در این مناطق به‌قدری فقیر و محروم‌اند که بعضی‌شان هسته خرما را می‌کوبند و تبدیل به آرد می‌کنند و آن را به‌عنوان غذا به کودکان خود می‌دهند. محرومیت با هیچ وسیله‌ای توصیف‌پذیر نیست. جنس فقر در این دیار از نیازهای بدوی و اولیه آغاز می‌شود و تا زندگی در کپرهایی از لیف خرما تا خانه‌های بدون سقفی که بعضاً از سرویس‌بهداشتی و حمام هم بی‌بهره‌اند تداوم می‌یابد.

تراکم کوه‌های به‌هم‌تنیده و مسیر خاکی سنگلاخ و صعب‌العبور بشاگرد نفَس هر مسافر صبوری را تنگ می‌کند. هنگام طغیان رودخانه‌ها، بعضی از مواقع تا دو هفته راه چند روستا و آبادی بسته می‌شود، و این بدان معنی است که ده‌ها نفر تا هفته‌ها نمی‌توانند برای تأمین مایحتاج خود از روستا‌هایشان خارج شوند.

از این مشکلات که بگذریم، در این منطقه، بیماری‌هایی که درمان ساده‌ای می‌خواهد گاهی به مرگ منجر می‌شود؛ چراکه گاهی رساندن فوری بیمار به مرکز پزشکی امری محال است. عقرب‌زدگی، آپاندیس، وضع حمل و مثل آن گاهی بلای جان اهل روستای می‌شود.

کوچک‌ترین بیماری مساوی است با مرگ، و این تنها معادله ریاضی است که در آنجا کاربرد عینی دارد و می‌توان آثارش را به‌چشم دید.

در میان طوفان فقر و محرومیت، فرجام غریبی انتظار کودکان را می‌کشد، کودکانی که به‌سبب محرومیت از نیازهای اولیه کودکی نکرده‌اند و خاطرات کودکی‌شان را صرفاً خاک‌بازی در کوچه‌های داغ و بی‌روح شکل می‌دهد.

یکی از بزرگان روستای بلبل‌آباد می‌گفت: «مسئولان ما را فراموش کرده‌اند و به ما رسیدگی نمی‌کنند.»

ولی همین فرد، وقتی صدای خانم احمدی‌پور معاون رئیس‌جمهوری را از پشت تلفن شنید، باور نمی‌کرد که فقط پس از گذشت چند دقیقه از سال تحویل این مقام دولتی حاضر باشد به درددل‌های او گوش دهد و مشاور خود را مأمور رسیدگی به احوال آن‌ها کند.

نوروز برای مردم این منطقه همیشه همنشین فقر و محرومیت بوده است، اما آنچه این نوروز را برای اهل روستای بلبل‌آباد با نوروزهای دیگر متفاوت کرد صدای گرم و مادرانه معاون رئیس‌جمهوری بود که قول داد با پیگیری عمل جراحی انحراف‌چشم سه دختر معصوم این روستا، زیبایی را به چهره این کودکان عیدی دهد.

بیایید در سال جدید خوشی‌هایمان را با مردم این منطقه قسمت کنیم.


 *. مشاور رئیس سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری

 

 ایرانگردی , ایرانگردی نیوز , گردشگری , تور , سفر , رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , هتل , بلیت , آثار باستانی

 

 

 

 

 

ادامه مطلب...

گردشگری به عنوان یک فعالیت بازرگانی،نقش و اهمیت به‌سزایی در رشد و توسعه‌ اقتصادی کشورها به ویژه کشورهای در حال توسعه دارد. همچنین به عنوان یکی از پویاترین فعالیت های اقتصادی عصر حاضر است که نقش مهمی در توسعه پایدار محلی ایفا می نماید. عوامل متعددی نظیر امکانات، تسهیلات،وسایل ارتباط جمعی،حمل و نقل،جاذبه‌های تاریخی،زیارتی،اطلاعات فنی و مانند آنها بر فعالیت گردشگری تأثیرگذار است.این امر نشان می‌دهد که این بخش دارای‌ ارتباط تنگاتنگی با دیگر بخشهای اقتصادی کشور بوده و به شدت از روابط خارجی و مناسبات بین‌المللی متأثر است.از سویی گسترش گردشگری بر درآمد ملی،ارزی،اشتغال و دیگر شاخصهای کلان اقتصادی کشور نیز تأثیرگذار است. از اين رو گردشگري، يك گزينه اوليه در امر توسعه به حساب مي‌آيد. در این راستا یکی از فعالیتهای سازمان جهانی گردشگری (UNWTO)  برنامه ریزی در مورد گردشگری پایدار ابزاری موثر برای کاهش فقر با عنوان   ST- PE می باشد. گردشگری برای کاهش فقر یک گونه خاص و منحصربفرد از گردشگری نیست، بلکه رویکردی است که همه انواع گردشگری می توانند با استفاده از آن میزان فقر را به ویژه در نواحی دورافتاده و جوامع به حاشیه رانده شده کاهش دهند.

نقش گردشگری در کاهش فقر

گردشگری می تواند به طور قابل توجهی با جذب علاقمندان به گردشگری از نهادهای چند جانبه، فعالان گردشگری، اهدا کنندگان و سازمان های دیگر در سراسر جهان به استراتژی کاهش فقر کمک نماید. سازمان های توسعه بین المللی نیز به گردشگری نگاهی  به عنوان راهی در جهت از بین بردن فقردارند . گردشگری از اواخر دهه ۱۹۹۰ به عنوان ابزاری برای کاهش فقر و به عنوان یکی از اجزای اصلی استراتژی توسعه در کشورهای با درآمد پایین و فقیر مورد توجه قرارگرفت و از آن زمان گردشگری حامی فقرا به روشی شناخته شده وارزشمند در جهت کاهش فقر تبدیل شده است. و آن را به عنوان "گردشگری به نفع فقرا (PPT)" تعریف می نمایند بدین معنا که گردشگری منافع خالص را برای فقرا به ارمغان می آورد . رویکرد گردشگری در راستای کاهش فقر در همه جا مردم فقیر را در مرکز فعالیت ها قرار می دهد و شبکه ای از منافع اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی را به دور آن ها می تند. در این رویکرد افراد فقیر در اولویت هستند نه فقط تحصیل کردگان جامعه بومی. بعد از ورود رویکرد توسعه پایدار به صنعت گردشگری، بخش هایی متنوع به عنوان جایگزین برای اشکال ناپایدار این صنعت وارد صحنه شدند. به عنوان مثال گردشگری جامعه محور، اکوتوریسم و همین طور آنچه به عنوان گردشگری پایدار می شناسیم همگی گونه ای از گردشگری جایگزین هستند. گردشگری جایگزین تلاش می کند تا با پیروی از اهداف توسعه پایدار، وضعیت محیط زیست، اجتماع و اقتصاد را بهبود بخشد و تا حد ممکن از اثرات منفی گردشگری بر این سه حوزه بکاهد. گردشگری پایدار یکی از اشکال گردشگری است که می تواند به پایداری جوامع محلی و فقرزدایی توسعه بخشد. به تعریف سازمان جهانی گردشگری، گردشگری پایدار را راهی برای پاسخ گفتن به نیازهای اقتصادی و اجتماعی جوامع در عین حفاظت از یکپارچگی فرهنگی و همچنین تنوع زیستی و منابع طبیعی می داند.و گردشگری برای کاهش فقر می تواند در زیر مجموعه آن قرار بگیرد. از این منظر شاید بتوان گفت که رویکرد گردشگری برای کاهش فقر با اهداف انواع گوناگون گردشگری پایدار هم پوشانی دارد. اما تفاوت هایی در محور اصلی فعالیت های این دو وجود دارد. رویکرد گردشگری برای کاهش فقر با برخی اهداف اکوتوریسم و گردشگری جامعه محور نیز هم پوشانی هایی دارد. اما دقیقا معادل یا مترادف آن ها نیست.

گردشگری یکی از قوی ترین ابزار در تجارت جهانی و رفاه است. کاهش فقر یکی از بزرگترین چالش های جهانی می باشد. با وجود زمان آشفته برای اقتصاد جهانی، این حقایق اساسی غیر قابل تغییر می باشد.

گردشگری حامی فقرا نوعی از گردشگری است که در پی فراهم کردن مزایایی ویژه اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و فرهنگی برای فقرا است و تا زمانی که فقرا مزایایی از گردشگری بدست می آورند می توان آنرا گردشگری حامی فقرا نامید.

در بسیاری از کشورها، گردشگری به عنوان یک موتورجهت توسعه کشور از طریق درآمد ارز خارجی و ایجاد اشتغال مستقیم و غیر مستقیم عمل می کند. سهم گردشگری 5 %از تولید ناخالص داخلی در جهان است. صنعت گردشگری مسئول 235 میلیون شغل، یا یک مورد در هر 12 شغل در سراسر جهان است.

بطور کلی توسعه گردشگری در مناطق محروم باعث استفاده جامعه میزبان از مزایای گردشگری شده و با ایجاد اشتغال و درآمدهای حاصل از توسعه گردشگری در مناطق محروم موجبات کاهش فقر را در این مناطق فراهم می نماید.             

اهمیت گردشگری در کاهش فقر در کشورهای در حال توسعه

گردشگری در بسیاری از کشورهای در حال توسعه و کشورهای کمتر توسعه یافته به عنوان یک گزینه توسعه اقتصادی قابل دوام تر و پایدار محسوب می شود، و در برخی از کشورها، منبع اصلی درآمد ارز خارجی می باشد. اگر گردشگری با دیدگاه مدیریتی  بر کاهش فقرتمرکز نماید ، می تواند به طور مستقیم به نفع گروه های فقیر از طریق بکارگیری افراد محلی در سرمایه گذاری های  گردشگری، ارائه کالاها و خدمات به گردشگران، یا بکارگیری آنها در شرکت های در حال اجرا کوچک و مبتنی بر جامعه و غیره باشد. و اثراث مثبتی در کاهش سطح فقر داشته باشد. گردشگری در کشورهای در حال توسعه که اکثریت جمعیت‌شان زیر خط فقر زندگی می‌کنند اهمیت فراوانی دارد. تا جایی که در سال 2000 میلادی، گردشگری در کشورهای در حال توسعه به سومین صنعت صادراتی تبدیل شد. در نتیجه تلاش برای کاهش فقر در این نواحی به کمک گردشگری نتیجه‌بخش خواهد بود.

مولفان به اهمیت توریسم در کشورهای مختلف به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه اشاره می‌کنند. آنها معتقدند که کشورهای در حال توسعه که امکان استفاده و فراهم کردن زیر ساخت‌های اقتصادی متفاوت مانند برداشت از معادن و تولیدات صنعتی وجود ندارد، استفاده از صنعت توریسم می‌تواند بسیار به صرفه و مفید واقع شود. ضمن این‌که حدود 40 درصد از مسافرت‌های خارجی صورت گرفته به قصد کشورهای در حال توسعه بوده و هزینه‌هایی که عاید این کشورها شده است به مراتب بیشتر از منابع دیگر این کشور ها بوده‌اند. این در حالی است که کشورهای در حال توسعه پتانسیل و ظرفیت مناسبی برای رشد در زمینه گردشگری را دارا هستند و با فراهم کردن زیر ساخت‌های مناسب می‌توانند به آسانی فرهنگ خود را جلا بخشیده و به جهانیان معرفی کنند.   

استراتژی کاهش فقر از طریق گردشگری

تمام جنبه ها و انواع گردشگری می تواند و باید به دنبال کاهش فقر باشند؛ همه دولت ها باید به کاهش فقر به عنوان یک هدف اصلی توسعه گردشگری نگاه د اشته باشند  وگردشگری را به عنوان یک ابزار ممکن برای کاهش فقر در نظر داشته باشند.   

  رقابت پذیری و موفقیت اقتصادی از کسب و کار گردشگری و مقاصد برای کاهش فقر بسیار مهم می باشد و بدون وجود فقیرنمی توانند از سود آن بهره مند شوند؛  تمامی کسب و کار گردشگری باید به دنبال تاثیر فعالیت های خود برروی جوامع محلی و نفع فقرا از طریق اقدامات گردشگری باشد.

مقصدهای گردشگری باید با هدف کاهش فقر به عنوان یک هدف اصلی که می تواند برنامه ریز استراتژی ها و برنامه عمل گردشگری باشد، مدیریت شود؛ برنامه ریزی و توسعه گردشگری در مقاصد باید دربرگیرنده طیف گسترده ای از منافع، از جمله مشارکت و ایجاد فرصت در جوامع فقیر باشد؛ همه اثرات بالقوه گردشگری باید در معیشت جوامع محلی در نظر گرفته شود، از جمله اثرات محلی و جهانی فعلی و آینده برروی منابع طبیعی و فرهنگی .تاثیرات گردشگری بر روی  کاهش فقر باید به طور موثر مورد  نظارت قرارگیرد.

نتیجه گیری و پیشنهادات

تا کنون گردشگری در بسیاری از کشورهای در حال توسعه تحولات شگرفی را به ویژه از منظر اقتصادی ایجاد کرده است تا جایی که زندگی قشر محروم و فقیر جامعه را تحت تاثیر خود قرار داده است. اگرچه تاکنون ظرفیت بالای گردشگری در کاهش فقر برای همگان روشن نشده اما دولت‌ها در کشورهای کمتر توسعه یافته به خوبی توانسته‌اند از این ویژگی جهت پیشرفت و توسعه کشورشان استفاده کنند. اگر توسعه گردشگری با رویکرد کاهش فقر انجام پذیرد فرصت بسیاری برای افراد فقیر ایجاد می گردد تا وضعیت معیشت خود را بهبود بخشند. گردشگری ظرفیت های بسیاری دارد که این صنعت را برای کاهش فقر در دنیا بسیار منحصربفرد می نماید. گردشگری صنعتی متنوع و رو به رشد است که از این جهت فرصت های شغلی بسیاری پیش روی افراد فقیر قرار می دهد. گردشگری برای کاهش فقر رویکردی است که نیازمند همیاری ذی نفعان گوناگون در سطوح مختلف سازمانی است. گاه قانون گذاران و سیاست مداران و گاه صاحبان کسب و کارهای کوچک گردشگری، نقشی بزرگ در فراگیر شدن این رویکرد و تحقق اهداف متعالی آن ایفا می نمایند. از سوی دیگر سازمان های غیر دولتی نیز می توانند نقش اصلی را در تلاش برای کاهش فقر در ارتباط با تعدیل ساختاری و نتیجه  سازماندهی مجدد در دولت ایفا نمایند. همچنین سازماندهی و همکاری از ترکیب بخش دولتی و سازمان های غیر دولتی به عنوان مجریان طرح می تواند کمک شایانی به توسعه گردشگری در این زمینه باشد. بخش دولتی و غیر دولتی با ارائه خدمات، تسهیلات و آموزش جوامع محلی، فروش مستقیم کالا و خدمات به گردشگران توسط فقرا(اقتصاد غیر رسمی) و مواردی از این قبیل می تواند نقش بسزایی در توسعه این نوع از رویکرد گردشگری داشته باشد.
افسانه جعفری- کارشناس دفتر بازاریابی و تبلیغات گردشگری    

 

 

 

 

 

ادامه مطلب...


یکی از دلایل گرانی سفرهای داخلی نسبت به سفرهای خارجی، اعطای بسته های حمایتی و تخصیص انواع یارانه به ارکان سفر در کشورهای خارجی گردشگرپذیر است.


پیش از استعفای رئیس پیشین صدا و سیما، مسعود سلطانی فر، رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و معاونانش برای پاره ای از گفت و گوها با محمد سرافراز و معاونانش دیداری داشت و خلاصه آن نشست را همان روز در کانال اختصاصی خود منتشر کرد. مسلما اهمیت ذاتی چنین نشست هایی را نمی توان منکر شد، چرا که گردشگری و میراث فرهنگی نیازمند فرهنگ سازی، تبلیغات بیشتر و گسترش فضای جامعه برای توسعه گردشگری و نگهداری و شناخت میراث فرهنگی است و می توان این مهم را از وظایف شکلی و ماهوی رسانه ملی برشمرد. اما نکات قابل تاملی در این دیدار وجود داشت که سعی شده در این نوشتار به آن پرداخته شود.

صرف نظر از اینکه این نشست در روزگاری برگزار شد که شایعه برکناری رئیس سازمان صدا و سیما در اخبار و رسانه ها به طور جدی مطرح بود و نیز تجربه چند دهه گذشته نشان داده تغییر هر مدیر به جابه جایی معاونان و بالطبع تغییر سیاست ها و سلایق منجر می شود، با این همه توقع رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از رسانه ملی برای تبلیغ و ترویج جاذبه های ایران به جا بود؛ چه اینکه ایشان به صراحت از مشکلی با عنوان «تبلیغات برای جذب گردشگری خارجی به کشور» سخن گفتند.

از سوی دیگر با توجه به اینکه رسانه ملی امروزه با حضور شبکه های اجتماعی و ماهواره ای، رسانه های اینترنتی و از همه مهم تر کم کاری و سیاست گذاری منفعل خود صدا و سیما در سنوات گذشته، دیگر پرمخاطب ترین رسانه فارسی زبان نیست، به نظر می رسد اشاره آقای سلطانی فر به انجام تبلیغات در شبکه های غیرفارسی زبان از جمله العالم، پرس تی وی و... بوده است؛ موضوعی که شاید به واسطه فضای رقابتی رسانه در دنیا کارآمدی آن اندکی محل بحث باشد.

در جریان این دیدار معاون خبر صدا و سیما با اشاره به گرانی برخی سفرهای داخلی نسبت به سفرهای خارجی، خواستار آن شده بود که نسبت به ارزان سازی سفر اقدام شود. مساله مطرح شده از سوی ایشان ابهامی است که برای همه مطرح است که در توضیح آن می توان گفت یکی از دلایل گرانی سفرهای داخلی نسبت به سفرهای خارجی، اعطای بسته های حمایتی و تخصیص انواع یارانه به ارکان سفر در کشورهای خارجی گردشگرپذیر است.

برای مثال کشور همسایه و مسلمان ترکیه که معمولا یکی از مقیاس های مسوولان برای تشریح رشد و توسعه گردشگری کشور در سنوات گذشته بوده، با مشورت بخش خصوصی به اعطای زمین های دولتی مناسب برای ایجاد مراکز اقامتی و گردشگری در دهه 80 میلادی و همچنین تخصیص وام های معادل 70 درصدحجم سرمایه گذاری پروژه بدون بهره و با بازپرداخت 30 ساله و تنفس طولانی مدت اقدام کرد.

آنها البته به این کار بسنده نکردند و از سال 1381 روی اتاق های مراکز اقامتی به هتلداران یارانه نقدی پرداخت کردند تا نرخ تمام شده به منظور جذب مشتری بیشتر، پایین بماند که این حمایت اخیر تا چندی پیش، یعنی سال 2013 برقرار بود.در همین حال، در سال 2014 میلادی که دولت این کشور خطر کاهش گردشگری را پیش بینی می کرد، با اقدام هوشمندانه دستگاه توریسم و به پیشنهاد بخش خصوصی، مابه التفاوت هزینه سوخت را به خط هوایی ترکیش ایرلاین به صورت بلاعوض به تمام پروازهای مسافری تجاری که از فرودگاه های ترکیه به مقاصد کشورهای روسیه و ایران فعالیت داشتند، پرداخت کرد.

علاوه بر این در مورد کشورهایی مثل امارات متحده عربی می توان از شهر دبی نام برد که با سیاست گذاری های دولتمردان این شهر کوچک و بدون سابقه تفریحی، تاریخی و تجاری، امروز فصل اوج سفر و غیر اوج سفر مفهومی ندارد و حتی برای فصل تابستان با رطوبت میانگین 59.8 درصد و دمای 41 درجه سلسیوس به عنوان مثال پیست اسکی سرپوشیده و انواع تفریحات آبی ایجاد کرده اند.

درباره سفر ایرانی ها به ترکیه با عنایت به ارکان پنج گانه سفر و در نظر گرفتن قیمت های تمام شده و اینکه بنگاه های اقتصادی بر اساس هزینه و فایده فعالیت می کنندو از این رو با کاهش قیمت های تمام شده ارکان سفر، چند سالی است بسته سفر به ترکیه در نوروز بسیار ارزان شده است.

علاوه بر این باید بدانیم، یکی از فصول اوج سفرهای داخلی در کشور ما، به واسطه تعطیلی مدارس و دانشگاه ها و همچنین تعطیلات تابستانی شرکت ها و کارخانه ها، تابستان است. یکی از مقاصد اصلی ایرانی ها در این زمان، شهرهای ترکیه است. همین ایام اوج سفر نیز با دو بخش موج اول و موج دوم سفر شناخته می شود. موج اول در استان های آنتالیا، ازمیر و موغلای ترکیه به فصل عرب ها و موج دوم به فصل روس ها و بریتانیایی ها مشهور است و به لحاظ اشتراک نسبی آب و هوایی ایران و ترکیه، این محدوده زمانی هر دو فصل اوج سفر تلقی می شوند.

اما در مورد سایر مقاصد سفر ایرانی ها نیز باید گفت مثلا در شهرهای گردشگرپذیر تایلند که فصل سفر از آبان ماه آغاز می شود و اردیبهشت ماه خاتمه می یابد، دو محدوده زمانی بسیار مهم برای شهروندان ایرانی وجود داشته که با این مقصد اشتراک دارند؛ تعطیلات هفته اول و دوم نوروز و تعطیلات زمستانی دانشگاه ها، کارخانه ها و اداره ها.


رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران , تور

 

 

 

Google

در اين سایت
در كل اينترنت

 

تماس با ما

 

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس آپلود عکس

آپلود عکس

کوتاه کننده لینک

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس