
![]()
بر اساس تئوریهای جهانی، کشور ایران در بیضی استراتژیک انرژی، هلال بحران،کمرشکننده، ناحیه ریملند، هارتلند جهان و در منطقه ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک قرار گرفته و جزء لاینفک استراتژیهای جهانی است. این کانون انرژیک با لرزشهای پیرامونی، به طور مستمر با کشورهای منطقه و نیروهای مداخلهگر بیرونی در کشمکش و چالش است.در واقع ژئوپلیتیک انرژی علاوه بر این که میزان استهلاک (آنتروپی) کشورهای منطقه با چنین سطح جغرافیایی پر تنش را افزایش میدهد و در امنیت ملی کشورها نیزتاثیرگذار است، اهمیت فوقالعاده آن برای یک واحد سیاسی به عنوان یک ارزش جغرافیایی – اقتصادی و امنیتی و حیاتی پوشیده نیست.
به طوریکه از دید سیاستهای جغرافیایی(ژئوپلیتیک) از مولفههای یک واحد سیاسی(کشور) قدرتمند داشتن ذخایر و معادن، جمعیت، نیروی انسانی ماهر، دسترسی به آبهای آزاد جهان و... می باشد. هرچند با کاهش ارزشهای انرژیک از حساسیتهای ژئوپولیتیکی مناطق جهانی نیز کاسته میشود اما ارزشهای جغرافیایی ایران صرفا مباحث انرژیک نیست. توان ذاتی جغرافیای سیاسی ایران پس از قبض و بسطهای جغرافیایی،گسستها و گسلهها و فراز و فرودهای سیاسی در ادوار تاریخی هنوز به عنوان پل ارتباطی تمدنهای شرق و غرب، پویایی فزایندهی خود را در تبادلات و تعاملات و مناسبات جهانی حفظ نموده و به علت ویژگیهای منحصر به فرد جغرافیایی کماکان کانون توجهات قدرتهای جهانی است. ظرفیتها و ارزشهای جغرافیایی ایران در منطقه آنقدر جذاب است تا در اجرای بزرگترین تغییر ژئواکونومیک و استراتژیک که در ابعاد جهانی در ربع قرن پیش رو در شرق آسیا و آن هم حول محور چین در حال تکوین است، نقش محوری و اساسی ایران برجسته شود. طرح احیای جاده ابریشم از سوی شی جین پینگ، رئیس جمهور چین در سال 2013 میلادی که به «یک کمربند - یک جاده» مشهور است و سرمایهگذاری چهل میلیارد دلاری چین در «صندوق سرمایهگذاری راه ابریشم» و درخواست از سایر کشورها برای پیوستن به این صندوق حاکی از اهمیت احیای جاده ابریشم در دیدگاه چینی است. اهمیت این طرح تا آنجاست که پکن قصد دارد این پروژه را با طرح وسیعتری به نام «منطقۀ آزاد تجاری آسیاپاسیفیک» (FTAAP) متصل و مرتبط سازد و سازمان جهانی گردشگری (UNWTO) نیز با برگزاری نشستهای مختلف و با ارایه طرح «آسمان باز» با ابتکار عمل تقویت ناوگان هوایی کشورهای حوزه راه ابریشم و تسهیل در صدور ویزا برای گردشگران به اهمیت آن تاکید کرده است.
احیای جاده ابریشم احیای ژئوپلیتیک گردشگری است. اتصال ابرکریدور سواحل شرقی چین تا سواحل غربی اروپا، ایران را به عنوان عنصر مرکزی کمربند اقتصادی جاده ابریشم، به کانون جاذبههای فرهنگی- تاریخی تجاری- اقتصادی، دیپلماسی و گردشگری، در سطح منطقهای و جهانی تبدیل مینماید. و باتوجه به نقش ژئوپلیتیک ایران که از دیرباز تاکنون غیرقابل اغماض بوده است؛ به دلیل گستردگی نفوذ فرهنگی، توانایی ایفای نقش مثبت و سازنده را در توسعه ارتباطات و مناسبات میان کشورهای آسیایی را داراست. احیای جاده ابریشم جدید، فرصتهای گردشگری را در ایران تقویت و با گسترش ارتباطات با کشورهای عضو جاده ابریشم منشاء دستیابی به قدرت میشود. از این رو ژئوپلیتیک گردشگری رقابت قدرتها را در جذب گردشگر درسطح منطقهای و جهانی در راستای سیاستگذاریهای اقتصادی با هدف توسعه فضای سرزمینی و کسب منابع ملی و توسعه پایدارگردشگری تبیین میکند. ژئوپلیتیک انسانگرایانه با عنصر گردشگری که خاصیت امنیتزایی و صلحگرایی دارد نقشی اساسی در روابط بینالملل ایفا مینماید. امروزه فراگیر شدن گردشگری و میل فزاینده ملتها به گردشگری، ارزشهای جغرافیایی گردشگری بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. شکلگیری سازهی منطقهای جاده ابریشم متشکل از کشورهای حوزه ابریشم، همگرایی منطقهای و فرامنطقهای را افزایش و با تبادل انرژی(مبادلات،تعاملات و ارتباطات) میزان آنتروپی(استهلاک کشورها) کاهش مییابد بر اساس نظریات جهانی در حوزه جغرافیای سیاسی هر کشوری که سطح استهلاک( آنتروپی) آن پایین باشد، در قالب کشورهای «باز» از توان و قدرت بیشتری در سطح جهان برخوردار است. امروزه قدرت، بیشتر ناظر بر توان اقتصادی ملتها است بدینسان در ترتیب و اولویتبندی منافع و قدرت ملی و ابزارهای نفوذ جهانی، توان اقتصادی هر کشور مهمترین جایگاه را در سالهای اخیر به خود اختصاص داده است .بنابراین ژئوپلیتیک گردشگری با احیای جاده ابریشم در افزایش توان اقتصادی و قدرت ملی کشور تاثیرگذار بوده و دیپلماسی گردشگری همراستای دیپلماسی انرژی در کانون ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک، راهگشای توسعه اقتصادی کشور خواهد بود.
رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران
![]()
من ایرانی ام. این را با غرور گفته ایم. حتی بر سر غیرت هم آمده ایم اگر کسی کلمه ایران را سبک ادا کند. حق هم داریم چون ایرانی هستیم و سربلندی خود را گره خورده با بلند بالایی نام مانای ایران می دانیم. حتی شده وقتی جماعتی، دولتی، گروهی، با پول شیوخ نفتی، خلیج همیشه فارس را به پسوند های جعلی چون"ع.ر.ب.ی" می آزارند، گوگل را کلمه باران می کنیم و با حضور پرشمار خود به یادشان می آوریم تاریخ نامی جز "خلیج فارس" برای این پهنه آبی، نمی شناسد و هرکس جز این نام را بر زبان آورد نه تاریخ را می شناسد و نه از جغرافیا ،فهمی دارد. اما این گاه همه غیرت ملی بعضی از ما ایرانی بودن است حال آنکه این حداقل ماجرایی است که حد متوسط آن هم ما را به سربلندی می رساند. ما اگر بتوانیم میهن دوستی را به این سمت هدایت کنیم که ظرفیت های داخلی را فعال کنیم هم در راستای "اقتصاد مقاومتی" گام برداریم و هم "اقدام" را به "عمل" چنان گره زنیم که "پیروزی" ثمره عینی تلاش ما باشد. ما می توانیم در این راستا نگاه ها را به داخل و به دست هنرمند مردمان مان هدایت کنیم که ذیل " صنایع دستی" تعریف می شود و پرچم فرهنگ و هنر ملی را به اهتزاز درمی آورد. ما می توانیم برای توجه دادن ملی به صنایع دستی و در قدم بعدی تبلیغ جهانی کار از ظرفیت فضای مجازی به خوبی استفاده کنیم و با تشکیل کمپین هایی ، روحیه ملی را چنان ارتقا دهیم که هر ایرانی هم مصرف کننده کالای داخلی به ویژه صنایع دستی باشد و هم مبلغ آن در سفر های خارجی. می تواند اگر فرصت سفر هم ندارد با کوچه گردی در جهان مجازی، مبلغ هوشمند صنایع دستی باشد. من این خبر را به فال نیک می گیرم که "میراث آریا" روی خروجی فرستاده است؛ کمپین حمایت از خرید صنایع دستی با شعار " هنر ایرانی شایسته خانه ی ایرانی است " برای حمایت از تولید داخلی ایجاد می شود.
مدیر کل میراث فرهنگی استان تهران هدف از ایجاد این کمپین را اجرایی نمودن رهنمودهای مقام معظم رهبری در نام گذاری سال 95 با عنوان " اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل عنوان کرد و افزود : کمیپن خرید صنایع دستی ایرانی در راستای تحقق رسالت ذاتی اداره کل میراث فرهنگی استان تهران و به منظور توسعه و ارتقاء بستر های عرضه و فروش صنایع دستی است
خسروآبادی افزود در این کمپین تولیدات هنرمندان صنایع دستی بدون واسطه و با تنوع بالای محصول به اعضا معرفی خواهد شد تا علاقه مندان به هنرهای سنتی با اطمینان از اصالت اثر هنری محصول را خریداری کنند.
وی افزود وظیفه کمپین حمایت از خرید صنایع دستی ایرانی در دو بخش فرهنگ سازی استفاده از صنایع دستی و معرفی آثار و تولیدات هنرمندان این صنعت در فضای مجازی و بخش دیگر با برگزاری نمایشگاه هایی برای عرضه و فروش آثار و تولیدات هنرمندان هنرهای سنتی خواهد بود.
ان کار خیلی خوبی است اما همه کار نیست. باید دامنه این کمپین را تا دور دست ها هم توسعه داد تا ایرانیان خارج از کشور و حتی غیر ایرانیان دوست دار فرهنگ و هنر ایرانی هم بتوانند نگاه جهانی را به این سو بکشانند چه ما می توانیم و باید با هنر خویش صدای ملتی رشید را به گوش جهانیان برسانیم و با دنیا که گاه مارا نمی شناسد به زبان هنر سخن بگوئیم که بی نیاز به ترجمه ، ارتباط برقرار می کند و حتی می تواند از حصر رسانه ای هم بگذرد و ایران را چنان روایت کند که حق ماست . باری کمپین را باید جهانی طراحی کنیم تا به فتح هنرمندانه جهان نزدیک شویم..

در ایام نوروز خبری در رسانه ها منتشر شد مبنی بر اینکه « چاپ روزنامه معروف و معتبر انگلیسی " ایندیپندنت" متوقف شد و از این پس تنها به شکل اینترنتی - دیجیتالی فعالیت می کند. »
قبل از این هم برخی از روزنامه های مهم جهان به دلیل مشکلات اقتصادی چاپ کاغذی را متوقف و به ادامه فعالیت صرفا اینترنتی - دیجیتالی اکتفا کرده بودند.
مثلا در سال 1388 روزنامه كريستين ساينس مونيتور چاپ آمریکا به فعاليت صد سالهاش پايان داد و دوران جديدي را بهعنوان يك نشريه آنلاين آغاز كرد.این نخستين روزنامه ملي آمريكا بود كه استراتژي مبتني بر وب را بهكار گرفت
اگر چه توقف انتشار چند روزنامه از هزاران روزنامه ای که در سراسر جهان به صورت کاغذی منتشر می شوند مبنای خوبی برای قضاوت در باره پایان عمر روزنامه های چاپی نیست اما این رویکرد نشان می دهد که دیر یا زود رسانه های کاغذی تحت تاثیر فضای مجازی دچار تغییر استراتژی خواهند شد.
دلایل مختلفی برای انتشار روزنامه به صورت تنها دیجیتالی وجود دارد: هزینه چاپ و کاغذ، هزینه توزیع، هزینه نیروی انسانی درگیر چاپ؛ قدرت محدود برای انتشار روزنامه به تعداد لازم و محدودیت فضا برای اطلاع رسانی.
در واقع وقتی رسانه ای آنلاین می شود خودش را از بسیاری محدودیتهای رسانه های چاپی رها می کند. محدودیت فضا برای انتشار اخبار و اطلاعات ندارد، محدودیت تیراژ ندارد، محدودیت زمان برای انتشار ندارد، محتوایی که تولید و توزیع می کند همیشه زنده است و کهنه نمی شود، دسترسی به مخاطبان جدید در سراسر دنیا پیدا می کند و امکانات چند رسانه ای و تعاملی پیدا می کند که در رسانه چاپی به آنها دسترسی نداشت.
اما سوال اصلی اینجاست که چرا رسانه چاپی به طور همزمان هم نسخه کاغذی و هم نسخه آنلاین خود را منتشر نمی کند؟ کاری که بسیاری از رسانه های امروزی انجام می دهند. واقعیت این است که استراتژی رسانه ها و مدیران آن با یکدیگر متفاوت است. همچنین جامعه هدف و مخاطب خاص هر رسانه با دیگری فرق می کند. وقتی رسانه ای با اعتبار کریستین ساینس مانیتور یا ایندیپندنت تصمیم می گیرد نسخه چاپی اش را متوقف کند یعنی در یک برنامه ریزی استراتژیک همه جوانب موضوع را سنجیده است.
می توان انواع رسانه های آنلاین را تصور کرد، رسانه هایی که وابسته به یک موسسه رسانه ای بوده و بخشی از مجتمع رسانه ای بزرگتر محسوب می شوند، رسانه هایی که صرفا نسخه آنلاین رسانه چاپی هستند، رسانه هایی که وابسته به یک موسسه رسانه ای هستند اما هویت و محتوای مستقل دارند، رسانه هایی که اساسا روی وب هستند و نسخه چاپی نداشته و ندارند. رسانه هایی که ترکیبی از همه انواع رسانه های آنلاین را در دل خود دارند. اما همه آنها در یک چیز مشترک هستند. به جای کاغذ بر روی اسکرین دیده می شوند. باید قبول کرد که هنوز ذایقه مخاطب به ویژه مخاطب ایرانی به رسانه های آنلاین خو نکرده است و هنوز اعتبار وسندیت کافی برای این رسانه ها قایل نیست درحالی که به رسانه مکتوب اعتماد بیشتری دارد و رسانه چاپی را سند می داند.
به نظر می رسد در دهه آینده رسانه های آنلاین به عنوان مکمل و نه جایگزین برای رسانه های چاپی مطرح خواهند بود. اگر چه هر یک از این رسانه ها مزایای خاص خود را دارند اما هیچ یک دیگری را حذف نکرده است. فرآیند دروازه بانی خبر و اطلاعات که مزیت رسانه های چاپی به شمار می روند جنبه حرفه ای تری به رسانه های مکتوب داده است. این دو مدل رسانه نگاری هم در حوزه روزنامه نگاری و هم روابط عمومی نیاز به یکدیگر دارند. هیچ یک دیگری را حذف نخواهد کرد. مردم به هر دو نیاز دارند. این دو بر هم تاثیر می گذارند. دایره اطلاع رسانی را گسترش می دهند و مردم را به روز تر و پر اطلاع تر خواهند کرد.بنابراین تا سالهای سال این دو نیازمند همکاری با یکدیگرند و هیچ یک قادر نیست دیگری را حذف یا از میدان به در کند.
رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران
![]()
روز شنبه ۱۳ تیرماه سال ۱۳۹۴ مصادف با ۴ ژوئیه ۲۰۱۵ در سی و نهمین اجلاس میراث فرهنگی یونسکو پرونده منظر فرهنگی میمند مورد بررسی قرار گرفت و با کسب اکثریت آراء به عنوان نوزدهمین اثر جهانی ایران در فهرست یونسکو به ثبت رسید.
از سوی یونسکو از «منظر فرهنگی میمند» اینچنین یاد شده است: «در انتهای درهای در جنوب کوههای مرکزی ایران منطقه تاریخی «میمند» واقع شده است که شیوه زندگی مردمانش از سالهای دور تا به امروز به شکل سنتی همچنان در جریان است. »
تاریخ نگاران قدمت میمند را از 3 هزار سال تا 12 هزار سال تخمین زده اند اما هر یک از این اعداد اگر درست باشد چیزی از ارزش های تاریخی و فرهنگی میمند کم نمی کند. میمند نمونه مجسم زندگی مردمان ایرانی از تاریخی کهن تا کنون است که همچنان این زندگی در بستر «کیچه » های میمند جریان دارد.
روستای صخرهای و دستکند میمند یادآور ایامی است که انسانها خدا را در بلندای کوهها جستجو میکردند و کوه نشانه استواری و توان و پایداری و اراده شناخته میشد. این بنای دستکند باستانی، بیگمان از نخستین سکونت گاههای بشری در ایران به شمار میرود، به هر تقدیر چند هزار سال پیش از این، انسانهایی دل سنگها را شکافتند و یادگاری از خود به جا گذاشتند که امروزه پس از گذشت سالیان دراز همچنان نماد عزم و اراده و اقتدار اجداد ایرانی ما بهشمار میرود.
البته ایران از این گنجینه های تمدنی بسیار دارد. چه اگر محدودیت ثبت سالی یک اثر در فهرست میراث جهانی در یونسکو نبود، ایران الان رکورددار میراث جهانی در دنیا بود. در همین شرایط نیز ایران نزدیک به 50 اثر در انتظار ثبت جهانی دارد و صدها اثر و بنا و محوطه تاریخی و باستانی ایران قابلیت و ظرفیت حضور در این فهرست جهانی را دارد.
راز ماندگاری میمند در ارتباط انسان با محیط پیرامونش است. در واقع میمند سمبل تعامل انسان ایرانی و طبیعت در هزارها سال پیش است . از دلايل مانایی اين روستا و ارزش ويژه اين مكان، ارتباط تنگاتنگ سنت زيست و معيشت و سنت ساخت اهالي با طبيعت اطراف است. البته این را می توان در جای جای ایران دید. مانند تعامل انسان ایرانی با کویر خشک و بی آب و علف و تعامل انسان ایرانی با طبیعت سخت کوهستان.
روز 20 بهمن امسال مسئولان عالی رتبه سازمان میراث فرهنگی، سفیر ایران در یونسکو و نماینده منطقه ای یونسکو در تهران به همراه استاندار کرمان و جمعی از مسئولان این استان در روستای تاریخی میمندکرد هم آمدند تا به مردمی احترام بگذارند که صاحب این آب و خاک هستند و با تعامل صحیح با محیط زیست خود زمینه ماندگاری چند هزار ساله این سبک زندگی را فراهم کرده اند. ثبت این اثر در فهرست جهانی یونسکو، یعنی اینکه این سازمان بین المللی گواهی می دهد که میمند بخشی از تمدن بشری است که متعلق به نوع انسان است و نه صرفا انسان ایرانی!
حالا میمند جهانی شده است و همه مردم جهان نسبت به آن احساس مسئولیت می کنند. با نگاه به میمند می توان چند هزار سال به تاریخ گذشته برگشت و نحوه تعامل انسان با طبیعت را در عصری که آهن و سیمان و تکنولوژی نبود دید.
میمند برای ما درس های بسیاری دارد. میمند بخشی از سرزمین و تمدن ماست و در واقع بخشی از هویت ایرانی ما را به نمایش می گذارد.
ثبت جهانی میمند مسئولیت ما را در حفظ و حراست از این میراث بشری بیشتر می کند. به طور خودکار با ثبت این اثر در فهرست یونسکو، نام میمند در حداقل 5 هزار سایت گردشگری ثبت خواهد شد و البته این رویداد باعث هجوم بیشتر گردشگران خارجی برای بازدید از این اثر جهانی خواهد شد و ما باید به درستی به این مسئولیت واقف باشیم و مراقبت کنیم که این بازدید های گردشگران منجر به از دست رفتن یا تخریب جلوه های بکر و دست نخورده نشود.
رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران

مدیر یکی از راهنمایان تور می گفت: وقتی در فرودگاه امام با برخی از توریستهای اروپایی که برای اولین بار به ایران سفر کرده اند مواجه شده است از او پرسیده اند آیا در ایران بلدید با قاشق و چنگال غذا بخورید!
یکی از کارشناسان صدا و سیما در یک نشست علمی می گفت: بررسی هایشان نشان می دهد که اغلب مردم اروپا تفاوت زبان فارسی را با زبان عربی نمی دانند و بسیاری از آنها تصور می کنند ایران همان عراق است!
یک استاد دانشگاه از آمریکا درجریان سخنرانی اش در یک کنفرانس علمی در ایران از اینکه لپ تاپ او چندین شبکه وای فای را شناسایی کرده است اظهار تعجب می کرد و می گفت: اصلا فکر نمی کرده ایرانی ها بدانند وای فای یعنی چه!
حسن قشقاوی معاون وزیر خارجه می گوید: «تاثیر سفر خارجی ها به ایران را در مذاکراتمان با طرف های خارجی مشاهده می کنیم. آن دسته از مقامات خارجی که پیش از این به ایران سفر کرده اند در مذاکرات نرمی و عطوفت بیشتر نشان داده و درک روشنی از ایران دارند آنها اغلب معتقدند دو ایران وجود دارد : ایرانی که در رسانه های خارجی نشان داده می شود و ایرانی که در روی کره خاکی و خاورمیانه وجود دارد»
از این روایت ها زیاد شنیده ایم. تقریبا با تمام کسانی که با توریستها سر و کار دارند صحبت که می کنیم متوجه تغییر نگرش و برداشت یا تصور آنها از ایران می شویم. در واقع گردشگری باعث شده است تا مردم کشورهای دیگر با واقعیت های ایران آشنا شوند.
تصویر ذهنی بسیاری از مردم کشورهای غربی از ایران ، کاملا توسط رسانه های غربی ساخته و پرداخته شده است . در این تصویر ذهنی ، ایران عبارت است از کشوری عقب افتاده که مردمانش با شیوه های قدیمی زندگی می کنند اهل خشونت هستند و از فرهنگ و فناوری بویی نبرده اند. اما وقتی یک گردشگر به ایران می آید با مشاهده اولین تصاویر در همان مسیر فرودگاه به هتل، آن تصویر ذهنی اش فرو می ریزد.
رسانه ها قادر هستند دنیایی را برای مخاطبان خود بسازند که با دنیای واقعی تفاوت دارد. تکنیک انگاره سازی (Image Making) با ظرافت تمام توسط رسانه ها برای شکل دادن به افکار عمومی دنیا به کار گرفته می شود. دقیقا بر مبنای همین تصویر ذهنی نیز هست که سیاستهای کشورها در باره دیگران نیز شکل می گیرد.رسانه ها این قدرت را دارند که تصویر عمومی از یک کشور را در ذهن مردمان دیگر کشورها بسازند. مثلا تصویر مردم کشورهای غربی از ایران عمدتا توسط رسانه های غربی که تحت سلطه امپراطوری های بزرگ رسانه ای، شکل گرفته است که منطبق با واقعیت نیست. البته تصویر مردم ما نیز نسبت به کشورهای دیگر چندان منطبق بر واقعیت نیست چرا که این تصویر نیز توسط رسانه های ما شکل گرفته که با واقعیت های موجود آن کشورها به طور کامل سازگار نیست. مثلا اگر وضعیت کشورهای اروپایی آن گونه که رسانه های دیداری و شنیداری ما می گویند آنقدر فلاکت بار است که مردمانش مرتبا در حال تظاهرات هستند ، فساد مالی و اقتصادی در آن کشورها وجود دارد و سیاستمدارانش مردمی نیستند پس چگونه است که این همه پیشرفت علمی و اقتصادی در آن کشورها وجود دارد و ساختار آنها فرو نمی پاشد؟
واقعیت این است که گردشگری و حضور بی واسطه در یک کشور بهترین راه شناخت واقعیت های آن کشور است. فضای مجازی و به ویژه شبکه های اجتماعی از آنجایی که رسانه های مردمی هستند ابزار خوبی برای معرفی یک کشور به دیگران هستند. رسانه های رسمی به دلیل وابستگی به ساختارهای قدرت نمی توانند چنین نقشی را ایفا کنند. بنابراین گسترش شبکه های اجتماعی می توانند نقشی بی بدیل در اصلاح تصویر ذهنی دیگران از یک کشور ایفا کنند.
گردشگری در واقع رکن اصلی دیپلماسی عمومی است . در دیپلماسی عمومی به جای ارتباط میان دولت با دولت ، ارتباط میان ملت با ملت شکل می گیرد. دیپلماسی سنتی، ارتباطات بین الدول و دیپلماسی عمومی، ارتباطات بین ملل است.
بعد از امضای توافق نامه وین، موج گسترده ای برای ورود گردشگر به ایران در دنیا شکل گرفته و پیش بینی می شود که این موج فراگیرتر نیز بشود. اما برخی گروه ها در آمریکا مایل نیستند این نوع از ارتباطات شکل بگیرد و تصویر ذهنی مردم دنیا نسبت به ایران تغییر کند. آنها مایلند همان تصویری که رسانه هایشان برای افکار عمومی دنیا از ایران ساخته اند باقی بماند و با همین تصویر زندگی کنند. به همین دلیل برای کسانی که بخواهند به ایران سفر کنند محدودیت وضع کرده اند. البته دیر یا زود مردم کشورهای مختلف متوجه واقعیت های ایران خواهند شد واقعیت هایی که نشان می دهد ایران کشوری متمدن با فرهنگی غنی و درخشان است و از خشونت و تروریسم بیزار است. ایرانی که مردمانی میهمان نواز دارد و مهمترین برند گردشگری ایران، مردمان مهربان و میهمان نواز ایرانی هستند. ایران نیز در تدارک ایجاد و آماده سازی لوازم این میهمان داری و میهمان نوازی است و هیچ اقدام و تصمیمی ، در عزمی ملی که ایران برای استقبال از این موج گسترده ایجاد شده است خللی وارد نخواهد کرد.
* استاد دانشگاه و رییس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی سازمان میراث فرهنگی
رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران , تور
![]()
انسان ، به نص قرآن، به سفر، به آمد و شد، به دیدن، به عبرت گرفتن، به یافتن زوایای پیدا و پنهان علم، امر شده اند. "سیروا" کلام خداست برای انسان که در زمین به گردش در آیید، حال یک بار برای عیرت آموزی است تا ببیند انسان که سرنوشت کافران و آنانی که کلام خدا را و وعده های خدا را تکذیب می کردند به کجا رسید. ببینند و عبرت گیرند. ببینند و بدانند که وعده های حضرت حق ، تخلف ناپذیر است. ببینند و درس گیرند. سوره انعام آیه 11 که به ترجمه استاد آیت الله مشکینی چنین معنی می شود که؛بگو: در (روى) زمين بگرديد، سپس بنگريد كه عاقبت تكذيبكنندگان چگونه بوده است...
دوم: امر" سیروا" همیشه برای عبرت آموزی از گذشته نیست بلکه گاه نگاه به جلو دارد ، دیدن و به افق های تازه رسیدن؛ سوره حج/آیه 45 که در قلم ترجمه حضرت مشکینی(ره) چنین معنا می شود؛ آیا در ( روی ) این زمین سیر نکرده اند تا برای آنها دل هایی پیدا شود که بدان بیندیشند یا گوش هایی که بدان بشنوند؟! زیرا در حقیقت چشم های ظاهر کور نمی شود و لکن دل هایی که در میان سینه هاست کور می گردد...
سوم: انسان ، امر یافته است به گردش ، به سیاحت، به دیدن و فکر کردن. به تماشا نشستن و به تامل برخاستن. امر شده است تا هم عبرت گیرد و نیز امر شده است تا دل خود را به روی آیات فراوان در زمین بگشاید. امر شده ات به رفتن که ماندن حتی آب را به مرداب تبدیل می کند و از مایه حیات، بستری برای ممات می سازد. پس باید رفت، باید در زمین به سیر پرداخت و با ید درس گرفت....
چهارم: دست های خالی به سوی این و آن دراز می شود تا چیزی بستانند . اما آنانی که دست پر دارند ، بیشتر می دهند تا بگیرند. بهای گرفته را هم می دهند و گاه به انعام اضافه پرداختی را پس نمی گیرند. دست های پر، دست های خالی را هم بر سبیل کمک ، پر می کنند و... این شرح حال ماست در حوزه گردشگری. دست مان آنقدر پر است و ذخیره پشتیبان فرهنگی مان نیز آنقدر انباشته است که دست به دهش داریم. آنقدر قوی هستیم و به مثل درختی را می مانیم که اگر هزار نفر در زیر سایه اش بخوابند ، هزار نفر از میوه اش بخورند ، چیزی از آن کم نمی شود. حتی اگر در این میان لیوان آب نا پالوده خود را هم پای درخت خالی کند باز آسیبی به درخت نمی رسد و در یک حساب ریاضی هم فایده هزار نفری که می آیند و بهره می گیرند بارها و بارها افزون تر از چند بچه ای است که به شیطنت سنگی می اندازند...
پنجم: ما ملتی دیر پا ییم. ریشه های بلند فرهنگی ما تا اعماق هزاران سال می رسد. بی ریشه نیستیم که به نسیمی ، حتی بادی، حتی تند بادی ، حتی توفانی از پا بیفتیم. ما ملتی هستیم که حتی زمانی که مغلوب هم شدیم مهاجمان غالب را در فرهنگ خود هضم کردیم و به مثل از مغولان و تاتاران وحشی رفتار ، آدم هایی ساختیم که در خدمت فرهنگ ما قرار بگیرند و مسجد گوهر شاد یادگار ماندگار آن دوران هاست حال آنکه امروز هرگز در جای مغلوب نیستیم بلکه به مدد رهبری هوشمندانه امام و خلف صالحش در جایگاه فاتح قرار داریم و بر بسیاری از دل های جهان حکومت می کنیم و گویا قلوب بسیاری از مردمانی که از دور و نزدیک به این دیار می آیند به روی حقیقت گشوده می شود و در عداد افرادی قرار می گیرند که ذیل آیه 45 سوره حج تعریف می شوند که آمدند و آیات خدا را در این سرزمین دیدند و دل ها شان به نور حقیقت روشن شد...
ششم: ما باور داریم به خویش ، به فرهنگ متعالی مان. به اعتلای کلمه حق و می دانیم هرکس از هر جای جهان هم که بیاید خیلی بیشتر از آنکه تاثیر بگذارد تاثیر خواهد پذیرفت. ما همه خارجی ها را اصحاب دشمن نمی دانیم و حتی برای سربازان با نشان دشمن هم آنقدر قوام فکری قائل نیستیم که همواره بر باور خود استوار باشند آن هم در برابر فرهنگی متعالی که امروز در شمار فاتحان قلوب است. نه، ما خود را کوچک و نا توان نمی بینیم که بترسیم از مواجهه با دیگران. سفره ما هم به حمدالله آنقدر پر است که هزاران برابر این ها را هم سیر می کند. ما ملتی بزرگ هستیم و این بزرگی را هم باور داریم لذا اگر همه هم بیایند کم نمی آوریم و کم نمی گذاریم...
هفتم: فرهنگ عرصه تعامل است، ساحت داد و ستد هست . مطمئن هستیم که در این داد و ستد همه برد می کنند ما خوبی های خود را به دیگران آموزش می دهیم و خوبی های دیگران را می آموزیم. "اطلب العلم ولو بالصین" که اشاره به دانش آموختن از دیار دور چین ،دارد ما را به این فهم هم می رساند اگر روزی از "صین" و صین های دیگر هم مردمان به گردشگری دیار مان آمدند هم از آنان بیاموزیم خوبی ها را و هم فرهنگ خوب خود را سوغات راه شان کنیم تا دگر باره نیز به این دیار آیند ....
هشتم: گردشگری، صنعتی فرهنگی است.ماهم از چنان فرهنگ تعالی یافته ای برخورداریم که برای خود رسالت بیدار سازی انسان ها را قائلیم پس آغوش مان باز است. باز تا بیایند ،ببینند و بروند و بگو یند در ایران اسلامی دیدنی فراوان است و آموختنی نیز هم...
برای اینکه همه شهروندان را برای تمیز نگهداشتن شهر بسیج کنیم شعاری ساختیم که با باور و ذهن مردمان شهر ارتباط بر قرار کرد. گفتیم "شهر ما ،خانه ما" و به فرهنگ سازی کوشیدیم این باور را جابیندازیم که به واقع نیز شهر ما ، خانه ماست و همان طور که برای تمیزی و زیبایی و عمران و آبادی و سلامت خانه خود می کوشیم باید نسبت به این امور در شهر خود هم اهتمام داشته باشیم. درست هم همین بود و هست و خواهد بود چه اگر شهروندان خود برای تمیزی و زیبایی شهر دست یاری نرسانند نه از یک شهرداری که از صد شهر داری هم کاری که باید ساخته نیست. پس مردم را باید به میدان آورد ، آن وقت همه چیز درست خواهد شد.این تجربه موفق را در دیگر حوزه ها باید فرهنگ سازی و ترویج کنیم و به یاد مردم بیاوریم تا خود آن ها نیایند و نخواهند سرمایه هاشان چندان که باید حفظ نخواهد شد چه هر سازمانی اگر با همه ظرفیت خود هم بیاید باز کار بر زمین مانده خواهد داشت مخصوصا در سازمان عریض و پر مسئولیتی چون سازمان میراث فرهنگی ،گردشگری و صنایع دستی که هر حوزه اش به اندازه یک وزارتخانه کار دارد.
در این حوزه هم باید گفت: "میراث فرهنگی ، ثروت هر ایرانی". باید گفت : " آثار باستانی ، هویت من است". باید گفت.... باید گفت و باور کرد و پای کار حفاظت از این میراث جاودان آمد . نه فقط فردی بلکه جمعی و سازمانی هم باید آمد تا کارها به سامان آید چنانکه پیک فرخنده فال خبر چنین برایمان حکایت می کند: بانک کشاورزی در راستای مسئولیتهای اجتماعی و زیست محیطی خود از برنامه پاکسازی و احیای دومین اثر طبیعی ملی کشور حمایت کرد
.به گزارش تفاهم، برنامه پاکسازی و احیای این میراث ملی و جاذبه طبیعی نادرکه در معرض خطر نابودی قرار دارد 24 مهرماه با حمایت بانک کشاورزی و به همت کمپین "قلب من برای میراثمان می تپد" به اجرا درآمد و طی آن قریب به 70 نفر از ایرانیان علاقمند نسبت به پاکسازی، احیا و بهینه سازی محیط چشمهها و حوضچه های رنگین باداب سورت اقدام کردند.... این خبر خوبی است که باید پس از این فراوان بخوانیم و بشنویم که سازمان ها و نهاد ها و مردم نیک اندیش کشورمان نسبت به حفظ میراث خود بیش از گذشته احساس مسئولیت می کنند. بخوانیم دیگر بانکها نیز از این اقدام خوب بانک کشاورزی الگو گرفته و برای احیای اثری از آثار کهن اقدام کرده اند و دیگران هم به عنوان یک "سنت حسنه" پای کار آمده اند.
ادامه خبر خود حاوی خبر های امید بخش دیگری نیز هست؛ نصب تابلوهای تفسیری ، آموزشی و تحذیری و رونمایی از آن ها توسط جامعه محلی ، ایجاد مسیر سنگچین برای تردد استاندارد گردشگران، پاکسازی حوضچه ها و محیط اطراف و لایروبی آبراهه ها برای احیای حوضچه ها از جمله اقداماتی بود که توسط این گروه انجام پذیرفت. بله نیک اندیشان، نیک تدبیری هم کرده اند و کار را فراتر از یک اقدام مقطعی، به عنوان برنامه ای مهندسی شده و هدفمند انجام داده اند. و چقدر خوب است بر اساس شعار"میراث فرهنگی،سرمایه ملی" این نگاه را نهادینه کنیم تا همگان نسبت به مسئله توجه ویژه داشته باشند تا نتیجه ویژه هم بگیریم.
رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران , تور
یکی از آثار داستانی معروف دنیا 72 تصویرگر را گردهم آورده. کتاب مشهور «آلیس در سرزمین عجایب» نوشته لوییز کارول که حالا صد و پنجاه ساله شده است.
هنرمندانی از سر تا سر دنیا بخشی از جمله از ایران بخشی از این اثر را به تصویر کشیدهاند. بخشی از داستان که مربوط است به یک عصرانه است. پس عنوان نمایشگاه را گذاشتهاند «همیشه وقت عصرانه است»
از ایران پنج تصویرگر با آثارشان در تور نمایشگاه حضور دارند: مصطفی اکبری، لیلا صفا، فاطمه حقنژاد، شعیب کاشانی و محمد بررنگی.
آثار اغلب در اندازههای بزرگ و با تکنیکهای دستی خلق شدهاند.
تور نمایشگاه «همیشه وقت عصرانه است» از دوم اکتبر ۲۰۱۵ در شهر تالین کشور استونی آغاز شد و سپس به شهرهای دیگر استونی میرود. پس از آن تا سال ۲۰۱۷ به نگارخانههای کشورهای فنلاند، لیتوانی، آلمان، لهستان، روسیه و انگلستان خواهد رفت. برگزار کننده این نمایشگاه خانم ویوه نور از هنرمندان شناخته شده استونی است.
رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران
زنان خورشید در روز جهانی کودک کتاب، رنگ، قلم نقاشی و پارچه هدیه دادند.
کودکان روستای «ریحانآباد» از ساعت 8 صبح تا 12 ظهر روز جمعه 17 مهرماه در پارک کوچک روستا گرد هم جمع شدند و روز خودشان را با قصهخواندن، نقاشی کشیدن و کاردستی ساختن سپری کردند.برنامه ها شامل موارد زیر بود:
* کارگاه قصه گویی فلسفی و ترویج کتابخوانی
* کارگاه نقاشی گروهی
* نمایش و فروش کتاب
* شعرخوانی کودکان
جمعیت زنان خورشید برگزار کننده این برنامه بود. آنها درباره حقوق کودک به زبان کودکانه سخن گفتند و به بزرگترهایشان یادآوری کردند که پرورش کودک خود به خود انجام نمیشود و با آموزش شدنی است.
این جمعیت باور دارد با انجام فعالیت های داوطلبانه، بشردوستانه، گروهی و غیرانتفاعی می توان گامی کوچک اما درست برای زندگی بهتر کودکان، دختران، پسران، زنان و مردان برداشت.
آدرس جمعیت زنان خورشید:
ورامین - خیابان مسجد جامع - نرسیده به مسجد صاحب الزمان - زیرزمین لوازم ورزشی ولیعصر
زمان حضور در جمعیت:
چهارشنبه و پنجشنبه هر هفته،
از ساعت 15 تا 18
تلفن همراه:
09124911141
آدرس اینترنتی جمعیت :این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
http://ngokhorshid.blogfa.com
![]()
اگر بخواهیم از صنعت جهانگردی تعریف مشخصی داشته باشیم که متناسب با نگاه جمهوری اسلامی ایران به این مقوله باشد، باید بگوییم: جهانگردی یک فعالیت فرهنگی منبعث از فطرت جستوجوگر انسانی است. با این وجود برآورده ساختن خواستها و نیازهای گردشگران، مستلزم بهوجود آمدن مجموعهای از بنگاههای اقتصادی است که روی هم فعالیت یا صنعتی را ایجاد میکنند و ما به آن صنعت جهانگردی میگوییم.
آمارهایی که از مطبوعات سازمان جهانی جهانگردی استخراج شدهاند، نشان میدهند که در حال حاضر جهانگردی حدود ۱۱ درصد از تولید ناخالص ملی مجموع کشورهای جهان را به خود اختصاص میدهد و ۲۰۰ میلیون شغل ایجاد کرده است، بهگونهای که ۸ درصد از مجموع نیروهای شاغل در جهان در بخش گردشگری مشغول به کار هستند.
براساس پیشبینیها تا سال ۲۰۱۰ میلادی که هر ساله ۵/۵ میلیون شغل در بخش گردشگری ایجاد خواهد شد و رشد متوسط سالانه جهانگردی در جهان ۳/۳ درصد خواهد بود.
جهانگردی تا رسیدن به وضعیت کنونی، مراحل مختلفی از توسعه را پشتسر گذارده است. اولین شکل توسعه این صنعت، جهانگردی انبوه بود که پس از جنگ جهانی دوم به وجود آورد و علت آن نیز تمایل زیاد مردم جهان برای سفر به نقاط مختلف و تسهیل امکانات حمل و نقل بود.
در این دوره گروههایی پیدا شدند که تنها با دید اقتصادی به جهانگردی مینگریستند و عمدتاً در پی نقاط خوش آب و هوا و اماکن طبیعی بودند تا مردم را از مناطق مختلف جهان به سوی آنها کوچ دهند. در این وضعیت مهمترین دغدغه، یافتن مکانی برای اقامت و پذیرایی از افراد بود اما حضور انبوه جهانگردان در یک نقطه، زیبایی و لطافت محیط را به هم میریخت و به فرهنگ و اجتماع مردم بومی آسیبهایی را وارد میساخت.این برهم ریختگی محیط و آسیبهای ناشی از فعالیت جهانگردان، موجب طرح تفکرات دیگری شد که متضمن حفظ محیطزیست و آسایش گردشگران و مردم به شکل توامان بود.
بدینترتیب پس از «جهانگردی انبوه»، «جهانگردی جایگزین» گسترش پیدا کرد که خود به گروههای مختلفی مانند گردشگری شهری، روستایی، ایلیاتی، سلامتی، اکوتوریسم، ماجراجویانه، مسوولانه و… تقسیم میشود و ما به مجموع آنها «گردشگری سبز» میگوییم.
تحول از گردشگری انبوه به گردشگری جایگزین، همراه با دگرگونیهایی در نگاه به مقوله جهانگردی بود. در ابتدای امر مدافعان توسعه جهانگردی تنها به جنبههای مثبت این توسعه توجه داشتند و استدلال میکردند که جهانگردی، فعالیتی اشتغالزا، ارزآور و همراه با تعاملات فرهنگی است. اما به مرور زمان و با مشاهده تاثیرات ناخوشایند گردشگری بر نظم اجتماعی و محیطی مناطق گردشگرپذیر، گروه دیگری یافت شدند که توجه را به عوارض منفی توسعه جهانگردی معطوف ساختند این گروه اشتغالات ناشی از توسعه جهانگردی را غیرپایدار، غیرتخصصی و فصلی میدانستند و میگفتند که توسعه جهانگردی سبب میشود تا از منابع محلی، سودی برای شرکتهای سرمایهگذار بینالمللی فراهم شود و سودی برای مردم بومی عاید نگردد.
از این گذشته اعتقاد داشتند که توسعه اماکن اقامتی و تفریحی چشماندازهای زیبای طبیعی را از میان میبرد. حتی در تعامل فرهنگی جهانگردی نیز جامعه میزبان به سمت ارضای نظرات گردشگران حرکت میکند و آداب و سنت این جامعه بدل به یک کالای نمایشی میشود که ممکن است تغییر هویت محلی را به دنبال بیاورد.
استدلال دیگر این بود که توسعه جهانگردی ساختار خانواده را به هم میریزد، زیرا اشتغالات سنتی با اشتغالاتی که حضور گردشگران ایجاد میکند، متفاوت است و کارهای راحتتر و تمیزتر گردشگری، باعث میشود که کسی به دنبال کارهای سخت نرود. همچنین حضور گردشگران در محیطهای اغلب توسعه نیافته، موجب کمبود در رفع نیازهای محلی و گرانی و تورم میشود غیر از اینها توسعه مناطق بر اثر توسعه گردشگری، متوازن نیست و چون افراد از همه نقاط به نقاط خوش آب و هوا کوچ میکنند، تعادل منطقهای به هم میریزد.
با این استدلالها عدهای توسعه جهانگردی را در حد یک «گناه» میدانستند و قائل به جلوگیری از آن بودند اما به تدریج در کنار مخالفان و مدافعان توسعه جهانگردی، گروه سومی شکل گرفتند که معتقد بودند باید جنبههای مثبت گردشگری را توسعه داد و از آثار زیانبار آن کاست.
از اینجا بود که «جهانگردی جایگزین» شکل گرفت و امروزه جهانگردی سبز یا فرهنگی یا پایدار، اشکال تکامل یافته همین نوع از جهانگردی هستند در واقع جهانگردی در این مرحله تبدیل به یک رشته مستقل علمی شد که به آن از منظر علوم انسانی و به عنوان یک معرفت نوین نگاه میشد.
مدافعان جهانگردی جایگزین باور داشتند که مطالعه در حوزه جهانگردی باید نظاممند باشد و تمام عناصر شکل دهنده این نظام باید جز به جز شناسایی گردد و ارتباطشان با یکدیگر بررسی شود.
آنان میگفتند وقتی به توسعه جهانگردی ملی فکر میکنیم، باید هم به ویژگی کشورهای جهانگرد فرست توجه داشته باشیم و هم به ویژگی کشورهای جهانگردپذیر و باید دریابیم که چه نیازهایی سبب میشود افرادی برای بازدید از اماکن یا دیدار با افراد از کشوری به کشور دیگر سفر کنند.
این تفکرات سنگبنای ایجاد یک شاخه نوین برای تربیت و آموزش نیروی انسانی بود که همان رشته جهانگردی است و امروزه در جهان کمتر دانشگاه مدیریتی یافت میشود که فاقد رشته مدیریت جهانگردی باشد.
در جریان تکامل رویکردهای برنامهریزی برای توسعه جهانگردی، رویکردی که بیش از سایر رویکردها مقبولیت یافت، توجه به گردشگری پایدار بود، بدین معنی که گردشگری را به عنوان مکمل همه شیوههای امرار معاش انسانها در مناطق گردشگرپذیر ارزیابی میکرد. در عین حال وقتی از جهانگردی پایدار سخن میگوییم، اشکالی از جهانگردی را مدنظر قرار میدهیم که علاوه بر رفع نیازهای جهانگردان در دوران فعلی، مانعی برای بهرهبرداری نسلهای آینده از منابع گردشگری نباشد.
منابع جهانگردی معمولا به ۵ گروه تقسیم میشوند: طبیعی، فرهنگی، رویدادی، فعالیتی و خدماتی ـ تسهیلاتی. البته در برنامه توسعه جهانگردی ایران که در سازمان ایرانگردی و جهانگردی سابق تدوین شده است، منابع جهانگردی به سه دسته تقسیم میشوند: طبیعی، انسان ساخت و سایر. اما به باور من برخورد ۵ مقولهای کارسازتر است. وقتی به این منابع تسهیلات و خدمات گردشگری اضافه میشود، منبع به جاذبه بدل میگردد. معمولا گفته میشود که کشور ما جزو ۱۰کشور اول جهان از نظر جاذبههای گردشگری است، در حالی که ما فقط ممکن است به لحاظ منابع غنی باشیم، اما به لحاظ جاذبههای گردشگری در سطح بینالمللی قوت چندانی نداریم.
ما برای تبدیل منابع گردشگری خود به جاذبه با موانعی روبهرو هستیم. نخستین مانع این است که در برنامهریزیهای خود به شکل مشتری مدار حرکت نمیکنیم و فاقد استانداردهای ویژه گردشگری متناسب با جمهوری اسلامی ایران هستیم.
از این گذشته کسانی که در رده اول برخورد با گردشگران هستند، معمولا قادر نیستند که با یک زبان غیر از زبان فارسی با آنها روبهرو شوند. همچنین به طوری که گفته شد، جاذبههای ایران در سطح بینالمللی بسیار محدود، ناچیز و پراکنده است و اگر کسی بخواهد از جاذبههایی که در سطح بینالمللی برای ایران ثبت شده، بازدید کند باید یک هفته تا ۱۰ روز در ایران اقامت کند.
ما در گذشته بازارهای آمریکا و اروپا را برای جذب گردشگر داشتیم که امروزه آنها را از دست دادهایم و جایگزین هم پیدا نکردهایم.
عبور از این موانع مستلزم نوآوری است. نوآوری هم در محصول گردشگری ارائه این محصول به جهانیان و هم در شناخت بازارهای جدید و راهکارهایی برای جذب مشتریان جدید. حرکت ما طی سالهای گذشته برای نفوذ در بازارهای بینالمللی چندان موفقیت آمیز نبوده و برای ورود به بازارهای جدید بابرنامه و مناسب تر عمل کرد.
در این شرایط، بهترین راه برای استیلا بر این هراس، توسعه گردشگری داخلی با همان استانداردهایی است که گفته شد. اگر زیرساختهای گردشگری داخلی ما استحکام لازم را پیدا کند، هراس برنامهریزان از نفوذ در بازارهای بینالمللی کاهش مییابد.
در این مورد باید یک تقسیمبندی از انواع گردشگران داشته باشیم. گردشگران را میتوان به ۴ گروه تقسیم کرد:
۱) درون مرزی؛ یعنی اتباع یک کشور که درون همان کشور گردش میکنند.
۲) برون مرزی: یعنی اتباع یک کشور که در خارج از آن کشور گردش میکنند.
۳) بینالمللی؛ یعنی اتباع سایر کشورها که به کشور ما میآیند.
۴) گردشگری ملی؛ یعنی هم اتباع یک کشور و هم خارجیانی که در آن کشور به گردش درمیآیند.
طبیعتا نوع برنامهریزی برای هریک از این چهار عده متفاوت است اما باید نخست موانع گسترش هریک از آنها را بهدرستی شناخت. در حال حاضر برای گسترش گردشگری بینالمللی موانع زیادی در کشور ما وجود دارد که من به مهمترین آنها اشاره میکنم:
۱) نبود خطوط هوایی بین کشور ما و کشورهای جهانگردفرست
۲) محرومماندن بخش گردشگری کشور از فناوری اطلاعات (علیرغم اینکه سایر بخشهای اقتصادی از این فناوری در حد قابلقبولی بهرهمند شدهاند)
۳) عدم استفاده از ویژگی چهارفصلبودن کشور بهگونهای که رونق گردشگری کشور فقط در اوایل بهار و در تابستان است و در سایر فصول رکود محسوسی به چشم میآید.
۴) ضعف تبلیغات گردشگری در درون و بیرون کشور و عدم تبلیغ برای جلوههای شاد و زیبا که معرف ویژگی منحصربهفرد جاذبههای گردشگری ما باشند. درواقع در این مورد جاذبههایمان را درست مشابه جاذبههای کشورهای رقیب معرفی میکنیم و نه متفاوت از آنها.
۵) عدم تجهیز منابع گردشگری خصوصا منابع طبیعی. در این مورد باید اشاره کنم که مناطق طبیعی گردشگری ما قطعهقطعه شده و به مالکان خصوصی واگذار میشوند و مردم در دیدار از این مناطق فقط با دیوار ویلاها مواجه میگردند! اکنون وقت آن است که این نوع مناطق، ملی اعلام شوند و از مالکیت خصوصی به در آیند.
۶) فقدان نظام اطلاعات مدیریت گردشگری
برای عبور از این موانع و رسیدن به گردشگری پایدار باید سه موضوع مهم را در نظر بگیریم. نخست اینکه مردم باید در تصمیمات مربوط به توسعه گردشگری مشارکت داشته باشند و از این مشارکت منفعتی عاید آنها شود. دوم آنکه باید کیفیت جاذبههای گردشگری رادر حد استانداردهای بینالمللی ارتقا دهیم و سوم اینکه باید تنگناهایی را که موجب میشوند منافع حاصل از گردشگری به قشرهای محلی و مردم بومی نرسد برطرف سازیم.
توسعه پایدار و یکپارچه گردشگری نیازمند اراده محلی و مشارکت عامه است و سند توسعه پایدار گردشگری باید دربردارنده آمایش مناطق گردشگرپذیر کل کشور باشد و منافع همه عناصری را که آوردهای را به این بخش تزریق کردهاند لحاظ کند.
به نظر من گردشگری مناسب برای کشور ما «گردشگری سبز» است و گردشگری سبز، گردشگری منطبق با وضعیت عادی مردم است بهگونهای که مکمل فعالیت روزمره آنها باشد. گردشگری سبز متکی به سرمایههای طبیعی و بر گرفته از فرهنگ بومی است و در همه مناطق کشور به یک شکل هدایت و برنامهریزی نمیشود.
رضا نورمحمدی , عطیه مومنی , گردشگری , ایرانگردی , هتل , بلیت , رستوران , تور