ادامه مطلب...

در دهه­‌های اخير، بی‌­شک گردشگری به‌عنوان مهم‌­ترين رويکرد و راهبرد در توسعه پايدار در تمامی مقياس­‌ها از محلی تا جهانی تعریف شده و تمامی مديران و برنامه‌­ريزان بر ظرفیت‌های بالای اين صنعت در ايجاد تحولات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سياسی صحه گذاشته و آن را تأييد کرده­‌اند.

تجربیات جهانی نشان می‌دهد که در این فرآیند مسلماً مناطقی موفق خواهند بود که نه‌تنها از ظرفیت‌های انسانی و طبیعی متنوع در بخش گردشگری برخوردار باشند، بلکه با تدوین و اجرای برنامه‌های مدون و نظام‌مند از این سرمایه‌ها به نحو بهینه استفاده کرده و آن‌ها را در مسیر توسعه بکار گیرند. بدون اغراق، خوانسار یکی از مهم‌ترین قطب‌های گردشگری در استان اصفهان و کشور محسوب می‌شود و خیل عظیم گردشگران و بازدیدکننده از این باغ‌شهر زیبا گواه بارزی بر این ادعاست. آنچه خوانسار را به‌عنوان یکی از شهرهای مهم ایران در عرصه ملی مطرح کرده، همانا هویت، اصالت و تاریخ غنی این خطه از سرزمین ایران است.

این شهر همواره در دوران مختلف تاریخ به‌ویژه در دوران اسلامی به‌عنوان یکی از مراکز مهم اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی ایفای نقش کرده و در مناسبات منطقه‌ای و ملی جایگاه ارزنده‌ای داشته است. خوانسار از معدود شهرهای ایران است که در آن فرصت‌های ویژه برای گردشگری نهفته است. اکثر مقاصد گردشگری در سطح ملی و حتی جهانی در اغلب مواقع در یک بعد طبیعی یا انسانی و یا در بخش میراث ملموس یا ناملموس رشد یافته و جایگاه برجسته‌ای به دست آورده‌اند. درحالی‌که خوانسار تمامی فرصت‌های گردشگری را اعم از طبیعی و انسانی، ملموس و ناملموس و مرئی و نامرئی در خود دارد و این ظرفیت‌ها، باغ‌شهر خوانسار را در موازنه توسعه صنعت گردشگری در تراز بالایی قرار داده است.

میراث‌های طبیعی این شهرستان که زاییده اقلیم ویژه این منطقه جغرافیایی است، در بخش جاذبه‌های گردشگری طبیعی، تصویری زیبا از این شهر به نمایش می‌گذارد. پیوند درختان سر به فلک کشیده با دیوارهای سنگ‌چین و کوچه‌باغ‌های خاطره‌انگیز تداعی جلوه‌های زیبا از هویت انسانی و احترام به محیط‌زیست است. این سرمایه در گردشگری نوستالژیک که یکی از رویکردهای نوین گردشگری است می‌تواند نقش‌آفرینی خاص داشته باشد. طراحی و ساخت پیاده‌روها همسان با بافت تاریخی خوانسار در این کوچه‌باغ‌ها می‌تواند علاوه بر جذب گردشگران در نشاط، شادابی و سلامت شهروندان نیز مؤثر باشد. وجود چشمه‌های جاری متعدد از میان این کوچه‌باغ‌ها فضای روح‌نواز آن را دوچندان کرده است و در هر فصل زیبایی خاص خود را دارد. چشم‌انداز شگفت‌انگیز خیابان مرکزی خوانسار از مسجد جامع تا محله چشمه آخوند به‌صورت تونلی سبز فرصت ویژه دیگری در توسعه گردشگری است، علی‌الخصوص که در این بخش، قلب تپنده بازار خوانسار در ارائه انواع خشکبار، عسل و سایر سوغات این شهرستان وجود دارد. آب‌وهوای پاک، اکوسیستم طبیعی منحصربه‌فرد، دشت لاله‌های واژگون و وجود انواع گونه‌های گیاهی و جانوری در این شهرستان، رویکردهای توسعه را در بخش میراث طبیعی تقویت کرده و فرصت‌های خاصی را پدید آورده است. وجود نهرهای متعدد که همگی از میان شهر عبور می‌کنند و به‌مانند مادی‌های شهر اصفهان مسیر توسعه این شهر را تحت تأثیر قرار داده‌اند، از دیگر جاذبه‌های طبیعی خوانسار است.

به عبارت بهتر، در بافت تاریخی شهر خوانسار که از محله سرچشمه شروع شده و تا محله باباسلطان ادامه دارد، به‌روشنی می‌توان همگونی انسان و طبیعت، هویت و اصالت و اندیشه‌های خردمندانه ساکنان این سرزمین را مشاهده کرد. اجرای طرح‌های ویژه توسعه گردشگری در این بافت تاریخی- طبیعی در قالب گردشگری آرام می‌تواند در جذب توریست داخلی و خارجی بسیار مؤثر باشد.

صنایع‌دستی خاص شهر خوانسار در نمونه‌های بارزی از قبیل صنعت گره چینی چوبی، قاشق تراشی، مرواربافی و فرش ذهنی‌بافت ویست رخ‌نمایی می‌کند. هرچند برخی از صنایع‌دستی ویژه این خطه مانند کوزه‌گری یا چیت‌سازی منسوخ شده و رنگ باخته‌اند ولی با احیا این هنرها می‌توان جانی تازه در کالبد صنعت گردشگری خوانسار تزریق کرد. یکی از بازارهای معروف و سنتی خوانسار که در طی سالیان گذشته از بین رفته، بازار پلگوش است. بازآفرینی این اثر تاریخی خوانسار با تأکید بر احیای رشته‌های مختلف صنایع‌دستی در غرفه‌های این راسته، علاوه بر تقویت هنر و صنعت در خوانسار، در اشتغال‌زایی و توسعه درآمدها نیز مؤثر است. جلوه دیگر اقتصادی این کهن سرزمین، تولید انواع خشکبار و عسل است. خوانسار بر اساس مستندات تاریخی به‌ویژه سفرنامه‌ها همواره یکی از مراکز مهم مبادلات تجاری بوده و در بخش صادرات و واردات انواع کالاها بسیار فعال بوده که این مهم حتی در عصر حاضر نیز در فعالیت‌های اقتصادی مردمان این شهر مشهود است.

برگزاری جشنواره‌های مختلف مانند جشنواره عسل، جشنواره خشکبار و حتی برداشت انواع محصولات باغی مانند گردو و آلو از مهم‌ترین ظرفیت‌های این شهر در یکی دیگر از راهبردهای نوین توسعه گردشگری به نام گردشگری رویداد است.

تاریخ درخشان خطه خوانسار در اعصار گذشته به‌ویژه در دوران اسلامی از میراث‌های تاریخی و مذهبی برجای مانده از آن‌ها کاملاً مشهود است. بزرگان دینی و مراجع عالی‌قدر مدفون در قبرستان شرقی خوانسار و حتی قبرستان تخت فولاد اصفهان همچون نگینی بر تارک شیعه می‌درخشند. خوانسار را به سبب عشق و ارادت بی‌حدوحصر به اهل‌بیت عصمت و طهارت شهر حسینیه‌ها و تعزیه می‌خوانند. هرساله در ایام محرم و صفر، مراسم سوگواری امامان شیعه باشکوهی خاص در خوانسار برگزار می‌شود که از اقصی نقاط ایران برای شرکت در این مراسم‌ها به خوانسار عزیمت می‌کنند. برگزاری تعزیه به‌عنوان آیینی تاریخی و مذهبی در خوانسار قدمتی چند صدساله دارد و روستای قودجان این شهرستان به‌عنوان پایتخت تعزیه ایران معرفی شده و این رویداد دینی به شماره ۶۰۱ در فهرست میراث ناملموس ملی به ثبت رسیده است. در نتیجه، به سبب وجود جاذبه‌های فراوان دینی و مذهبی در دو بخش ملموس و ناملموس، این شهرستان در گردشگری دینی نیز دارای ظرفیت‌های فراوانی است. وجود امامزادگان و بزرگان دینی، حکاکی‌های بی‌بدیل بر سنگ قبرها در قبرستان شرقی، خانه تاریخی با پیشینه مذهبی مانند عمارت تاریخی حبیبی، مدارس علمیه، محلات با تاریخ مذهبی برجسته مانند محله رئیسان خوانسار و وجود نسخ خطی فراوان از کتب دینی و مذهبی از مهم‌ترین مؤلفه‌های است که این منطقه را در گردشگری مذهبی نیز پویا و برجسته کرده است.

برنامه‌ریزی و مدیریت پایدار گردشگری در خوانسار با توجه به فرصت‌های ویژه موجود در این شهرستان باید بر مبنای تمامی رویکردهای باشد که در وضعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و دینی این شهر تأثیرگذار است. در ساخت هرگونه تأسیسات گردشگری در این منطقه باید به میراث تاریخی و فرهنگی و سرمایه‌های مذهبی شهرستان توجه خاص داشت. تجربیات نشان می‌دهد که یکی از نمونه‌های موفق سرمایه‌گذاری در این شهر و شهرستان، احیای خانه‌های تاریخی در قالب اقامتگاه‌های بوم‌گردی، اقامتگاه‌های سنتی، هتل‌های سنتی و سایر مجموعه‌های گردشگری است. بدون شک، فرهنگ، هویت دینی، فضای فکری و جو اجتماعی حاکم بر شهر خوانسار بر تمامی فرآیندهای برنامه‌ریزی به‌ویژه برنامه‌ریزی گردشگری در این منطقه تأثیر دارد. از این رو تمامی راهبردهای توسعه گردشگری در این ناحیه باید بر مبنای سرمایه‌های ارزشمندی باشد که از دیرباز تاکنون در شکل‌گیری هویت، تاریخ و فرهنگ دینی خوانسار نقش چشم‌گیری داشته‌اند. این مهم در سایه تعامل سازنده تمامی نهادهای تأثیرگذار در فرآیند توسعه شهر خوانسار اعم از رؤسای دستگاه‌های اجرایی، مدیران ارشد سیاسی، مراجع عالی‌قدر دینی و سرمایه‌گذاران اقتصادی میسر خواهد بود. بدیهی است اگر تدوین و اجرای برنامه‌های توسعه گردشگری در این شهرستان بر پایه خرد جمعی و مشارکت اجتماعی باشد، ایجاد زیرساخت‌های توسعه در این ناحیه نه‌تنها با ساختارهای میراثی و تاریخی این شهر منافاتی نخواهد داشت، بلکه در صدور فرهنگ اصیل این منطقه به سایر نقاط نیز تأثیر چشمگیری دارد.

علی جوزی خمسلویی/رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان خوانسار

ایرانگردی,گردشگری,شهرداری,استانداری,یارانه,فرمانداری ,وزارت,رضا نورمحمدی,عطیه مومنی,ایرانگردی,گردشگری,بلیت,سفر,سفر ارزان,اداره کل تهران, قیمت ارز, قیمت دلار, بخشداری , دهیاری, شورای اسلامی شهر, پرسپولیس, استقلال, بهترین هتل, هتل ارزان, بهترین رستوران

ادامه مطلب...

عاشورا تنها در یک عبارت یا کلمه خلاصه نمی‌شود، عاشورا یک واقعیت زنده است، فرهنگی‌ است به وسعت و پهنای قلوب همه آزادی‌خواهان و آزادی‌طلبان عالم که رویدادهای این روز باشکوه را در خاطرات ذهن و جان خود فراگرفته و نسل به نسل و سینه به سینه برای خود، خانواده و نسل‌های بعد از خود به ارمغان می‌گذارند تا با صدایی رسا و پرقدرت، بانگ ظلم‌ستیزی و آزادگی سر دهند.

حسین بن علی (ع) و یارانش در روز دهم محرم سال ۶۱ هجری قمری، میراثی ارزشمند و تکرار نشدنی بر جای گذاشتند که همواره در امتداد تاریخ جاری‌ است و با گذشت حدود ۱۴۰۰ سال از آن واقعه، هنوز حرف‌های زیادی برای مردمان جهان دارد.

اما حسین (ع) نشان داد که می‌توانیم پیام خود را حتی با خون خود برای قرن‌ها به عالمیان برسانیم که ظلم پایدار نیست و روزی آزادی‌خواهی و عدالت در این پهنه گیتی گسترده خواهد شد. مهم باور بر این مبانی و اعتقاد راستین بر معنویت دل‌های پاک مردمانی‌ است که بر پایه امید و آرمان زنده‌اند و زندگی می‌کنند و این خود ارزشی ا‌ست بی حد و انتها.

اما سخن از ارزش‌های محرم و فرهنگ عاشورا، بی‌آنکه این داشته فرهنگی و اجتماعی غنی و ‌ارزشمند را با آثار معنوی و آیین‌های مرتبط با آن در نیامیزیم، اجحاف در حق سخن است. میراث معنوی ما ایرانیان شامل دایره وسیعی از ارزش‌های اجتماعی، فرهنگی عامه و جوامع محلی از منظر آیین‌ها، سنت‌ها، رسوم، اعتقادات و حرکات جمعی است که عزاداری‌ها، مرثیه‌ها و مراسم مرتبط با سوگواری اهل بیت یکی از اجزای مهم، تاریخی و جدایی‌ناپذیر با فرهنگ شیعی و ایرانی ما مردمان کهن آسیایی، را در بر می‌گیرد.

از این‌رو مراسم‌ها و سوگواری‌های مربوط به ایام محرم و عاشورای حسینی، یکی از شاخص‌ترین رویدادهای فرهنگی و اجتماعی اقصی نقاط ایران است که فارغ از گرایش‌های دینی، مذهب یا نوع تفکر، یکایک اجزای جامعه را برای ۱۰ روز از سال، برای یک هدف مشخص و به یک منظور گرداگرد یکدیگر جمع می‌کند تا بار دیگر یادآور یک واقعه تاریخی که چرخه زندگی انسان‌ها را به قبل و بعد از خودش تقسیم کرده، باشیم،تعمق در اینکه اگر بار دیگر حادثه‌ای مشابه در دوران حاضر ما رخ دهد، ما کجای ماجرا خواهیم بود.

در میان مراسم‌های مرتبط با عاشورا که در سطح کشور برگزار می‌شود و مردم به هر طریق، ضمن عزاداری به شهدای روز تاسوعا و عاشورا ادای احترام کرده و یادآور مصائبی که بر آنان رفته می‌شوند، شاید بتوان استان سمنان را از منظری مهد و خواستگاه آئین‌ها و مراسم‌های عاشورایی و عزاداری سید و سالار شهیدان دانست. چرا که از هر کجای این استان عبور می‌کنیم، از کوچک‌ترین روستاها تا شهرهای بزرگ، شاهد برپایی انواع مختلف آیین‌ها، تعزیه‌ها، شیوه‌های خاص عزاداری و سوگواری هستیم که هر یک در نوع خود راوی یک بخش از این رویداد تاریخی و برخواسته از سنن و باورهای مردم آن منطقه در جغرافیای سرزمینی است.

از توزیع نذری‌های متنوع و غذاهای خاص گرفته، تا نخل‌گردانی، شیوه‌های خاص مرثیه‌سرایی و روضه‌خوانی و برپایی خیمه در این روز، همه بازگو‌کننده عظمت و شکوه یک اتفاق بزرگ است.

در استان سمنان تاکنون بیش از ۲۰۰ آیین و مراسم سنتی و تاریخی عزاداری ایام محرم و روزهای تاسوعا و عاشورا شناسایی شده که از این حیث یکی از استان‌های حائز طرفیت در حوزه میراث معنوی و ناملموس شناخته می‌شود.

از این تعداد، ۳۰ اثر با درخواست جوامع محلی و پس از گردآوری اطلاعات و مستندات لازم، در فهرست میراث ناملموس کشور قرار گرفته‌اند که تلاش می‌شود هر سال دست کم پنج تا ۱۰ اثر، در این حوزه، پس از شناسایی به آثار واجد ارزش و ثبت شده افزوده شود.

شاید بتوان از مهم‌ترین آثار معنوی با محوریت محرم و عاشورا در استان سمنان، را شناسایی و ثبت ۱۱ عنوان مراسم نخل‌گردانی در چندین روستا و شهرهایی نظیر شهمیرزاد، مهدی‌شهر، شاهرود، تکیه جهادیه شهر سمنان و دامغان اشاره کرد که هر کدام تفاوت‌های بسیاری در شیوه تجمع مردم، حرکت و ابعاد و اندازه نخل با یکدیگر دارند.

همچنین مراسم سنگ‌زنی در سمنان و روستای حسن‌آباد و زانو زدن در روستا لاسجرد شهرستان سرخه نیز از دیگر مراسم‌های خاص و منحصر به‌فرد استان است که سالانه علاقه‌مندان و گردشگران مذهبی زیادی را برای بازدید از این مراسم که با نظم و ترتیب مثال‌زدنی برگزار می‌شود، به نقاط محل اجرای این سنت جذب می‌کند.

از دیگر آیین‌های منحصر به‌فردی که مطابق مشاهدات و پژوهش صورت گرفته در سطح کشور، تنها در شهر دامغان انجام می‌شود، مراسم روز یازدهم محرم است که علاوه بر سوگواری و عزاداری در دهه محرم و روزهای تاسوعا و عاشورا، سیاه‌پوش شدن شهر در سوگ شهادت ۷۲ فرشته آسمانی است، دسته‌های عزاداری به خیابان‌ها می‌آیند و غذای نذری در تعداد بی‌شماری میان عزداران حسینی توزیع می‌شود که به گمان پژوهش‌گران در آن روز خاص، دست‌کم ۲۰ تا ۳۰ هزار نفر از گوشه کنار کشور برای شرکت در این مراسم به دامغان سفر می‌کنند.

اما در این میان نباید از شهر سرخه و مراسم‌های خاص آن به سادگی عبور کرد. مراسم «قاتل آو» یا در فارسی «آب قاتل»، «حیدر حیدر» در تکیه آق علی چال و  مراسم «دسته عرب» از جمله میراث معنوی و روایی در سرخه است که جمعیت پرشمار شرکت‌کننده در خلال برگزاری این مراسم‌ها، نشانگر ارزش‌ها و باورهای اصیل مرتبط با آن است.

به‌عنوان مثال در مراسم قاتل آو، با بهره‌گیری از واقعه مسدود کردن آب بر خیمه‌های جبهه حق از سوی دشمنان، مسیر ورودی آب از خارج از شهر توسط عزاداران طی می‌شود و این میان با مرثیه‌خوانی بر سوگ امام دل‌ها می‌نشینند. تعزیه نیز از دیگر اجزای مهم و جاری در فرهنگ عاشورایی مردمان استان سمنان است.

از هر شهر که گذر می‌کنیم، شاهد برپایی تعزیه و نمایش‌های روایی واقعه عاشورا هستیم که مراسم «حسن و حسین» میامی گرفته تا تعزیه روستای گرمن شاهرود، تعزیه گرمسار و خیمه‌سوزان دامغان، سرخه و سمنان، هر یک از ویژگی‌ها و روایت‌های شفاهی و بعضاً ریشه در فرهنگ جامعه محلی دارد که مخاطبان به‌دلیل ارتباط روحی و معنوی خاصی که با رویدادهای وقایع برقرار می‌کنند، مجذوب آن شده و بر مصائب اهل جنت سوگواری می‌کنند.

بی‌شک سمنان، استانی‌ است که باید در همه فصول و ایام سال مورد بازدید قرار گیرد. از جاذبه‌های طبیعی، تاریخی، فرهنگی و اجتماعی گرفته تا مواریث ناملموس که هر آینه رنگ و بوی توالی زندگی و حیات در آن متبلور و متجلی است، همه و همه انگاره‌‌هایی نو در ذهن مخاطب ایجاد می‌نکند و ظرفیتی مغفول را نمایان می‌سازد.

هانی رستگاران/
مسئول ثبت آثار و حرائم میراث ملی سمنان

ایرانگردی,گردشگری,شهرداری,استانداری,یارانه,فرمانداری ,وزارت,رضا نورمحمدی,عطیه مومنی,ایرانگردی,گردشگری,بلیت,سفر,سفر ارزان,اداره کل تهران, قیمت ارز, قیمت دلار, بخشداری , دهیاری, شورای اسلامی شهر, پرسپولیس, استقلال, بهترین هتل, هتل ارزان, بهترین رستوران

ادامه مطلب...

کتاب "تا بیست سالگی" نوشته خانم فاطمه رحیمی , نویسنده جوان و خوش ذوق اصفهانی , با استقبال بسیار خوبی از سوی جامعه ادبی کشور روبرو شده است.در زیر از زبان ایشان , نگاهی گذرا بر کتاب مذکور می افکنیم:

فاطمه رحیمی در کتاب تا بیست سالگی! سعی دارد با شرح احوالات و تجربیات متفاوت زندگی خود به شما کمک کند تا در سن سرنوشت‌ساز بیست سالگی با کوله‌باری از تجربه‌هایی با ارزش به موفقیت‌هایی چشمگیر دست یابید.

به عقیده‌ی فاطمه رحیمی بیست سالگی سرنوشت‌سازترین سال زندگی‌اش بوده است، تصمیماتی ریز و درشت که تنها یک لحظه تعلل ممکن بود تا مسیر زندگی‌اش را به کلی تغییر دهد. مسیری که رحیمی طی این یک سال پیموده سبب شده تا او از دخترکی ساده که تنها دغدغه‌ی اصلی جهانش تحصیل بود به خانمی سرشار از تجربه و با تفکری عمیق تغییر کند.

فاطمه رحیمی می‌گوید از نوجوانی سودای بهترین دانشگاه ایران و سپس بورسیه‌ی بهترین دانشگاه‌های جهان را در سر می‌پرورانده؛ اما درست در روزهایی که دانش‌اندوزی محور اصلی زندگی‌اش شده بود و برای کنکور آماده می‌شد، متأسفانه در روز کنکور به دلیل حال نامساعدش کل رویاها و آرزوهایش نقش بر آب شد.

اسم کتاب “تا بیست‌سالگی” است زیرا اغلب بر این باوریم از ۱۸ تا بیست‌سالگی قانون نسبیت انیشتین را به عینه زندگی می‌کنیم و نه دوسال بلکه به اندازه‌ی بیست سال تجربه کسب خواهیم کرد.


انقدر این قانون نسبیت واضحا هویداست که حتی لزومی برای گذران ۱۸ تا بیست سالگی نیست و بسته به تجربه‌ی افراد پانزده‌سالگی ، ۳۰ سالگی و حتی ۴۵ و ۵۰ و اصلا ۷۰سالگی...


بعد از گذران این دوسال طلایی و مطالعه‌ی کتب فلسفی و روانشناسی‌ و مشاوره و نشست و برخواست با پیشکسوتان “گذرنده‌ی این دوسال مذکور” سعی کردم به طور ملموس علامت سوال‌هایی که طی این مدت در ذهنم یکی پس از دیگری  پاسخ‌داده می‌شدند را با بیان اول شخص مفرد و به قول سروش صحت عزیز به سبک خودم بنویسم...


فاطمه رحیمی می‌گوید از نوجوانی سودای بهترین دانشگاه ایران و سپس بورسیه‌ی بهترین دانشگاه‌های جهان را در سر می‌پرورانده؛ اما درست در روزهایی که دانش‌اندوزی محور اصلی زندگی‌اش شده بود و برای کنکور آماده می‌شد، متأسفانه در روز کنکور به دلیل حال نامساعدش کل رویاها و آرزوهایش نقش بر آب شد.

ادامه مطلب...


رحیمی برای دانشگاه مجبور بود در شهری کوچک به تنهایی زندگی کند و بابت یادگیری زبان آلمانی و مهاجرت و تغییر رشته و کنکور مجدد، تقریبا یک سال یا به عبارتی دو ترم دانشگاهی عقب بیفتد. او می‌گوید دغدغه‌های زیادی را پشت سر گذاشته که روزی گله‌مند از وجودشان بوده است. اما تمامی این اتفاقات سبب نشد تا دست از تلاش بردارد. در حال حاضر فاطمه رحیمی به سبب عبور از شکستی که به تعبیر خودش تمام زندگی‌اش بود، تبدیل به انسانی خود ساخته و تا حدودی قوی شده است.


او می‌گوید امروز با مرور لحظات گذشته به خود افتخار کرده و از داشتن عزیزانی که هر ثانیه قلبش به اعتماد وجودشان می‌تپید، مسرور است. به عقیده‌ی رحیمی در کتاب تا بیست سالگی (Until twenty years old) روزی رشدمان آغاز می‌گردد که از ارزشمندترین رویاهایمان می‌گذریم و با کوله‌باری از تجربه آماده‌ی موفقیت‌های پیش رو خواهیم بود.


در بخشی از کتاب تا بیست سالگی! می‌خوانیم:
از وقتی یادمه در مورد هر موضوعی در اطرافم شدیدا کنجکاو بودم و آنقدر فکر می‌کردم و به طرق مختلف باشون درگیر می‌شدم تا برام حل می‌شدن و نهایی‌ترین کار برای قانع شدنم بعد از کلی کلنجار، سؤال کردن بود که خیلی کم پیش می‌یومد و برای همین اطرافیانم معمولا خیلی نمی‌دونستن توی ذهنم چی می‌گذره...
ولی عشق، یکی نه بهتره بگم تنها مسئله‌ایه که از وقتی یادمه برام عجیب بوده و دنبال تفسیرش بودم... اون موقع‌ها کارتون دیو و دلبر برام خیلی جذاب بود و همیشه برام جای سؤال داشت از ترحم و مهربونی و دل‌سوزی که بگذریم چی باعث می‌شه یک نفر که چیزی کم نداشت از زیبایی و انسانیت شیفته‌ی یک دیو بشه... توی دنیای کودکانم با دل‌رحم بودن اون دیو و اهمیت اندک ظاهر، خودم رو قانع کردم ولی همیشه یه جایی ته ذهنم رو مشغول می‌کرد.
هر چی بزرگ‌تر می‌شدم و درکم از دنیا بیش‌تر، عشق برام مجهول و مجهول‌تر می‌شد. آخه توی جهان کودکانم، همه چیز بو و خوی بهشتی داشتن، زیباتر، مهربون‌تر، پول‌دارتر و کلا هیچ صفتی که دیگری رو از بقیه به لحاظ منفی برای جلب توجه متمایز کنه وجود نداشت...

ادامه مطلب...

فاطمه رحیمی,کتاب تا بیست سالگی,فاطمه رحیمی نویسنده اصفهان,کتاب تا 20 سالگی

ادامه مطلب...

در دنیای متنوع مجازی، با وجود انواع آ‍پلیکیشن های هوشمند به راحتی می‌توان با مخاطبان متفاوت گردشگری در سرتاسر دنیا ارتباط برقرار کرد و به آسانی و با کمترین هزینه ممکن تبلیغات خوبی از بازار خود ارائه کرد.

جاذبه‌های بی‌شمار تاریخی، طبیعی و گردشگری در ایران، همچنان نیازمند معرفی جذاب و هوشمندانه است تا در اولین گام برای خود مردم ایران و در مرحله بعد و بر اساس زبان تعیین شده در دنیا پخش شود تا جهان، ظرفیت‌های این بهشت پهناور را بشناسد.

در این میان، رسانه‌ها، تهیه‌کنندگان و متولیان امر تولید این آثار، باید مطالعات خوبی نسبت به آثار تولید شده داشته باشند و با شناخت مسیر طی شده تا به امروز، تولیدات را در محورهای جدیدی ادامه دهند و بر اساس این مدل، افراد بیشتری از جامعه را در دایره مخاطبان خود قرار دهند.

سال‌های سال و از آغاز ساخت مستندهای سینمایی و تلویزیونی، سوژه‌های میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری بخشی از محتوی این ساختار را شامل می‌شد و آثار ماندگار و فاخری با این رویکرد تولید شده و در دوره‌های مختلف در دنیا منتشر شده است. اما این روزها، در دنیای مینمال، انسان‌ها نیازمند آثاری متناسب با خلق و خوی خود هستند. آثاری که بتوانند در کوتاه‌ترین زمان ممکن و با به‌روزترین امکانات تصویری، جذابیت‌های موجود را نمایش دهند. تولید کلیپ‌های کوتاه و با بهره‌گیری از تکنیک‌های مدرن تصویربرداری و استفاده از تجهیزات حرفه‌ای، به یک جریان جهانی بدل شده است. البته دراین مسیر، تولید بی‌هدف و با موضوعات مصرفی و محتوی بدون فکر، آسیبی جدی برای این جریان سریع و مخاطب ساز به حساب می‌آید. که باتدبیر صاحبان قلم، ایده و رسانه، این موضوع می‌تواند در مسیر درست و اصلی خود هدایت شود.

پرداختن به جاذبه‌های کمتر شناخته شده، استفاده از آخرین امکانات تصویری و شناخت ذائقه مخاطبان در هر گوشه از جهان در کنار ترجمه‌های کارشناسی به زبان‌های بازار هدف، از اقدامات مؤثری بوده که در دو ماه اخیر و با شیوع ویروس کرونا هنرمندان و بخش‌های مرتبط در وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی انجام دادند تا بتوانند در دوران پساکرونا از جریان عظیم صنعت گردشگری بازنمانند.

اما این پایان راه نیست و باید پذیرفت، تبلیغات در گردشگری، یکی از مهم‌ترین اقدامات هر کشوری است و جدا از حمایت‌های دولت و بخش خصوصی، این امر با ایجاد انگیزه در قالب برگزاری جشنواره‌های فیلم و اولویت‌دهی به گردشگری در بین موضوعات جشنواره‌های بین‌المللی، می‌تواند جریان ساز این صنعت مهم در ایران باشد.

ایرانگردی,  گردشگری,شهرداری,استانداری,یارانه,فرمانداری ,وزارت,رضا نورمحمدی,عطیه مومنی,ایرانگردی,گردشگری,بلیت,سفر,سفر ارزان,اداره کل تهران, قیمت ارز, قیمت دلار, بخشداری , دهیاری, شورای اسلامی شهر, پرسپولیس, استقلال, بهترین هتل, هتل ارزان, بهترین رستوران

 
* مدیر روابط‌عمومی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی مازندران

ادامه مطلب...

حرکت آزاد اطلاعات، ارتباطات و ارتقای سطح آگاهی‌ها و‌ سواد عمومی در فرآیند جذب توریست بسیار تعیین‌کننده است و نتیجه بهره‌گیری درست و صحیح از فناوری‌‌های نوین ارتباطی است.

روابط عمومی در صنعت گردشگری یعنی اعتمادسازی، افزایش آگاهی‌های عمومی و بین المللی و شتاب دادن به صنعت سفر و توریسم.

در این میان نقش روابط‌ها و به خصوص روابط عمومی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در شناخت مزایای نسبی و رقابتیِ گردشگری می‌تواند گردشگر بیشتری را جذب کند.

اما آنچه تاکنون باعث عدم موفقیت صد درصدی نظام ارتباطی و روابط عمومی شده عدم وجود استراتژی ارتباطی و نبود چشم انداز در این حوزه بوده است.

در این شرایط باید قبول کرد هر عملکرد اشتباهی تا چه میزان به گردشگری کشور آسیب می‌رساند و تلاش در این زمینه به جز همراهی مردم و مشارکت آنان سودی نخواهد داشت.

هر چند تقویت روابط عمومی ها برای ارتقای صنعت گردشگری اجتناب ناپذیر است و آنچه باید بطور شفاف در مدل روابط عمومی گردشگری مورد توجه جدی قرار گیرد تقویت نظام اطلاع رسانی و توجه ویژه به روابط عمومی ها به عنوان مرکزی نظام‌مند، برنامه ریزی شده و سنجیده، گردشگری را در ساختار بین المللی مطرح و معرفی کند.

گردشگری و میراث فرهنگی هویت ملی و موضوعی چند وجه است که بسیاری از دستگاهها با آن مرتبط هستند، شهرداری به عنوان مدیریت شهری، وزارت کشور برای اقدامات امنیتی در رابطه با گردشگران خارجی، نیروی انتظامی برای نوع تعاملات و برخورد با گردشگران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای ساماندهی فرهنگ جامعه و دیگر نهاد ها، باید وظیفه خود را به خوبی در این زمینه انجام دهند.

به نظر می رسد برای رسیدن به مدل روابط عمومی گردشگری باید چند سیاست کلی را این زمینه در نظر گرفت که مهمترین آن ها: تخصص گرایی و حرفه ای سالاری مدیران روابط عمومی، استقلال، اعتبار و بهره گیری از تکنیک های جدید ارتباطی و از همه مهمتر ایجاد نگرش ارتباطی در تمام بدنه دولت، همه دستگاه های دولتی، همه مدیران و همه کارمندان است.

* مدیر روابط عمومی و امور فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خراسان رضوی

ایرانگردی,  گردشگری,شهرداری,استانداری,یارانه,فرمانداری ,وزارت,رضا نورمحمدی,عطیه مومنی,ایرانگردی,گردشگری,بلیت,سفر,سفر ارزان,اداره کل تهران, قیمت ارز, قیمت دلار, بخشداری , دهیاری, شورای اسلامی شهر, پرسپولیس, استقلال, بهترین هتل, هتل ارزان, بهترین رستوران

ادامه مطلب...
تقریباً اغلب فلاسفه روی این مسئله اتفاق‌نظر دارند که تفسیر، تأثیر و روح یک رویداد همیشه از کالبد و ماهیت حادثه بزرگ‌تر است حتی اگر اثر آن در زمان خود درک نشود.

خبر ثبت  ۵ مهرماه به‌عنوان «روز گردشگری» در تقویم رسمی کشور درست از همین رویدادهایی بود که وقتی خبر آن منتشر شد موج رسانه‌ای قابل توجهی شکل نگرفت و اظهارنظر چندانی در شبکه‌های اجتماعی به دنبال نداشت. موضوعی که به تعبیر فلاسفه روح و ذات آن هنوز پنهان است.

اینکه هم‌زمان با روز جهانی گردشگری، کشور ما نیز یک روز را با همین عنوان در تقویم رسمی ایران ثبت کرده چه سودی می‌تواند داشته باشد و یا این اقدام بیشتر نمادین است یا هدفی را دنبال می‌کند ازجمله سؤالاتی است که بی‌شک در ذهن بسیاری شکل گرفته و ما تلاش داریم در این گزارش به همه آن‌ها پاسخ دهیم ولی برای تحلیل فلسفه یک رویداد، ابتدا باید خود واقعه را بررسی کرد.

آنچه از گردشگری نمی‌دانیم

وقتی صحبت از گردشگری می‌شود همه توجه ما به سمت تأثیرات اقتصادی این صنعت می‌رود اما موضوع سفر تا چه اندازه می‌تواند ثروت‌آفرین و پول‌ساز باشد که وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی را بر آن داشته تا با رایزنی‌های فراوان یک روز ملی را با این عنوان در تقویم رسمی کشور ثبت کند. شاید باورش برای خیلی‌ها سخت باشد که بدانند هم‌اکنون در جهان 319 میلیون شغل در صنعت گردشگری وجود دارد که هر روز به تعداد آن نیز اضافه می‌شود.

واقعیت این است که تأثیرات اقتصادی گردشگری چیزی فراتر از هتلداری، تورگردانی، موزه‌داری، طبیعت‌گردی و آثار تاریخی و فرهنگی است. وقتی صحبت از 319میلیون شغل می‌شود یعنی وسعت دید را باید گسترده‌تر از مشاهدات کنونی کرد.

ساخت تولیدات چادرهای مسافرتی، عکاسی، اپلیکیشن و نرم‌افزارهای سفر، کفش و عصای طبیعت‌گردی و کوه‌نوردی، موسیقی و کنسرت، درشکه‌های خیابانی، شهربازی و پارک‌های آبی، ساخت چوب ماهیگیری، تولید سلاح‌های شکاری، جت اسکی، بالن‌سواری، کشتی‌های تفریحی، دکه‌های بین‌راهی، سافاری، آفرود، شترسواری، سوغات، فعال شدن صنعت چاپ در انتشار نقشه و بروشور، رونق آموزشگاه‌های زبان خارجی، نمایشگاه‌های بین‌المللی، خلبانی و میهمان‌داری و تمام مشاغل هوایی و ریلی، توریست سلامت، گردشگر صنعتی، فروش محصولات خانگی از فرش‌های نفیس و قیمتی تا شیرینی‌جات و ترشی‌های خانگی تنها بخش کوچکی از مشاغل فعال و درآمدزا در این حوزه هستند. وقتی در کشور ترکیه هوای استانبول را در قالب قوطی‌های مدیترانه می‌فروشند یعنی اشتغال‌زایی در صنعت گردشگری مرزی ندارد و می‌توان از "هیچ" ارزش‌آفرینی کرد و این بیانگر ظرفیت‌های بی‌بدیل و نامحدود حوزه توریسم است.

روح روز ملی گردشگری

کالبد و ظاهر ثبت، پنجم مهرماه به‌عنوان روز ملی گردشگری در تقویم رسمی بیانگر توجه ویژه کشور به مقوله توریسم است اما بی‌شک وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی از این پیشنهاد و رایزنی آقای وزیر، هدفی بزرگ‌تر از کالبد و نمایه داشته است. چیزی که می‌توان از آن به‌عنوان روح و فلسفه ثبت روز ملی گردشگری نام برد.

روز ملی گردشگری یعنی هیچ‌یک از فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی یا انسانی این حوزه تنها در انزوا رونق نمی‌گیرد و نمی‌توان همه مسئولیت‌ها را برعهده یک وزارتخانه گذاشت.

نام‌گذاری این روز ملی گواه این امر است که دولت و ذینفعان بخش‌های دولتی و خصوصی به‌طور فزاینده‌ای باید تلاش کنند به‌طور مسئولانه و پایدار صنعت گردشگری را مدیریت کنند تا پتانسیل عظیم آن به‌درستی تحقق یابد.

این روز هرساله به جامعه پویا و در حال پیشرفت ایران یادآوری می‌کند که هر فرد به‌طور مستقیم و غیرمستقیم چه وظیفه‌ای در برابر صنعت گردشگری دارد و نباید وظیفه خود را کوچک و حتی بی‌ثمر تصور کند. حتی اگر کمترین وظیفه لبخند زدن به یک گردشگر و راهنمایی او باشد.

واقعیت این است که گردشگری فعالیتی فراصنعتی است که به بخش‌های مختلف دیگری نیز تسری یافته است در نتیجه وظیفه ایجاد اشتغال مستقیم و غیرمستقیم را می‌طلبد، صنعت گردشگری به‌طور پیوسته مهارت‌های مختلفی را طلب می‌کند و ورود سریع نیروی کار را برای همگان فراهم می‌سازد. وقتی صحبت از فلسفه ثبت روز ملی گردشگری می‌شود باید به یاد داشت که "دست‌های بسیار کارهای بزرگ می‌کنند." واقعیت این است که گردشگری نه‌تنها بر ارزش‌های اقتصادی یک کشور یا منطقه تأثیر می‌گذارد بلکه بر ارزش‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور نیز تأثیرگذار است به همین دلیل باید از سال آینده در روز ملی گردشگری برنامه‌های فراحوزه‌ای را تدارک دید، اعطای نشان ملی گردشگر به بهترین گردشگر سال ایران، اعطای نشان ملی گردشگر به موفق‌ترین شهردار که توانسته اقدامات اثری بخشی در حوزه توریسم انجام دهد و یا اعطای نشان ملی گردشگر به بهترین رسانه، بهترین کارآفرین، بهترین بلاگر و حتی بهترین خلبان، میهمان‌دار و یا حتی بهترین مجموعه درمانی می‌تواند بخشی از اتفاقات سال آینده باشد.

از این پس هرساله در روز ملی گردشگر می‌توان در شبکه‌های اجتماعی هشتگی (#) را ساخت تا با استفاده از آن ظرفیت‌های گردشگری ایران را به سراسر دنیا مخابره کنیم. وظیفه‌ای حداقلی که هر شهروند می‌تواند از طریق تلفن همراه خود برای رونق گردشگری انجام دهد.

ادامه مطلب...
عقبه تاریخی، فرهنگی، مدنی و معنوی ایران، عقبه عظیمی است که در طول تاریخ خود همواره هم زنده بوده و هم زاینده.

با توجه به نقش میراث فرهنگی در قوام بخشیدن به هویت ملی و با هدف انسجام داخلی و همچنین به منظور پاسداشت میراث فرهنگی کشورمان ایران و برای ادای دینی هرچند مختصر و ناچیز اندکی از هزاران را ولو با دانش اندکم بر زبان آورم. میراث فرهنگی هر سرزمینی بنا بر میزان اثرپذیری و یا اثرگذاری آن سرزمین در تاریخ بشریت حائز اهمیت فراوان است.

این میراث هم دربردارنده میزان و سهم یک سرزمین در چرخه تمدن بشری اعم از عرضه و تولید فکر و اندیشه است و هم در دریافت، جذب و هضم دستاوردهای معنوی سایر ملل در میراث تمدنی خویش با گفتمانی نوین است. از این روست که پاسداشت میراث فرهنگی به مثابه ارج گذاشتن به هویت ملی، قومی و مذهبی سرزمینی چون ایران است که تار و پود آن با تاریخ پرفراز و نشیبش گره خورده است.

عقبه تاریخی، فرهنگی، مدنی و معنوی ایران، عقبه عظیمی است که در طول تاریخ خود همواره هم زنده بوده و هم زاینده. زنده از آن جهت که در برخورد با فرهنگ ها و آداب و رسوم‌های گوناگون اگر چنانچه در طرف مغلوب هم قرار می گرفته؛ اما باز هم به دلیل غنای تاریخی و فرهنگی خویش و با هضم فرهنگ اقوام غالب در ظرف میراث فرهنگی و معنوی خود همواره قوم غالب را مغلوب اندیشه و غنای فرهنگی ایران می‌کرده است، و زاینده از آن روی که با هر شکست خوردنی به مانند قُقنوس اسطوره ای سر از خاکستر جوشان ایران برمی آورد و زندگی و زایندگی را از سر می گیرد.

بین افسانه قُقنوس و سرگذشت ایران تشابهی می توان دید. ایران نیز چون آن مرغ شگفت بی همتا بارها در آتش خود سوخته است و باز از خاکستر خویش زائیده شده ؛ ایران و میراث فرهنگی اش بارهای بار این زائیدگی در مرگ را گذرانده است و در میان درد شکفته است.

آری به راستی که میراث فرهنگی ایران میراثی است جاودان، میراثی که به تعبیر سید جواد طباطبایی اندیشمند سیاسی ایران سنگ خارای زمانه است. در پیچ و خم های تاریخی تا مرز نیستی رفته است و از هستی ساقط شده است و اما باز هم در بزنگاه‌های حساس تاریخ خود را یافته است. کشور کهنسالی چون ایران که چندهزار سال بر سر یکی از حساس ترین نقطه های جهان زندگی کرده و محل تلاقی و برخورد شرق و غرب و شمال و جنوب بوده و در مرکز تلاقی تمدن ها و یورش ها و کشمکش ها قرار داشته، بدیهی است که کوله بار سنگینی از میراث فرهنگی و معتقدات می اندوزد و شیوه تفکر و شیوه خاص بودن خود را بنیان می نهد که دست کم گرفتن این میراث فرهنگی و معنوی و یا معارضه با آن نافرجامی شومی با خود به همراه خواهد داشت.

بنا بر قول اندیشمند معاصر محمدعلی فروغی «اگر ما دعوی سربلندی داریم می بایست به لوازم آن عمل کنیم و یکی از لوازم آن احترام به آثار گذشتگان است»، حفظ این آثار تنها و تنها محض تفنن و تفریح نیست بلکه اسباب آبروی ماست. معرف عظمت و لیاقت یک ملت است. ارزش میراث فرهنگی و معنوی ایران تا بدانجاست که اکثر سفرنامه نویسان نیز بدان اذعان داشته‌اند.

ادوارد براون یکی از این شخصیت های فرهنگی است که در سفرنامه خود از قدرت جذب و جاذبه فرهنگی میراث تاریخی ایران سخن به میان می آورد و غنای میراثی ایران را در نوع خود بی همتا می داند. توصیفی که براون از آثار تاریخی بین راه اصفهان تا شیراز و حتی آثار باقی مانده سرزمین پارس به میان می آورد بسیار جاندار و دلکش است که از زبان یک فرنگی ایران دوست به نگارش درآمده است.

بیشترین تأکید ادوارد براون بر لزوم حفظ مواریث فرهنگی گذشتگان این سرزمین و ثبت و انتقال آن به نسل های آینده بوده است. همه این ظرفیت ها و جوش و خروش فرهنگی و معنوی در روح و کالبد سرزمینی به نام ایران معنا یافته است. به درستی و با اتکای بر داشته‌های فرهنگی‌مان می توانیم از عمق وجودمان فریاد برآوریم که میراث فرهنگی مان، تبلور آرمان ملی هر ایرانی است.

پایان کلام  را با سخنی از دکتر اسلامی ندوشن روشن می‌سازم؛ جایی که ایشان در مورد ایران چنین بر زبان می آورند که «ایران سرزمین شگفت آوری است، تاریخ ایران از نظر رنگارنگی و گوناگونی کم نظیر است. بزرگترین مردان و پست ترین مردان در این آب و خاک پرورده شده اند. حوادثی که بر سر او آمده بدان گونه است که در خور کشور برگزیده و بزرگی است، فتح های درخشان داشته است و شکست های شرم آور ، مصیبت های بسیار و کامروائی های بسیار . گوئی روزگار همه بلاها و بازی های خود را بر ایران آزموده است. او را بارها بر لب پرتگاه برده و باز از افتادن بازش داشته. ایران شاید سخت جان ترین کشورهای دنیاست. دوره هایی بوده است که با نیمه جانی زندگی کرده اما از نفس نیفتاده و چون بیمارانی که می خواهند نزدیکان خود را بیازمایند درست در همان لحظه که همه از او امید برگرفته بودند چشم گشوده است و زندگی را از سر گرفته.»

* کارشناس میراث فرهنگی استان بوشهر

ایرانگردی, گردشگری, شهرداری, استانداری, یارانه, فرمانداری, وزارت, رضا نورمحمدی, عطیه مومنی, ایرانگردی, گردشگری, بلیت, سفر, سفر ارزان, اداره کل تهران, قیمت ارز, قیمت دلار, بخشداری, دهیاری, شورای اسلامی شهر, پرسپولیس, استقلال, بهترین هتل, هتل ارزان, بهترین رستوران

ادامه مطلب...
در چنین ایامی هرساله ویژه‌برنامه‌های متنوعی باهدف معطوف ساختن توجهات به موضوع گردشگری، مزیت‌ها و چالش‌های فراروی آن در سراسر جهان برگزار می‌شود تا تأکیدی دوباره بر نقش بی‌بدیل این صنعت در اقتصاد جهانی و توسعه پایدار جوامع باشد. دولت جمهوری اسلامی ایران نیز با درک ابعاد اهمیت این صنعت و با شناخت از ظرفیت‌ها و جاذبه‌های طبیعی و تاریخی کشورمان، طی چند سال گذشته توجهی مضاعف به حوزه گردشگری و ارتقاء جایگاه آن در سطح بین‌المللی داشته است. به‌رغم تحریم‌های یکجانبه آمریکا و تلاش‌های صورت گرفته درزمینهٔ ایران هراسی، روند رشد گردشگری ایران طی دو سال گذشته شتابی افزون‌تر یافته و حرکت چرخ گردشگری ایران روی ریل‌های جهانی این صنعت روان‌تر شده است. درواقع اقبال فعالان گردشگری جهان به ایران نشان از عقیم بودن تحریم‌ها علیه کشورمان دارد و رشد شمار گردشگران ورودی به کشور نیز بر این واقعیت صحه می‌گذارد. تنوع رویدادهای بین‌المللی دو سال گذشته هم چون رویداد تبریز ۲۰۱۸ پایتخت گردشگری جهان اسلام، همدان ۲۰۱۸ پایتخت گردشگری آسیا، برگزاری نشست اعضای وابسته سازمان جهانی جهانگردی در ایران با حضور دبیر کل این سازمان، برگزاری نشست راهنمایان گردشگری جهان در ایران، تعامل سازنده دبیر کل سازمان جهانی جهانگردی برای پیش‌برد اهداف کشورمان در این حوزه، برگزاری رویدادهای نمایشگاهی و موزه‌ای متقابل بین ایران و سایر جوامع به‌ویژه کشورهای اروپایی، و موارد بی‌شمار دیگر در این زمینه نشان از دیپلماسی فعال و اثربخش ایران در صنعت گردشگری کشور دارد. این دیپلماسی فعال درعین‌حال دستاوردهای ارزشمندی برایمان به همراه داشته است که افزایش شمار ثبت جهانی آثار ایران، کسب رتبه‌های بین‌المللی در نمایشگاه‌های موزه‌ای، تسهیل بازگشت آثار تاریخی ایران و پذیرش پنج عضو جدید وابسته ایران در سازمان جهانی گردشگری ازجمله آن‌هاست.

شاخص‌های آماری و اعداد و ارقام نیز روایتگر شتاب روزافزون قطار گردشگری ایران است و شمار گردشگران ورودی از رقم چهار میلیون و ۷۰۰ هزار گردشگر در سال ۹۶ به هفت میلیون و ۸۰۰ هزار گردشگر در سال ۹۷ رسیده است. به‌این‌ترتیب برای نخستین بار تراز گردشگری ایران مثبت شده و تلاش بر این است که این تراز مثبت به‌صورت موردی با کشورهای مختلف نیز تحقق پیدا کند. به‌عنوان‌مثال در رابطه با ترکیه در حال نزدیک شدن به تراز مثبت و هم‌چنین با اجرای سیاست لغو روادید برای کشورهای هدف هم چون چین به‌عنوان یک بازار بزرگ و برخی کشورهای منطقه، شاهد رشد محسوس ورود گردشگر از این کشورها به ایران هستیم. به‌عنوان نمونه پس از لغو روادید یک‌طرفه با عمان ۴۰۴ درصد رشد در جذب گردشگر از این کشور به ایران اتفاق افتاد. خروجی این مسیر برای اقتصاد کشور درآمد ارزی ۱۱.۸ میلیارد دلاری از محل گردشگری ورودی در سال گذشته بوده و برای ادامه این مسیر نیز چشم‌انداز ۳۰ میلیارد دلاری تا ۲۰۲۵ ترسیم‌شده است. هم‌چنین به محصولات گردشگری تنوع داده‌شده و رویکرد گردشگری از قالب فرهنگی به سایر بخش‌ها به‌ویژه گردشگری سلامت و طبیعت‌گردی تنوع یافته است. گردشگران زیارتی ایران نیز علاوه بر زیارت به بخش گردشگری سلامت و تفریحی جذب‌شده‌اند و به این واسطه گردشگری ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلاری برای هر گردشگر به ۱۳۰۰ تا ۱۴۰۰ دلار رسیده است.

شاخص‌ها و آمار یادشده در کنار اقدامات و طرح‌های انجام‌گرفته برای استانداردسازی خدمات گردشگری و بهبود وضعیت نیروی انسانی این بخش، همراهی ایران را با شعارهای راهبردی سازمان جهانی گردشگری نشان می‌دهد. نگاهی به شعار امسال سازمان جهانی گردشگری- «گردشگری و اشتغال: آینده‌ای بهتر برای همه» بر ضرورت و اهمیت این رویکرد صحه می‌گذارد و آموزش، مهارت و اشتغال سه موضوعی است که به‌طورجدی در دستور کار است. از سویی با توجه به رویکرد مثبت سازمان جهانی جهانگردی به تحولات گردشگری ایران، این فرصت می‌تواند حضور و قدرت چانه‌زنی ایران در این سازمان را افزایش داده و محملی برای طرح ایده‌ها و پیشنهاد‌ها کشورمان باشد.

بی‌تردید ارتقای زیرساخت‌ها، به‌روزرسانی استانداردهای خدمات و برنامه‌ریزی برای تبلیغات مناسب بین‌المللی از ظرفیت‌ها و جاذبه‌های ایران از الزامات گریزناپذیر توسعه صنعت گردشگری در کشورمان و نیازمند همراهی و همگامی سایر دستگاه‌ها است.

با توجه به تغییر ساختار سازمان میراث‌فرهنگی به وزارتخانه و برنامه‌ها و اقدامات پیش‌بینی‌شده متناسب با ساختار جدید، تنها در سایه اجماع، همدلی و همکاری قوای سه‌گانه و تمام بخش‌های عمومی و خصوصی مرتبط، شاهد تحقق سهم واقعی این صنعت در شکوفایی اقتصاد کشور خواهیم بود.

 

ادامه مطلب...

بندر بوشهر،بندری است با پیشینه ای درخشان تاریخی که بنا بر جغرافیای طبیعی خویش،در طی سالیان متمادی، سرنوشت خود و مردمان صیادش را بنابر شرایط خاص تاریخی و سیاسی اش با معادلات قدرت در خلیج فارس پیوند زده است.


در مقاطعی حساس از تاریخ ایران که در زمانی نواحی چون؛خراسان و نواحی شرقی از یکسو و از سوی دیگر طبرستان و کرمانشاهان و نواحی غربی ایران محور حوادث سیاسی بودند،بوشهر نیز در برهه ای از تاریخ خویش بنابر شرایط زمانی و مکانی اش محور حوادث و مسائل سیاسی ایران زمین بود.رخدادهای تاریخ سیاسی معاصر ایران از جنگ های دوگانه هرات از نیمه ی اول عصر قاجار گرفته تا وقوع جنگ جهانی اول در اواخر قاجار و کشیده شدن دامنه آن به ایران و بوشهر نمونه ای از این حوادث و مسائل سیاسی مهم معاصر ایران و خلیج فارس است.اما سوای از این مسائل بوشهر کنونی از پیشینه ای باستانی در کرانه های شمالی خلیج فارس برخوردار بوده است که در این مقال بنابر اهمیت این موضوع اشاره ای مختصر به منظور کاوش های باستان شناسی صورت گرفته، به منظور درک جایگاه مهم تاریخی بوشهر و الزام به حفاظت و حراست و پاسداشت مواریث تاریخی و فرهنگی این بندر پرداخته شده است.

مطالعات باستان شناختی در بوشهر به طور جدی و علمی از آغاز قرن نوزدهم میلادی شروع و در دهه دوم قرن بیستم شتاب گرفت. کاوش ها پس از جنگ جهانی دوم پی گرفته شد و تا به امروز نیز ادامه دارد.

کاوش های صورت گرفته در بندر بوشهر که با کشف لوح ها و کتیبه ها همراه بوده تا حدودی اطلاعات مهمی را در مورد پادشاهان عیلام،دین و مذهب این پادشاهان را به نسل امروز القا می کند.

نکته جالب توجه اینکه تا پیش از حضور و فعالیت باستان شناسان اروپایی در بوشهر مورخان ایرانی به وجود چنین آثاری در بندر بوشهر اشاره نموده اند اما به دلیل عدم برخورداری و فقدان رشد علمی ایران عصر قاجار هیچ کوششی در این زمینه به عمل نیامد.

مورخانی چون میرزا فرصت شیرازی در سال 1303 ﻫ.ق / 1889 م و همچنین محمد حسن خان اعتمادالسلطنه در آثارشان با شگفتی از آثار تاریخی موجود با عنوان "غرایب" یاد کرده و این آثار را از رازهای سر به مهر ایران باستان می دانستند. بر اساس اسناد و منابع موجود تاریخی برای نخستین بار یک پژوهشگر آلمانی به نام دکتر اندریاس دست به کاوش در آثار باستانی گورستان شغاب در بوشهر می زند که به دنبال این اقدام قسمت هایی از یک آجر نبشته عیلامی مربوط به تمدن عیلامی ها در این گورستان کشف شد.

این لوح بعدها توسط دکتر اندریاس به تاجری ارمنی از اهالی بوشهر به نام "مالکوم" واگذار و سپس در جریان مسافرت مارسل دیولافوا باستان شناس فرانسوی در عصر ناصری قسمت های مهمی از این لوح شناسایی و به موزه ی لوور پاریس منتقل شد.بر اساس گزارش هایی که از هیأت باستان شناسی آلمانی در سال 1876 م باقی مانده است در محل تپه باستانی شغاب در جنوب شبه جزیره بوشهر صدها آجر نبشته که عمدتاً متعلق به دوران کلاسیک عصر تمدن عیلام بودند کشف شد.بنا به نقل یکی از باستان شناسان آلمانی همراه دکتر اندریاس به دلیل عدم توانایی مالی هیأت باستان شناسی آلمانی در پرداخت هزینه انبار جهت نگه داری کتیبه ها و آجر نبشته ها در این انبارها،این هیأت برخی از این کتیبه های اکتشافی در بندر بوشهر را به عنوان یادگار سفرشان به موزه های پاریس،لیدن هلند و لندن فروختند.

از جمله فواید کاوش های باستان شناسی هیأت آلمانی به سرپرستی دکتر اندریاس در بوشهر را می توان شناسایی الواح و آجر نبشته های عیلامی در این بندر دانست که تا آن روز دنیای باستان شناسی از آن خبر نداشت.سید قاسم یاحسینی از پژوهشگران بوشهری در اثر خویش به نام "تاریخ شهر لیان" مهمترین دستاورد حفاری آندریاس در بوشهر را کشف و شناسایی الواح عیلامی به جهانیان می داند و آن را دستاوردی بس مهم ارزیابی می کند.

پس از کاوش هایی که هیأت باستان شناسی آلمانی در بوشهر انجام دادند برای مدت زمانی این کاوش ها متوقف شد تا اینکه در اواخر دوران قاجار و در سال 1913م/1331 ه.ق هیأت باستان شناسی فرانسوی به سرپرستی موریس پزار وارد بوشهر شد و در هماهنگی که با موقرالدوله حکمران بوشهر و همچنین سرپرسی کاکس نماینده کنسولگری بریتانیا در بوشهر داشت شروع به کاوش در این بندر کردند.

پزار فرانسوی با استفاده از اطلاعات موجود از هیأت باستان شناسی آلمانی و همچنین استفاده از اطلاعات پیران و معمرین بوشهری شروع به کاوش در حوزه های باستانی بندر بوشهر و مناطقی چون ریشهر،سبزآباد و امام زاده نمود.به جرأت می توان گفت که کاوش های صورت گرفته توسط پزار و هیأت فراسوی او در بوشهر قسمت های تاریک تاریخ عیلام را در کرانه های شمالی خلیج فارس به محوریت بندر بوشهر تا حدود زیادی آشکار کرد.

مطالعات پزار پس از جنگ جهانی اول چاپ شده و مورد استقبال خیل عظیمی از مورخان و باستانشناسان قرار گرفت بطوریکه عیلام شناسان و خلیج فارس شناسانی چون سرآرنولد ویلسون،پیرآمیر،جورج کامرون والتر هینتس و رومن گریشمن و پاتس به این گزارش پزار ارجاع و استناد نموده اند.علاوه بر موریس پزار باستان شناسانی چون سر اورل استاین انگلیسی که سیستم آبرسانی،قنات ها و چاه های باستانی بوشهر را در دوران پهلوی اول مورد مطالعه قرار داد و همچنین دیوید ویلیامسن و دیوید وایت هاوس نیز مطالعات عمیق و علمی در مورد تمدن باستانی بوشهر انجام داده اند که در جای خود در خور تأمل است.

اما کاوش های باستان شناسی باستان شناسان ایرانی عمدتاً به دوران پس از انقلاب اسلامی باز می گردد که باستان شناسانی چون دکتر اسماعیل یغمایی و دکتر علی اصغر میر فتاح در سالهای 62 و 69 به بوشهر آمده و به مطالعه و گمانه زنی هایی در مورد گورستان شغاب پرداختند و گزارش هایی نیز در مورد مطالعات خود منتشر کردند.در اوایل دهه هفتاد نیز بار دیگر دکتر اسماعیل یغمایی به همراه باستان شناسانی چون دکتر سرافراز و دکتر مهدی رهبر به بوشهر آمده و گزارش های مفصلی از آثار باستانی و تاریخی موجود در بوشهر تهیه کردند که این گزارشات در آرشیو اداره کل میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری استان بوشهر موجود است.نکته در خور تأمل آن است که به جز یک مورد مابقی باستان شناسان ایرانی گزارش های علمی و باستان شناختی خود را منتشر کردند و به ارائه یک گزارش داخلی برای سازمان مربوطه خود اکتفا نمودند که این امر خود جای بسی تأمل دارد.

بنابراین و در یک نگاه کلی بندر بوشهر را می توان با توجه به مستندات تاریخی و باستان شناسی موجود ، بندری مهم و راهبردی در معادلات شاهان و فرمانروایان ایران باستان دانست که این قدرت ها از طریق تسلط و نظارت بر این بندر به دنبال تثبیت،بسط و احاطه سیطره سیاسی و اقتصادی خود بر کرانه های شمالی و جنوبی خلیج فارس بودند.لازم به ذکر است که چنین اهمیت و چنین پیشینه ای لزوم توجه بیشتر به کشفیات باستان شناسی در دو حوزه خشکی و دریا را در این بندر الزامی به نظر می رسد.

*کارشناس میراث فرهنگی استان بوشهر

ایرانگردی,  گردشگری,شهرداری,استانداری,یارانه,فرمانداری ,وزارت,رضا نورمحمدی,عطیه مومنی,ایرانگردی,گردشگری,بلیت,سفر,سفر ارزان,اداره کل تهران, قیمت ارز, قیمت دلار, بخشداری , دهیاری, شورای اسلامی شهر, پرسپولیس, استقلال, بهترین هتل, هتل ارزان, بهترین رستوران

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه مطلب...

 




احیای باغ بزرگ سردار مفخم نقطه آغازی برای احیای ابنیه تاریخ ساز خراسان شمالی است و نقشه راهی برای سایر ابنیه تاریخی خواهد بود.


شهر بجنورد کنونی یا بیژن یورد قدیم  در سال 1689 میلادی به وسیله تولی خان دوم یکی از امیران ایل شادلو بنا شده که در طول تاریخ دسخوش فراز و نشیب های زیادی شده است یکی از افراد به نامی که در تاریخ این شهر بسیار نام آشنا است محمد خان شادلو است معروف به سردار مفخم  که در سال 1300 دستور ساخت عمارت مفخم را برای سکونت خود و خانواده اش را صادر کرد. دارالحکومه مفخم شامل آینه خانه، عمارت، کلاه فرنگی، حوض خانه و سردر می شود که همگی در باغ چند هکتاری مفخم قرار دارند.

اما این بنا که شناسنامه تاریخی شهر بجنورد بود در مرور زمان دستخوش تغییرات زیادی شد به طوری که کوچک و کوچکتر شد و در طول 2 دهه قبل تنها بنای آینه خانه مفخم و عمارت مفخم باقی مانده آن شکوه باغ سردار بود، که میان این دو هم با بی مهری های توسعه فضاهای شهری جدایی افتاده و خیابان شریعتی شمالی این دو بنای تاریخی را از هم جدا کرده است.

در سال 1320 از طرف ورثه سردار مفخم عمارت اصلی و محوطه را وقف بهداری برای ساخت بیمارستان کردند که توسط علوم پزشکی بیمارستان امام رضا (ع) احداث شد.

 هر روز که می گذشت تاریخ پر صلایت این عمارت کم رنگ تر می شد تا اینکه در سال 1370 این بنا در اختیار سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری قرار گرفت که پس از طی مراحل مرمت به عنوان موزه مردم شناسی مورد بهره برداری قرار گرفت و جان دوباره ای به این ابنیه در حال فراموشی داده شد پس از استان شدن خراسان شمالی در سال 1384 و تشکیل اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان شمالی اما بار دیگر احیاء باغ بزرگ سردار مفخم رونق گرفت و از سال های 1386 تا 1392 طرح تملک زمین های اطراف آینه خانه در دستور کار اداره کل قرار گرفت بسیار از زمین ها و مغازه های اطراف آن خریداری شده و بخش کوچکی از این باغ بزرگ مجدد احیاء شد.

 در دوره مدیریت کنونی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با همراهی استاندار و مدیران شهری مصوبات خوبی برای احیاء باغ بزرگ مفخم انجام شده و طبق این توافقات قرار است به زودی ساختمان بیمارستان تخلیه شده و تحویل میراث فرهنگی شود تا در مراسمی فاخر فرآیند تخریب ساختمان های الحاقی  و احیاء باغ 6 هکتاری مفخم با حضور مسئولان عالی رتبه سازمان میراث فرهنگی، مدیران استانی و دغدغه مندان میراث ملی آغاز شود.

در این بین با توافقات انجام شده اداره کل میراث فرهنگی و شهرداری بجنورد خیابانی که سال ها بین آینه خانه و عمارت مفخم جدایی انداخته قرار است بار دیگر سهمی در برپایی باغ بزرگ مفخم ایفا کند.

احیای این مجموعه نقطه آغازی برای احیاء ابنیه تاریخ ساز این استان است و نقشه راهی برای سایر ابنیه تاریخی خواهد بود.

اکنون نباید نام عبدالله قاجار را از یاد برد بسیاری از اطلاعات کنونی مدیون ثبت تصاویر است که  آن زمان با هنر عکاسی این فرد به ثبت رسیده است. امثال این افراد در طول تاریخ حافظه تاریخی ملت بزرگ ایران را برای نسل های بعد به یادگار گذاشته اند.

چیزی که امروزه بسیار از شهرها با آن روبه رو هستند بحران هویت است زیرا در شهر ها بدون پیوند با گذشته تغییر شکل های بنیادین اتفاق افتاده در واقع هویت با اندوخته های ذهنی افراد مرتبط است که حفظ ابنیه تاریخی می تواند در حفظ این اندوخته های ذهنی یا همان هویت ها کمک کند.

حال با فرصت تاریخی پیش روی شهر بجنورد در صورت احیاء باغ  مفخم علاوه بر احیاء تاریخ و هویت شهری با توجه به قرار گرفتن در محور اصلی شمال غرب کشور به شمال شرق کشور و تردد بسیاری از گردشگران و مسافران مسیر مشهد که تنها شهر بجنورد را معبری برای رسیدن به مقصد می بینند می توان این شهر را به عنوان مقصد جدیدی برای علاقه مندان به جاذبه های تاریخی معرفی کرد.


مدیر روابط عمومی و امور بین الملل صندوق احیاء و بهره برداری از بناها و اماکن تاریخی وفرهنگی

 

 

 

Google

در اين سایت
در كل اينترنت

 

تماس با ما

 

 

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

کوتاه کننده لینک

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

عکس پروفایل

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس